آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

موسيقی

   

31 سال از اعدام خسرو گلسرخی و کرامت الله دانشیان گذشت
م. کاوه مهر

 با فرا رسیدن 29 بهمن، سی و یک سال از اعدام خسرو گلسرخی و کرامت الله دانشیان گذشت. در روز 29 بهمن 1352 دو انسان شوریده و میهن دوست به جرم اقدام علیه امنیت کشور اعدام شدند تا صدای اعتراض رو به رشد مردم ایران در نطفه خفه گردد و "جزیره ثبات" امپریالیسم در خاورمیانه دستخوش "ناامنی و بی ثباتی" نگردد.


غافل از آنکه نه تنها توده های مردم در مسیر مبارزات آزادیخواهانه خود از اعدام این دو انقلابی پر شور مرعوب نگشتند که از جسد آنان نیز "پرچم و سرود" ساختند و راه آنان را در مبارزه با استبداد ادامه دادند.

گلسرخی و دانشیان که پیشتر در بیدادگاه نظامی به محاکمه کشیده شده بودند صلاحیت دادگاه را نپذیرفتند و حاضر نگشتند به دفاع فردی از خود بپردازند. گلسرخی در این بیدادگاه که دور تا دور آن سربازان مسلح احاطه کرده بودند در سخنان خود از جمله چنین گفت:

"من در دادگاهی که نه قانونی بودن و نه صلاحيت آنرا قبول دارم از خود دفاع نميکنم . بعنوان يک مارکسيست خطابم با خلق و تاريخ است. هر چه شما بر من بيشتر بتازید من بيشتر بر خود می بالم چرا که هرچه از شما دورتر باشم به مردم نزديکترم و هرچه کينه شما به من و عقايدم شديدتر باشد لطف و حمايت توده از من قوی تر است . حتی اگر مرا به گور بسپاريد – که خواهيد سپرد – مردم از جسدم پرچم و سرود ميسازند."

خسرو گلسرخی و کرامت الله دانشیان ستاره بودند و به خیل ستارگانی پیوستند که دست خونریز استبداد آنان را از آسمان خلقهای میهنمان ربود.


 2 شعر از آنان و به یاد آنان بخوانیم:

تا آفتابي ديگر (از خسرو گلسرخی )

رهروان خسته را احساس خواهم داد
ماه هاي ديگري در آسمان كهنه خواهم كاشت
نورهاي تازه اي در چشم هاي مات خواهم ريخت
لحظه ها را در دو دستم جاي خواهم داد
سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم كرد خواب ها را در حقيقت روح خواهم داد 
دیده ها را از پس ظلمت به سوي ماه خواهم خواند
نغمه ها را در زبان چشم خواهم كاشت
گوش ها را باز خواهم كرد آفتاب ديگري در آسمان لحظه خواهم كاشت
لحظه ها را در دو دستم جاي خواهم داد
سوي خورشيدي دگر پرواز خواهم كرد


بهاران خجسته باد (از کرامت الله دانشیان)

هوا دلپذير شد گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمه ی امید
به جوش آمد از خون درون رگ گياه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه

به خويشان، به دوستان،به ياران آشنا
،به مردان تيزخشم که پيکار ميکنند
به آنان که با قلم تباهي ی درد را
به چشم جهانيان پديدار مي کنند
بهاران خجسته باد،
بهاران خجسته باد.

و اين بند بندگي،
و اين بار فقر و جهل
به سرتاسر جهان،
به هر صورتي که هست
نگون و گسسته باد.

به خويشان، به دوستان،به ياران آشنا،
به مردان تيزخشم که پيکار مي کنند
به آنان که با قلم تباهي ی درد رابه چشم جهانيان پديدار مي کنند
بهاران خجسته باد،
بهاران خجسته باد

به نقل از آذين داد، 2005.02.21

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com