آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

 موسيقی

   

جامعه اطلاعات يا جامعه اطلاعاتى

ايرنا / على‌اصغر افتاده

‌يكشنبه ٥ مهر ١٣٨٣ ، Sep 28, 2004

بطور کلى پنج نگاه و تعريف تحليلى از "جامعه اطلاعاتى" ارايه شده است که هر يک از اين تعاريف ، معيارهايى را براى تعاريف بعدى ارايه مى‌کند. تعريف "تکنولوژيکى" که معمولترين تعريف "جامعه اطلاعاتى" است ، بر نوآوريهاى چشم‌گير "تکنولوژيک " تاکيد مى‌کند. نظر کليدى اين است که پيشرفت در پردازش ، ذخيره و انتقال اطلاعات ، به استفاده از فناوريهاى اطلاعاتى، تقريبا در همه زمينه‌هاى اجتماعى انجاميده است. مساله اصلى در اينجا کاهش شگفت انگيز قيمت رايانه و افزايش حيرت‌انگيز قدرت و کاربرد آن در همه جا است.
از آن جايى که قرار دادن رايانه در دستگاههاى ماشين تحرير، اتومبيل ، اجاق گاز، ساعت ، ماشين آلات کارخانه‌ها، تلويزيون ، لوازم بازى بچه‌ها و... کارى به صرفه و ممکن است ، بنابراين ، ناچار از تجربه اين تحول اجتماعى عظيم هستيم. کتابها، مقالات و برنامه‌هاى تلويزيونى، پيدايش و گسترش گونه متمايزى رايانه را به نام "ريزرايانه" نويد داده‌اند که يک "تمدن سيليکنى" کاملا جديد را آغاز خواهد کرد.
اشکال تا حدودى پيشرفته اين مسير تکنولوژيکى منتهى به "جامعه اطلاعاتى" مى‌شود که به تلفيق و ادغام "ارتباطات راه دور" و "محاسبه گرى" ناظر است. در اين موارد ، بحث‌هايى همچون پردازش اطلاعات و فناوريهاى ذخيره ارزان (رايانه‌ها) که باعث گسترش و توزيع آنها مى‌شود، نيز درمى‌گيرد. به اعتقاد کارشناسان ، يکى از قلمروهاى بشدت متاثر، ارتباطات راه دور است ، مخصوصا "مراکز سوويچ" که در رايانه‌اى شدن ، بطور موثر با توسعه کلى محاسبه‌گرى درآميخته و هنوز هم بر توسعه و بهبود مديريت و توزيع اطلاعات تاکيد دارد. اين يگانگى عمليات ، بخصوص به اين علت اهميت دارد که توزيع گسترده رايانه‌ها به معناى استفاده بهينه از طريق اتصال آنها (رايانه‌ها) است.
به اعتقاد کارشناسان ، رايانه‌اى کردن ارتباطات راه دور، به معناى توانايى اتصال رايانه به رايانه است. بنابراين امکان برقرارى ارتباط داخلى و مابين ادارات ، بانکها، خانه‌ها، مغازه‌ها، کارخانه‌ها و مدارس بيشتر مى‌شود. داستان رايانه‌هاى شبکه‌اى، اغلب با شبکه برق مقايسه مى‌شود و "شبکه اطلاعاتى" مشابه يک منبع تغذيه و برق مدنظر قرار مى‌گيرد. همان گونه که شبکه برق ، منزل، اداره ، کارخانه ، و مغازه را براى تامين انرژى به هم متصل مى‌کند، شبکه اطلاعاتى نيز اطلاعات را در هر کجا که لازم باشد، ارايه مى‌دهد.
البته ، اين يک فرايند تکاملى است ، اما با گسترش ISDN (شبکه رقمى خدمات پيوسته) ما از عناصر اساسى "جامعه اطلاعاتى" بهره مند مى‌شويم. با استقرار اين شبکه‌هاى اطلاعاتى، آنها همانند، جاده ، راه آهن و ساير کانالها در عصر صنعتى، به بزرگراههاى عصر جديد، تبديل مى‌شوند. همان گونه که کانالهاى ارتباطى عصر صنعتى، به واسطه جا به جايى مواد و کالاها باعث انقلاب صنعتى شد، ISDN نيز، زيربناى لازم براى تقويت "جامعه اطلاعاتى" را فراهم مى‌آورد.
