آرشيو

شعر  

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

افتتاح بخش فارسی در كتاب خانه مرکزی  شهر وین         ویدامشایخی     20 ژوئن 2007

 من شرط را باختم. گفته بودم اگر 40 نفر بیایند شانس آورده ایم و گرجی گفته بود اگر100  نفر بیایند موفق شده ایم چون 50 درصد از صندلی ها پر خواهد بود. شب گرمی است  و در سالن اجتماعات كتابخانه مرکزی  شهر وین هوا دم کرده  است.   ابتدا فكر كردم  حرارتم   بخاطر هیجانی است كه از فكر خواندن كتابم پیدا كرده ام  و لی  دیدم  دیگرانی را كه با ورقی  كاغذ  خود را باد می زنند . تعداد کسانی که آمده اند خیلی بیش از آنست که  پیش بینی می شد.  صندلی ها پر شده  و  جا برای نشستن نیست . عده ای سر پا ایستاده اند.   

شب 15  ژوئن 2007  و مراسم افتتا ح  بخش فارسی كتابخانه مرکزی  شهر وین است . تمام  برنامه را خانواده دکتر مرزبان مدیریت  كرده اند . هدف بزرگی دارند .   حفظ  زبان فارسی و  گسترش آن در میان جوانان نسل دوم وسوم و نسل هایی كه شاید  هرگز  به ایران برنگردند.   نسل هایی كه اگر به داد نرسی نه تنها  زبان مادری را فراموش خواهند كرد بلکه را بطه اشان با فرهنگ و عا طفه ایرانی قطع خواهد شد.

دسترسی  نداشتن  به کتاب فارسی  برای مهاجرین کتاب خوان غصه بزرگیست . به یاد می آورم در سال های اول مهاجرت داشتن یک کتاب فارسی برایم به آرزویی بدل شده بود  و بیاد می آورم روزی  را که  بسته ای از سرزمینم  برای خواهرم رسید .  ژوزف بالسامو و غرش طوفان ترجمه پرویز منصوری . شاید آن روزها اگر ایران بودم هرگز این کتاب را برای خواندن انتخاب نمی کردم . چون آن زمان ترجمه های منصوری را نمی پسندیدم  ، منصوری ، مترجمی که به گفته  زنده یاد مترجم نامدار کریم امامی "  با ترجمه هایش  و با زبان شیرینش بسیاری را کتاب خوان کرد" .

بدین ترتیب  ژوزف بالسامو و  غرش طوفان در آن روزها ی نخستین  غربت خیلی به دادم رسید .

 نسل اول مهاجر آنچنان در گیراست  که زبانی که فرا می گیرد تنها برای تنازع بقاست . زبانی نیست که بتواند با آن آثار ادبی بخواند . در نتیجه برای این نسل ، اگر اهل کتاب باشد ، دور بودن از کتاب به زبان فارسی درد  بزرگیست .

 نسل دومی ها که هنوز  زبان فارسی از ذهنشان جدا نشده  ، تمرکزشان را به  یادگیری زبان بیگانه می دهند و در ساعات فراغت اگر اهل کتاب باشند ،  بیشتر متوجه ادبیات بیگانه می شوند.  نسل سومی ها  داستان دیگری دارند . اگر والدینشان همتی کرده باشند ، آنها فارسی را در کلاس های فارسی در حد مدرسه ابتد ائی  یادگرفته اند.

انسان  در مهاجرت دلتنگ خیلی چیز ها می شود.   رنگ  ها ، بوها ، صد اهای   آشنا  و از همه مهم تر حرفهایی  با همپالكی ها .

- كتاب جدید  چی  خوانده ای ؟  

  دکترگرجی مرزبان و همسرش مهندس مهرزاد حمزه لو  برای رفع این کمبود قدم بزرگی برداشتند.  بعد  از تماس  با مدیر کتابخانه ،  در ژانویه 2007 موفق شدند بخش کوچکی از کتابخانه مرکزی  شهر وین را به کتاب های فارسی  اختصاص دهند. کتابخانه مرکزی  شهر وین در حال حاضر یکی از مدرنترین مراکز اطلاعات و مدارک اروپا ییست. این کتابخانه با جمع آوری بیش از 300000 جلد کتاب از آثار معاصرین و 60000 صفحه و نت موسیقی، سی دی، دی وی دی و ویدیو مرکزی  استثنایی برای تحقیق و تبادل دانسته ها و تجربیات فرهنگی بین المللی بوجود آورده است.

 ابتدا  قفسه ایی برای   نخستین 100 کتاب فارسی  دربخش زبانهای بیگانه در نظر گرفته  و   با واژه فارسی (persisch ) مشخص می شود.   انتخاب  صد كتاب  در میان انبوه آثار زبانیكه لااقل صدا ها دیوان شعر دارد بسی دشوارمینمود. چگونه و چه کسی  می توانست صد اثر برجسته در میان هزاران نوشته درخشان فارسی را دست چین كند.  از دکتر محمد دهقانی و دکتر مظفر بختیار  ، استادان دانشگاه کمک گرفته  می شود.   باید از نقطه ای شروع کرد و کم کم کار را گسترش داد. گزینش آثار به  ادبیات معاصر صد سال اخیرمحدود می شود.  نه به خاطر انكه سعدی و حافظ قدیمی  شده باشند بلكه برای  کمک به فارسی خواندن  نسل های جوان ایرانی  مهاجر که اگرنخستین کتابی که میگشایند حافظ باشد بخاطردرک مشکل  اشعار زیبای آن ، ممکنست فارسی خواند ن را برای همیشه کنار بگذارند.

