آرشيو

شعر  

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

شيرين عبادي در مصاحبه با روز:    نه خاتمي مجوز داد، نه احمدي نژاد

 ۱۵ مرداد ۱۳۸۵   به نقل از روز 

خبرهاي خوبي از وضعيت فعالان سياسي به گوش نمي رسد. بعد از درگذشت اکبر محمدي، خبر از صدوراحکام جديد و دستگيري هاي جديد مي رسد. فعاليت کانون مدافعان حقوق بشر در ايران نيز غيرقانوني اعلام شده... در اين موارد با شيرين عبادي گفت و گو کرده ايم.

با درگذشت آقاي اکبر محمدي دوباره مساله حقوق بشر در ايران بر سر زبان ها افتاد...

ابتدا به خانواده شادروان اکبر محمدي، زندانيان سياسي، دانشجويان عزيز و ملت ايران درگذشت شادروان اکبر محمدي را تسليت مي گويم. کاري که با اين جوان شد از مصاديق بارز حقوق بشر است و بايستي در قبال آن متخلفين مورد بازخواست قرار بگيرند.

شنيده ها حکايت از نامناسب بودن وضعيت برادر آقاي اکبر محمدي و احمد باطبي در زندان دارد. براي اينان چه کار مي شود کرد؟

وکالت آقاي احمد باطبي از طريق کانون مدافعان حقوق بشر به آقاي محمد شريف واگذار شده و ايشان در اين زمينه فعاليت زيادي کرده و ادامه هم خواهند داد. اما توجه فرماييد که اين اقدامات وسيع يک روي سکه است و اينکه مقامات قضايي و مسئولان زندان حاضر به رعايت مقررات قانوني شوند نيز روي ديگر سکه. اگر قرار بود طبق قانون دادرسي و محاکمه اي صورت بگيرد نه اکبر محمدي فوت مي کرد و نه منوچهر محمدي در زندان بود و نه اينکه احمد باطبي به چنين سرنوشتي دچار مي شد. تمامي اين امور ناشي از بي توجهي مسئولين به قوانين است.

همسر آقاي موسوي خوئيني اخيرا از وضعيت ايشان ابراز نگراني کرده و گفته بودند از ايشان اطلاعي ندارند. شما به عنوان وکيل آقاي موسوي خوئيني از وضعيت ايشان اطلاعي داريد؟

من حتي نتوانسته ام با موکلم ديدار داشته باشم. چندبار مراجعه کرديم اما اجازه ملاقات ندادند. حتي اجازه خواندن پرونده نيز به من داده نشده. اتهام موکل من اعلام نشده و طبق اظهارات همسرشان ايشان مبتلا به سردرد هستند و بايستي نزد پزشک معالج شان به مداوا ادامه دهند که متاسفانه اين امر هم عملي نشده. من در اينجاتوجه مقامات زندان را به حفظ جان کليه زندانيان ازجمله موکل خودم آقاي موسوي خوئيني جلب مي کنم.

احکام جديدي براي فعالان سياسي ملي – مذهبي صادر شده و تعدادي از زندانيان سياسي هم به زندان برگردانده شده اند. آيا اين نشانه دور جديد برخوردها نيست؟

لزوما هروقت مسايل امنيتي پيش مي آيد حکومت ها به خودشان اجازه مي دهند آزادي هاي فردي را محدودتر کنند. باتوجه به تصميمي که در شوراي امنيت گرفته شده و وضعيتي که در عرصه بين المللي براي ايران شکل گرفته به نظر مي رسد آزادي هاي فردي در ايران در قبال مساله اي که از سوي حکومت، امنيت ملي نام گرفته کم رنگ تر مي شود.

