آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

موسيقی

   

ده سال از درگذشت محمد زهری گذشت

با فرارسیدن 15 اسفند ده سال از درگذشت محمد زهری (1305-1373) شاعر بزرگ و مردمی کشورمان گذشت.
هنرمند متعهدی که در مبارزه با شب پرستان "نه پای از راه گردانید" و "نه در راه دشمن گام زد".
هنرمندی که صادقانه زیست و به آنچه می گفت باور داشت و به آنچه باور داشت عمل میکرد.


زهری در" ظلمت شب" و در زمانیکه "خفاشها" فرمانروایی میکردند نیز به امید باور داشت و" آسمانش هماره پر از ستاره بود".

"براي هر ستاره اي كه ناگهان
در آسمان
غروب مي كند
دلم هزار پاره است
دل هزار پاره را
خيال آن كه آسمان
هميشه و هنوز
پر از ستاره است
چاره است"

زهری برای مردم" فردا" نیز سرود و از دشواری پیکار "امروز" برای آنان گفت. او برای یاران فردائیش از" جانانه تر شدن عزم ها در کوران مبارزه" سخن گفت و آنچه که آنان از امروز باید بدانند.

به فردا

به گلگشت جوانان
ياد ما را زنده داريد ای رفيقان!
كه ما در ظلمت شب
زير بال وحشي خفاش خون آشام
نشانديم اين نگين صبح فردا را
بروی پايهء انگشتر فردا

و خونِ ما بسرخي گل لاله
بگرمي لبِ تبدارِ بيدل
به پاكي ّ تنِ بيرنگ ژاله
ريخت، بر ديوارِ هر كوچه

و رنگي زد به خاكِ تشنه هر كوه
و نقشي شد به فرشٍ سنگي هر شهر
و اينست آن پرندِ نرمِ شنگرفي كه مي بافيد
و اينست آن گلِ آتش فروزِ شمعداني
كه در باغِ بزرگش شهر مي خندد
و اينست آن لبِ لعلِ زناني را
كه مي خواهيد

و پرپر مي زند ارواحِ ما
اندر سرود عشرت جاويدتان
و عشقِ ماست لاي برگ هاي هر كتابي كه مي خوانيد

شما ياران
نمي دانيد
چه شبهايي تنِ رنجورِ ما را ... آب كردند
چه لب هايي بجای نقش خنده ... داغ مي شد
و چه امّيد هايي در دلِ غرقاب خون
نابود مي گرديد

ولي ما ديده ايم اندر زمانِ دوره ی خود ... حصارِ ساكت زندان
كه در خود، مي فشارد ... نغمه هاي زندگاني را
و رنجي كاندرونِ كوره ی خود مي گدازد آهنِ تن ها!
كسي از ما نه پاي, از راه گردانيد و نه، در راه دشمن گام زد

و اين صبحي كه مي خندد بروي بام هاتان
و اين نوشي كه مي جوشد درونِ جام هاتان
گواهِ ماست اي ياران!
گواهِ پايمردي هاي ما
گواهِ عزمِ ما ... كز رزم ها جانانه تر شد

زهری در سال 1305 در ده شهسوار بدنیا آمد. دوران کودکی را در شیراز و ملایر بسر برد و 15 ساله بود که به تهران امد. او در سال 1332 موفق به اخذ لیسانس دررشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران گردید و چند سال بعد از همان دانشگاه به اخذ درجه دکترا نائل آمد. در سال 1334 کارش را با روزنامه "فکاهی" آغاز کرد و در همان سال اولین دفترچه شعرش را به نام "جزیره" انتشار داد.
"گلایه"،" شبنامه"، "تتمه" و "پیر ما گفت" از جمله دیگر دفترچه های شعر او می باشند.
استاد زهری در 15 اسفند سال 1373 در تهران درگذشت.


م. کاوه مهر

 

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com