آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

موسيقی

   

از زندگى و آثار الفريده يلينك، برنده جايزه نوبل   مترجم: سمیه نوروزی

 الفريده يلينك نمايشنامه نويس و رمان نويس آوانگارد اتريشى، نويسنده اى موفق و جنجال برانگيز است و يكى از مهمترين ها در ميان هم نسلان خويش به شمار مى آيد. هفتمين رمان او با عنوان «پيانيست» در كشورهاى متعددى ترجمه شده و حتى به سينما نيز راه پيدا كرده است. آثار او از حيث نگاه منتقدانه به جامعه اتريشى، با نويسندگانى چون كارل كرايوس و توماس برنارد مقايسه مى شود.

الفريده يلينك نمايشنامه نويس و رمان نويس آوانگارد اتريشى، نويسنده اى موفق و جنجال برانگيز است و يكى از مهمترين ها در ميان هم نسلان خويش به شمار مى آيد. هفتمين رمان او با عنوان «پيانيست» در كشورهاى متعددى ترجمه شده و حتى به سينما نيز راه پيدا كرده است. آثار او از حيث نگاه منتقدانه به جامعه اتريشى، با نويسندگانى چون كارل كرايوس و توماس برنارد مقايسه مى شود.
او در سال ۱۹۴۶ در اتريش به دنيا آمد و دوران كودكى خود را در وين گذراند. در يك موسسه مذهبى به نام «نوتردام دوسيون» به تحصيلات ابتدايى پرداخت و در همان موسسه رقص كلاسيك و زبان فرانسه را آموخت. همچنين با پيگيرى هاى مادرش ويولن، ارگ و پيانو را ياد گرفت. او در سن ۱۶ سالگى به هنرستان موسيقى وين پا گذاشت. سه سال بعد، از فكر نااميدى مادرش از كار موسيقى او، مايوس شد و تا مدتى در افسردگى به سر برد.
«من از يك خانواده وينى هستم، ثمره يك حكومت پير با فرهنگ هاى مختلف و گوناگون: پدرم اهل چك بود، شيميدان يهودى كه به بحث و تبادل نظر علاقه زيادى داشت، شك ندارم كه نوشتن من فقط به خاطر او است، دست كم مى توان گفت كه تا حدى به او مديونم. او بود كه لذت بحث و گفت وگو را به من نشان داد، باعث شد كه بازى با افعال و كلمات را دوست داشته باشم... مادرم ريشه رومانيايى و آلمانى دارد. بچگى من نيز در وين گذشت. آنجا به مدرسه رفتم و در كنار درس هايم پيانو، ارگ، ويولن و آهنگسازى را ياد گرفتم... در دانشگاه در رشته هاى تاريخ هنر و تئاتر درس خواندم. هر چند كه نتايج امتحانات هيچ يك از اين رشته ها برايم مهم نبود. خيلى زودتر از آنچه كه توقع داشتم، شروع كردم به شعر گفتن. اوايل كارم بود كه شعرهايم در مهمترين مجله آوانگارد اتريشى چاپ شد: مجله پروتوكل.» (الفريده يلينك، خلاصه اى از مصاحبه اى در سال ۱۹۹۳ با مجله نويى بلانش) فرزند پدرى يهودى و سوسياليست ، كه كارش به جنون كشيده شد، (او در سال ۱۹۶۸ در يك آسايشگاه روانى فوت كرد) و مادرى كاتوليك و بسيار مستبد، با روى آوردن به ادبيات واكنش خود را در مقابل زورگويى هاى مادرش آشكار كرد. رمان نخست او در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. او اولين موفقيت بين المللى خود را به خاطر رمان پيانيست (۱۹۸۳) كسب كرد. اين رمان در سال ۲۰۰۱ به نسخه سينمايى (معلم پيانو _ ۲۰۰۱) برگردانده و اكران شد، رمان «لذت» (۱۹۹۰) نيز با شمارگان صد و پنجاه هزار نسخه در آلمان به فروش رفت.