اخيرا وزارت کشور اعلام کردفعاليت کانون مدافعان حقوق بشر غيرقانوني است و در صورت ادامه فعاليت تحت پيگرد قرار خواهند گرفت. واکنش شما به اين نظر چيست؟

طبق قانون اساسي نهادها ، انجمن ها و احزاب در صورتيکه مخل نظم عمومي نباشند آزادند. اين بدان معنا است که انجام فعاليت هاي نهادهاي مدني احتياج به کسب مجوز ندارد. بنابراين کانون مدافعان حقوق بشر از ابتدا هم نياز به صدور پروانه و کسب مجوز نداشت. اما چهارسال پيش که ما تصميم گرفتيم چنين کانوني را به اتفاق دوستان داير کنيم از همان ابتدا براي اينکه به حکومت نشان دهيم گروهي زيرزميني نيستيم و قصد براندازي حکومت را نداريم ـ اساسا براندازي حکومت هادر محدوده حقوق بشر نمي گنجد ـ و براي اينکه ثابت کنيم خودمان را بالاتر از قانون نمي دانيم به وزارت کشور رفتيم و با تشکيل پرونده درخواست ثبت کانون و صدور پروانه فعاليت کرديم. ما حائز کليه شرايط قانوني بوديم و هستيم. پرونده در کميسيون ماده 10 احزاب مطرح شد و در آنجا با تاسيس انجمن موافقت شد. به ما گفتند اساسنامه بدهيد، اين کار را کرديم. بعد گفتند اصلاحاتي انجام بدهيد، اين کار را هم کرديم. مجددا گفتند يکي دو مورد جزيي را اصلاح کنيم، که اين کار را هم کرديم. اما تاکنون نه خبري از کميسيون احزاب وزارت کشور شده و نه اجازه فعاليت ما صادر شده. در حقيقت ما به قانوني که حکومت نوشته بود احترام گذاشتيم، اما متاسفانه حکومت به قوانيني که خودش گذاشته احترام نمي گذارد و به ما برخلاف قانون پروانه فعاليت نداده و ما به اين موضوع اعتراض داريم.

نکته جالب توجه اين است که زماني که احزاب مخالف دولت ظرف دو ماه تاسيس مي شوند و به ثبت مي رسند و پروانه فعاليت مي گيرند ـ منظورم حزب اعتماد ملي آقاي کروبي است ـ و يا درجايي که ساير نهادها و انجمن ها مي توانند به راحتي تاسيس شوند ـ انجمن دفاع از زندانيان که موسس آن آقاي باقي است، يا انجمن دفاع از قربانيان خشونت يا کميسيون حقوق بشر اسلامي ـ نمي دانم چرا قانون در مورد کانون مدافعان حقوق بشر اجرا نمي شود. در اينجا بايد اضافه کنم مااز اينکه به سايرين اجازه فعاليت داده شده بسيار خوشوقتيم. زيرا که قانون مي گويد آنها بايد به آزادي فعاليت کنند. اما تقاضاي ما اين است که لطفا همانطور که قانون را در مورد ديگران اجرا مي کنيد درمورد ما هم اجرا کنيد. چرا بيش از 4 سال پرونده ما بدون هيچ عذر موجهي بايد معوق بماند و مااز طريق سايت هاي خبري بايد متوجه شويم که اگر به فعاليت مان ادامه دهيم تحت پيگرد قرار خواهيم گرفت. اين درحالي است که کانون مدافعان حقوق بشر به عضويت فدراسيون بين المللي جوامع حقوق بشر درآمده و از اين طريق ثبت بين المللي شده و به علت خدمات شاياني که براي پيشبرد حقوق بشر داشته برنده جايزه حقوق بشر از کميسيون ملي حقوق بشر دولت فرانسه هم شده است.

آيا برخورد با کانون مدافعان حقوق بشر رادر راستاي دور جديد برخورد با فعالان سياسي ارزيابي نمي کنيد؟

