آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

 موسيقی

   

به بهانه صدمين سال تولد پابلو نرودا؛ شاعر عاشقانه ها 

جمعه 16 ژوئيه 2004 , BBC


شايد گزافه نباشد اگر پابلو نرودا را پر خواننده ترين شاعر معاصر جهان بدانيم. کمتر کسی را در عرصه شعر معاصر جهان می شود يافت که مانند پابلو نرودا محبوب باشد.

نرودا در ۱۹۰۴ در پارال يکی از شهرهای کوچک شيلی بدنيا آمد. در دوران مدرسه با گابريلا ميسترال شاعره سرشناس شيلی که اولين نوبل را برای شيلی به ارمغان آورد آشنا شد و اين ميسترال بود که دروازه دنيای ادبيات و شعر را به روی او باز کرد.

نرودا از ۱۵ سالگی وارد عرصه ادبيات شد و از اين تاريخ به بعد بود که بی وقفه شعر سرود و زندگی پر از حادثه خود را پی گرفت.

نرودا در پر التهاب ترين دوران تاريخ جهان زيست. او که نا خواسته و تنها به دنبال يافتن شغل با توصيه يکی از آشنايان پر نفوذ به عنوان کنسول به رانگون در برمه اعزام شده بود، از همان دوران جوانی در عرصه ادبيات و سياست، فعاليت پر شوری را پيش گرفت.

 

 پابلو نرودا بزرگترين شاعر قرن بيستم است.

 گابريل گارسيا مارکز

نرودا نيز مانند هزاران نيروی روشنفکر دهه ۳۰ ميلادی مجذوب آرمانهای کمونيستی شد و به جبهه چپ پيوست. فعالانه در مبارزه عليه ديکتاتور اسپانيا در جنگهای داخلی شرکت کرد. او در کتاب خود به نام " خاطرات " می نويسد که چگونه در بحبوحه جنگ در مادريد اشعارش با نام " اسپانيا در قلب من " را که کاغذهايش از خمير کردن کاغذهای باطله و حتی پيراهن سربازان تهيه شده بود در تيراژ ۲۰۰ نسخه چاپ شد و دست به دست ميان مبارزان در سنگرها گشت.

سفرهای متعدد نرودا چه در سالهائی که به طور رسمی نماينده دولت شيلی در سفارتخانه های کشورهای گوناگون بود و چه در سالهای تبعيد از شيلی، او را با چهره های برجسته قرن در ادبيات و سياست آشنا کرد.

نرودا در کتاب خاطرات خود از آشنائی با نهرو، مائوتسه تونگ، چوئن لای، فيدل کاسترو و تقريبا تمامی غولهای ادبی دهه های ۳۰ تا ۷۰ ميلادی سخن می گويد.

در دوران جنگ سرد نرودا متهم به طرفداری از استالين شد اما شعر او چنان پر قدرت و ماورای جنجالهای روزمره بود که مخالفانش نتوانستند با اين اتهامات او را از ميدان بدر کنند.

اشعار تغزلی نرودا از چنان قدرتی برخوردارند که مرزهای جغرافيائی را شکسته و براحتی در دل مردم جهان می نشيند.

 

فيلم پستچی به کارگردانی مايکل رادفورد بر اساس زندگی نرودا در تبعيد ساخته شده است

در ايران تا مدتها نرودا به عنوان شاعری سياسی و مبارز شناخته شده بود. مترجمان اشعار او - شايد بيشتر به سبب نياز آن روزها - شعرهای سياسی او را ترجمه کرده بودند. اما اگر مجموعه کارهای او را در نظر بگيريم نرودا را می توان به جرئت شاعر عاشقانه ها ناميد. اشعار او در باره عشق بسيار زيبا و گاه از نظر غنای تصويری و ايجاز حيرت انگيز و غير قابل دستيابی هستند.

مجموعه از شعرهای عاشقانه نرودا به فارسی با نام " هوا را از من بگير، خنده ات را نه " در سال ۱۳۷۴ توسط نشر چشمه به چاپ رسيد که استقبال زيادی از آن شد و اکنون چاپ هشتم اين کتاب در بازار است.

پس از اين کتاب، مجموعه های ديگری نيز از او چاپ شد و پابلو نرودا امروز چهره ای است شناخته شده برای دوستداران شعر در ايران.

نرودا پس از روی کار آمدن حکومت سالوادور آلنده در ايسلانگرا اقامت کرد و از سياست بکلی کناره گرفت. ۱۱ روز بعد از کودتای ۱۹۷۳ در شيلی و کشته شدن آلنده، نرودا در اقامتگاه خود در ايسلانگرا چشم از جهان بست.

 

دو شعر از نردوا از مجموعه " هوا را از من بگير خنده ات را نه "

کوزه گر

تن تو را يکسره
رام و پر
برای من ساخته اند.
دستم را که بر آن می سرانم
در هر گوشه ای کبوتری می بينم
به جستجوی من
گوئی عشق من تن تو را از گل ساخته اند
برای دستان کوزه گر من.

زانوانت سينه هايت
کمرت
گم کرده ای دارند از من
از زمينی تشنه
که دست از آن بريده اند
از يک شکل
و ما با هميم
کامليم چون يک رودخانه
چون تک دانه ای شن

-----------------------------------------

۸ سپتامبر

امروز روزی بود چون جامی لبريز
امروز روزی بود چون موجی سترگ
امروز روزی بود به پهنای زمين.

امروز دريای توفانی
ما را با بوسه ای بلند کرد
چنان بلند که به آذرخشی لرزيديم
و گره خورده در هم
فرودمان آورد
بی اينکه از هم جدايمان کند.

امروز تنمان فراخ شد
تا لبه های جهان گسترد
و ذوب شد
تک قطره ای شد
از موم يا شهاب

ميان تو و من دری تازه گشوده شد
و کسی هنوز بی چهره
آنجا در انتظار ما بود

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com