اردشیر محصص
کاریکاتوریست و طراح ایرانی بعد از
تحمل یک دوره بیماری پارکینسون،
شامگاه پنج شنبه هجدم مهرماه در سن
هفتاد سالگی بر اثر سکته قلبی در
نیویورک درگذشت.
اردشیر محصص هجدم
شهریور سال 1317 در شهر رشت در خانواده ای
فرهنگی و معروف به دنیا آمد، مادرش
شاعر بود و دوست پروین اعتصامی و پدرش
قاضی شهر.
محصص بعد از درگذشت
پدرش در دوازده سالگی به تهران آمد و در
رشته ادبی دیپلم گرفت و در دانشگاه
حقوق خواند.
علاقه اش به رشته حقوق آنطور که خود
گفته به کلاه قضاوتی بر می گشت که پدرش
بر سر می گذاشت و او نیز در کودکی آرزو
داشت که از آن استفاده کند.
|
من آنچه را می بينم میکشم؛ به
نظر من کاريکاتورها اسناد يک
عصرند؛ همچنان که مدارک رسمی،
اعلاميههای دولتی و گزارش های
پارلمانی نيز چنين هستند
|
محصص در سال 1341 از
دانشکده حقوق دانشگاه تهران لیسانس
گرفت اما راهش به دادگاه و قضاوت نکشید.
یک سالی را در کتابخانه یکی از
وزارتخانه ها سر کرد و بعد از این که
همه کتابهای آنجا را خواند، استعفا داد
و به دنبال استعدادی رفت که در کودکی
نشانه هایش بروز کرده بود.
وقتی سه ساله بود به
همراه برادر بزرگترش به سینما رفت و
سریال مشهور "بلای جان نازی ها" را
دید، در برگشت به منزل، خانواده از او
پرسیدند که چه دیده است؟ او چون نمی
توانست ماجرای فیلم را شرح دهد، پس
آنچه را دیده بود روی کاغذ کشید.
محصص قریحه و
استعدادش را کشف کرده بود، پس بعد از
جدایی از کار یک ساله دولتی، طراحی را
پیشه خود ساخت و عمرش را وقف این کار
کرد.
زمانی که احمدی
شاملو سردبیری کتاب هفته را برعهده
گرفت، طرح های اردشیر را برای چاپ
پذیرفت و نامش به عنوان طراحی صاحب سبک
ثبت شد.
شاملو در باره هنر
محصص می نویسد: "اگر قلم عبید چاقوی
جراحی است، قلم اردشیر نیز چنین است-
برای من این هر دو، ثباتان کاراکترهای
جامعهاند. نشان دهندگان حماقتها،
طمعها، یالانچی پهلوانیها،
خودپسندیها... آدمهای او آدمهای
آشنای جامعهاند مائیم و همسایگانمان."
بعد از تعطیلی کتاب
هفته، محصص به روزنامه کیهان رفت و
مدتی طرحهایش به رغم تلخ بودن مضامین
آنها در این روزنامه چاپ می شد.
طرحهایش بعدها در
قالب کتاب منتشر شد و در گالری ها به
نمایش درآمد. سيروس طاهباز در سال ۱۳۵۰
نخستين مجموعه طرح های محصص را با
عنوان کاکتوس در دفترهای زمانه چاپ کرد.
طرحهای محصص زوایایی
از جامعه را نشان می دهد، ورای ظاهر آن
با خطوط لرزان، صاف و گاه هندسی.
محصص
خود در باره کارهایش می گوید:" من
آنچه را می بينم میکشم؛ به
نظر من کاريکاتورها اسناد يک
عصرند؛ همچنان که مدارک رسمی،
اعلاميههای دولتی و گزارش های
پارلمانی نيز چنين هستند."
از محصص مجموعه های
با اردشير و صورتک هايش، اردشير و هوای
توفانی، تشريفات، شناسنامه، لحظه ها،
وقايع اتفاقيه، ديباچه و تبريکات
منتشر شده است.
از آثار محصص کتاب
های "اردشير محصص، تاريخی کوتاه "
و "زندگی در ايران" در ۱۹۹۴ توسط
انتشارات ميج ( MAGE ) در آمريکا انتشار
يافته است.
شخصیت های آثار محصص
همه در حال حرکت و تکاپو هستند و خودش
گفته است: "اغلب کاراکترهای آثار
من در حال دويدن هستند؛ من تا
چند سال پيش قادر به کشيدن حالت
دو و حرکت نبودم و هميشه فکر می کردم
که اگر اين توانايی در من پيدا
شود، قادر به هر کاری هستم. اين
مشکل سرانجام حل شد و حالا فکر می
کنم اين من هستم که دارم
به سوی آنچه می خواهم، می دوم.
فکر می کنم که ناخودآگاه تمام
حرکات و سکنات، لباس و کفشهای
پرسوناژهايم را از روی خودم می
کشم. چاقی و لاغری اين شيطانکها هم
کاملا وابستگی به رژيم غذايی ام
دارد."
محصص پیش از انقلاب
ایران به نیویورک رفت و تا زمان مرگ در
آنجا زندگی کرد. او برای نشریات معتبری
چون روزنامه نیویورک تایمز طرح کشید.
تا دو سال پیش در
ایران خبری از محصص نبود و کسی خبر از
او نداشت. همه چیز در خاطرات نسلی خلاصه
می شد که سی سال پیش را روایت می کرد تا
آنکه تعدادی از آثار وی برای اولین بار
بعد از انقلاب در تهران به نمایش
گذاشته شد.
بازگشت هنرمند به
ایران با طرحهایش، یک بار دیگر فضای
هنری کشور را تحت تاثیر قرار داد و
خاطرات گذشته زنده شد.
آخرین نمایشگاه آثار
وی در خرداد ماه امسال در نیویورک به
مناسبت بزرگداشت این هنرمند
کاریکاتوریست ایرانی از سوی "انجمن
آسیا" برپا شد.
در این نمایشگاه که
به مناسبت یک عمر فعالیت هنری محصص
برپا شده بود، خودش به دلیل بیماری
حضور نداشت.
اردشیر محصص سه ماه
بعد در حالی دنیا را با آمهایش تنها
گذاشت که هنوز چهره آن مرد پیشانی بلند
با عینک ته استکانی که به کاریکاتور
ایران شکل تازه ای داد در خاطره
ایرانیان بازمانده است.
برای
دیدن نمونه هایی از آثار اردشیر محصص
اینجا را کلیک کنید
شنبه 11 اکتبر 2008 - 20 مهر
1387 بی بی سی