  از آنگذشته حافظ و سعدی و خیام  و مولوی و دیگر شاعران  بنام مدتهاست که ترجمه   آثارشان به زبان آلمانی  وارد این کتابخانه شده است . بدینسان  صد كتاب با خردمندی انتخاب می شوند . صد کتابی که نما ینده  راستین ادبیات معاصرایرانند. نیمی از آنها از کتابخانه های شخصی ایرانیان و مجموعه دکتر مرزبان به کتابخانه مرکزی شهر وین هدیه می شوند و برخی دیگر از ایران خرید اری  و توسط دانشجویان و مسافران به وین آورده می شوند.

 تخمی كاشته شد كه بارور خواهد شد و درختی  از آن بر خواهد آمد كه شاخ و برگش را نه میتوان برید  و نه می شود آنرا از بیخ و بن پوساند . درختی  اصیل  كه هیچ سیلی یا طوفانی نمی تواند آن را از ریشه بدر آورد .  

 برای مطلع كردن جامعه  ایرانیان مقیم وین  شبی در نظر گرفته می شود ومرا نیز در این برنامه می گنجانند كه بخش هایی از اولین داستان بلند م   ، آذر و امجدیه ، را  بخوانم . این کتاب توسط نشر خجسته جزو  مجموعه "کار اول"  به چاپ رسیده و  در خرداد 1386  به بازار آمده است.  

مهمانان  از راه می رسند . بسیاری از  چهره ها  آشناست  . از خیل جوانان نسل دوم  نیز درمیان آنان  دیده می شوند ، تک و توک نسل سومی ها نیز به چشم می خورند که با کمک  کلاس های فارسی  که زنان مهاجر تشکیل داده اند خواندن و نوشتن را فرا گرفته اند.  در  این میان  جوانان افغانی را می بینم که نه از ظاهرشان که شبیه به هم هستیم ، بلکه از لجحه اشان پی می برم افغانید.

غیر از فارسی زبانان ، اشنایانی از سرزمین های اتریش ، بلغارستان ، یونان ، ایالات متحده  ، آلمان، آلبانی  و مصر  شرکت کرده اند . با نگاهی به آنها باری دیگر  در زندگیم پی می برم که چگونه یک کار هنری  - فرهنگی می تواند انسانها را با زبانهای مختلف ، اعتقادات متفاوت و فرهنگ ها و سنت های گوناگون در یک نقطه  با صمیمیت گرد هم آورد.  

دختر بیوك جدیكار فوتبالیست قدیمی ایران ، از پیشكسوتان جاویدان  فوتبال ایران ،  وارد می شود. چشمهایش گریان است . میگوید   " دیدن عكس روی جلد كتاب و نام امجدیه  - كه بخشی از نام كتاب است - مرا دگرگون كرد ، مرا به یاد قدیم انداخت و به یاد پدرم " . جدیکارمقیم  آمریکاست .

فکر می کنم ما همه در درونمان به خاطر این پراکندگی ها می گرییم.  

برنامه آغاز می شود. همه به دو زبان فارسی و آلمانی است.  کار  ترجمه را مهرزاد و گرجی مرزبان انجام داده اند.  نوشته ها  همزمان با  گوینده  روی صفحه  ایی بزرگ به تصویر در می آیند. آریو مرزبان  ، جوانی از نسل سوم  پخش نوشته ها روی صفحه بزرگ را بر عهده دارد.   مهمانان  می توانند برنامه را به هر دو زبان دنبال کنند.  حمید صدر بخشی از كتابش " منشی حافظه " را می خواند. این کتاب در سال 2005  برنده جایزه برونو  کرایسکی شده است.  منشی حافظه ویرانی شهر وین در جنگ جهانی  دوم را ترسیم می کند. داستان از زبان یک دانشجوی ایرانی بازگو می شود که به جستجوی تاریخ شهر می رود و با گذشته یکی می شود. این کتاب توسط خانم پریسا رضایی به فارسی برگردانده شده و بزودی در ایران منتشر می شود.  صدر نویسنده بسیار توانائیست.

ما ایرانی ها ، ما فارسی زبانان -  افغانی ها را هم باید اضافه  كنم -  در وین صاحب یك كتابخانه شدیم. كوچك است اما وجود دارد. امروز كوچك است و لی میدانم كه رشد خواهد كرد. می خواهم كه  اتریشی ها را  قضاوت نكنم آنها هم  مثل  مردم بقیه جاهای دنیا  جنس مرغوب و نامرغوب دارند و  این طایفه دست  اندكارا ن كتاب  از جنس مرغوب هستند. معاونت  کتابخانه آقای رودولف کراوس  و مسئول خدمات فنی  آقای توماس گلدنر  برای راه اندازی کار از هیچ کمکی دریغ نکردند.     

شب افتتاح مجموعه  كتاب های فارسی در كتابخانه  مرکزی  شهر وین به پایان می رسد. هیجان ها تمام می شود . امشب می توان راحت و بدون اضطراب سر را روی بالش گذاشت و خوابید. مهمانان با خوش حالی سالن را  ترك كرده اند . از فردا می توانند آثا ر فروغ فرخ زاد ، ناهید طباطبایی ، سیمین دانشور ، صادق هدایت ،  احمد شاملو ، سهراب سپهری ، صادق چوبک ، جلال آل احمد ، احمد محمود ، محمود دولت آبادی   و دیگران را از كتابخانه ای در وین  قرض كنند و یا در كافه تریای كتابخانه بنشینند و در حالیكه فنجان قهوه اشان را می نوشند با زبان مادری سفری به دنیای نویسندگان همزبانشان داشته باشند.

وین - ویدامشایخی

20 ژوئن 2007

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون     |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون     |    آدرسهای مفيد
تماس با کانون: kanun@andischeh.com