ابتدا بايد بگويم که کانون مدافعان حقوق بشر سه وظيفه عمده برعهده دارد. يکي گزارش موارد نقض حقوق بشر، دوم دفاع رايگان از متهمين عقيدتي – سياسي و سوم حمايت از خانواده زندانيان سياسي – عقيدتي. شايد به همين دليل است که نتوانستند وجود ما را تحمل کنند؛ زيرا تعداد بيشماري از متهمين سياسي – عقيدتي توسط وکلاي سرشناس کانون به رايگان دفاع مي شوند. اما بايستي توجه داشت که اگر بتوانند برخلاف قانون در کانون را پلمپ بکنند و مانع فعاليت کانون شوند، اعضاي موسس کانون که همگي وکيل دادگستري هستند و از سال ها قبل از متهمين سياسي – عقيدتي دفاع کرده اند، به کار خود ادامه خواهند داد. بنابراين اگر تصور مي شود با ايجاد اين محدوديت، دفاع از متهمين سياسي – عقيدتي در ايران معطل خواهد ماند بايد بگويم هرگز چنين اتفاقي نخواهد افتاد. زيرا يکايک ما به وظايف خود عمل خواهيم کرد و ضمنا از کليه طرق قانوني براي اعتراض به عملکرد غيرقانوني وزارت کشوراستفاده خواهيم کرد.

چرا در اين روزهاي اخير بسياري از اصلاح طلبان درقبال نقض حقوق بشر سکوت کرده اند؟

همانطور که در مصاحبه قبلي خودم با روز به شما گفتم بايد بگويم ما از 4 سال قبل تقاضاي صدور مجوز براي کانون کرديم. در آن موقع آقاي خاتمي رييس جمهور بودند و آقاي موسوي لاري هم وزير کشور. خود بنده يک بار به ديدار آقاي موسوي لاري رفتم و از ايشان سئوال کردم علت اينکه پروانه فعاليت براي کانون مدافعان حقوق بشر صادر نمي شود چيست. هربار کليه کارکنان وزارت کشور و آقاي موسوي لاري عنوان کردند که مشکلي در بين نيست، عجله نکنيد، انشاءالله مي دهيم. اما متاسفانه به وعده هاي خودشان عمل نکردند. در دوران وزارت آقاي پورمحمدي هم با ادامه فعاليت کانون موافقت نشد. يعني در حقيقت نه تنها در دوران آقاي احمدي نژاد، بلکه در دوران آقاي خاتمي هم ما موفق نشديم کانون مدافعان حقوق بشر را به ثبت برسانيم. بنابراين سکوت آقايان در اين مرحله براي من چيز جديدي نيست. من اين مساله را به کرات، چه در مورد خودم و چه در ساير موارد ديده بودم که اگر حقوق غيرخودي ها تضيع شود زياد اهميتي نمي دهند

البته من اساسا از هيچ کس در دنيا توقع ندارم. فکر مي کنم وطيفه اي برعهده من است که بايد آن را انجام دهم ، چه مورد حمايت قرار بگيرم و چه قرار نگيرم. اما آنچه که گفتم براي اين است که در حقيقت همگان متوجه شوند عدم ثبت کانون فقط مربوط به دوران آقاي احمدي نژاد نيست، بلکه از زمان آقاي خاتمي شروع شده بود.

با توجه به وضعيت جديدي که ايجاد شده شما دورنماي وضعيت حقوق بشر را چگونه مي بينيد؟

من دورنماي حقوق بشر در ايران را بسيار خوب مي بينم. زيرا وقتي به گذشته فکر مي کنم مي بينم که مردم بسيار علاقمندتر و مشتاق تر به حقوق بشر هستند. در سال هاي 60 و 61 وقتي روزنامه هاي بنيادگرا و دست راستي مي خواستند به من ناسزا بگويند مرا فمينيست، ليبرال و طرفدار حقوق بشر خطاب مي کردند. يعني اينگونه صفات به منزله ناسزا تلقي مي شد، ولي الان خوشبختانه دفاع از حقوق بشر يک امر اجتماعي شده است. همه مدعي طرفداري از حقوق بشر هستند ولو اينکه خود بعضا ناقض حقوق بشر باشند. بنابراين در زمينه حقوق بشر آنچه که مهم است خواست مردم است و مردم از حقوق خودشان در مقابل متجاوزين دفاع مي کنند و اين جاي اميدواري است.

 

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون     |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون     |    آدرسهای مفيد
تماس با کانون: kanun@andischeh.com