الفريده يلينك خيلى زودتر از آنچه تصور مى شد شناخته شد و مورد احترام يا انتقاد قرار گرفت و تنها علت اين موضوع را مى توان در نوشته هاى تحريك كننده و بى نهايت جنجال برانگيز دانست. هر يك از كلمات او مى تواند براى بعضى از خوانندگان سوزاننده باشد، در عين حالى كه خوانندگان در همان كلمات سردى و بى روحى يخ گونه اى را حس مى كنند. او اسطوره ها را نشانه رفته است و همين امر موجب شده است تا زبانش هميشه نو باقى بماند. زبانى خشن كه از نوعى زيبايى چشمگير بهره مى برد. زبان فاش كننده او از سياستى عميق سرشار است و حتى پرخاشگرى ها و انتقادات شديدى كه در شور مادرى اش نسبت به او روا داشته اند او را به عقب نشينى وادار نكرده است.
گروه سه نفرى نويسندگان مدرن اتريشى، كه او بنيان نهاده، هم اكنون در همه جاى دنيا شناخته شده است: الفريده يلينك، توماس برنارد و پيتر هاندكه. نوشته هاى يلينك با شور و شوق فراوان خوانده و روايت مى شود و مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.
او علاوه بر نمايشنامه، به سرودن شعر، نگارش رمان و نوشتن سناريو براى سينما و تلويزيون و حتى متونى براى راديو پرداخته است. او حدود ده جايزه ادبى را به خود اختصاص داده است. از اين جوايز معتبر مى توان به جايزه هاينريش بل شهر كلن (۱۹۸۶)، جايزه عالى وين (۱۹۸۹)، جايزه بوكر (۱۹۹۸) و جايزه هاينريش هاين دوسلدورف، گوى آلمانى ۲۰۰۲ (بيست و پنج هزار يورو) و... بالاخره به جايزه نوبل ادبيات در سال ۲۰۰۴ اشاره كرد. او همچنين آثار نويسندگان زبان هاى ديگر را به آلمانى ترجمه كرده است.الفريده يلينك پس از آلمان در روسيه نيز بسيار تحسين شده است؛ چرا كه انتشار رمان پيانيست با اكران فيلم ميشاييل هانكه همزمان شده و از موفقيت بى نظيرى برخوردار شد. ولى با وجود موفقيت بين المللى خود، همچنان در معرض خصومت و دشمنى هاى هم وطنانش قرار دارد. به طورى كه برخى از كتابخانه ها كتاب هاى او را تحريم كرده اند. به عنوان مثال، يكى از روزنامه هاى بانفوذ اتريشى به نام كرونن تسه تونگ در يكى از مقالات اخيرش سبك نوشتن او را دست انداخته و حتى از او به عنوان «فاشيست چپى» ياد كرده است. (لوموند، آوريل ۲۰۰۲) در فوريه ۲۰۰۰ نيز نمايش تئاترهاى او در اتريش ممنوع اعلام شد.
آثار او توسط مترجمين زبردست فرانسوى ترجمه و به خصوص بارها و بارها ويراستارى شد. «متونى فوق العاده سخت، كه تنها توسط كسى قابل ترجمه بود كه واقعاً به اين ژانر علاقه مند باشد. من خيلى شانس آوردم كه توانستم با مترجمين كتاب هايم همكارى كنم. آنها بسيار متعهد بودند، به علاوه در واژه سازى هم بسيار متبحر بودند. ما با هم روش جديدى از كار را تهيه كرديم. به عنوان مثال، بازى هاى زبانى در «لذت » بى نهايت پيچيده هستند، در واقع بايد حدود ده سال روى ترجمه اين كتاب وقت مى گذاشتيم.» (الفريده يلينك، خلاصه اى از مصاحبه او با مجله نويى بلانش)
همچنين الفريده يلينك با نمايش «مهم نيست» در بيست و هفتمين جشنواره تئاتر مولهيلم در ژوئن ۲۰۰۲ به عنوان برترين نمايشنامه نويس سال انتخاب شد. «هيات داوران روى اهميت موضوع اين نمايشنامه بسيار پافشارى كردند: ساختار نازى ها در افكار و احساسات دوره معاصر...» (لوموند، ژوئن ٢٠٠٢)
مترجم: سمیه نوروزی

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com