بدون شک آنچه در اين جا با آن مواجه هستيم ، تعريفى تکنولوژيکى، از "جامعه اطلاعاتى" است. خواه جامعه‌اى حاصل از تاثير نوآوريهاى تکنولوژيکى تصور شود و خواه نتيجه پيشرفت روزافزون سيستمهاى ISDN تلقى گردد، در هر صورت فناورى به عنوان ويژگى بارز اين نظم جديد، در نظر گرفته مى‌شود. به کارگيرى رويکردهاى تکنولوژيکى در تعريف "جامعه اطلاعاتى"، بسيار وسوسه انگيز است.بسيارى منابع که در اين زمينه ، مبهوت سرعت و عظمت تغييرات تکنولوژيکى شدند، بسادگى اعلام مى‌دارند "انقلاب رايانه‌اى تاثيرى شديد و قاطع داشته و هيچ شانى از شئون زندگى را بى‌نصيب نمى‌گذارد." اين گونه آينده گرايى، معمولا پر از هشدارهاى "بيدارباش"، تجزيه و تحليلهاى سطحى از واقعيت و اعتماد به نفس است که فقط نويسنده ، از آن برخوردار است ، چيزهايى که ديگران ، هنوز خيلى مانده تا آنها را درک کنند.
يکى ديگر از تعاريف جامعه اطلاعاتى تعريف جديدالتاسيس اقتصاد، يا همان حوزه "اقتصاد اطلاعات" است. درون اين زير بخش ، در واقع به عنوان بانى اين تخصص (Specialism) "فرينز مکلاپ" (۱۹۰۲ - ۱۹۸۳ Machlup Fritz) بيشتر عمر حرفه‌اى خود را به ارزيابى اندازه و رشد صنايع مبتنى بر اطلاعات اختصاص داد.
اثر آغازين مکلاپ، به نام "تولد و توزيع دانش در ايالات متحده" (۱۹۶۲ ميلادى)، در تعيين سنجه‌هاى "جامعه اطلاعاتى" به زبان اقتصاد، نقش سازنده‌اى داشته است. وى پنج گروه صنعت بزرگ را که خود به پنجاه شاخه فرعى تقسيم شده است ، با عناوين ، آموزش (مانند مدارس ، کتابخانه‌ها، دانشکده‌ها)، وسايل ارتباطى مانند راديو و تلويزيون ، ماشينهاى اطلاعات مانند دستگاه رايانه و سازهاى موسيقى ، خدمات اطلاعاتى مانند قانون ، بيمه ،دارو و درمان ، ساير فعاليتهاى اطلاعاتى مانند تحقيق و توسعه ، فعاليتهاى غيرانتفاعى ، تشخيص داد. با کار کردن با اين گونه گروهها، اطلاق يک ارزش اقتصادى به هر يک و بررسى نقش آن در توليد ناخالص ملى (GNP)، ممکن مى‌شود.
اگر رويه ، ملاحظه نسبت افزايش يافته توليد ناخالص ملى باشد، پس شخص مى‌تواند مدعى شود که اين رويه ، ظهور تدريجى يک "اقتصاد اطلاعاتى" را نمودار مى‌سازد و اين دقيقا همان چيزى است که مکلاپ (۱۹۶۲) در يک تحقيق مقدماتى پيشنهاد کرد. در اين تحقيق وى محاسبه کرد که ۲۹ درصد از توليد ناخالص ملى ايالات متحده در سال ۱۹۵۸ از صنايع دانشى بوده که در آن زمان نرخ گسترش قابل توجهى داشته‌اند. در همان اوايل دهه ۱۹۶۰ ، معلم مديريت ، "پيتر دراکر"، خاطرنشان کرد که دانش "بنيان اقتصاد" مدرن شده است ، بطورى که ما از يک اقتصاد "مبتنى بر کالا" به يک اقتصاد "مبتنى بر دانش " نقل مکان کرده ايم.
يک تعريف معمول ديگر براى پيدايش "جامعه اطلاعاتى" بر تغيير شغلى تاکيد دارد.
بطور ساده استدلال اين است که ما زمانى به يک "جامعه اطلاعاتى" مى‌رسيم که برترى از آن مشاغل اطلاعاتى باشد، بدين معنى که "جامعه اطلاعاتى" وقتى به وجود مى‌آيد که تعداد کارمندان ، معلمان ، وکلا و سرگرم کنندگان از تعداد کارگران معادن ذغال سنگ ، کارگران صنايع فولاد، کارگران بارانداز و بناها بيشتر شود. بارها تعريف شغلى "جامعه اطلاعاتى" با يک سنجه اقتصادى ادغام شده است. مثلا مارک پورات محاسبه کرد که در دهه ۱۹۶۰ قريب نيمى از نيروى کار آمريکا در "بخش اطلاعات " مشغول بود. رشدى تقريبا۵۰۰ درصدى در طول يک قرن که طى آن کار کشاورزى تنزل و مشاغل اطلاعاتى بطور گسترده توسعه يافت ، در توزيع در حال تغيير مشاغل، سنجه‌اى مناسب به نظر مى‌رسد.
با اين همه ، روشن و واضح است ، زمانى که کارهاى متکى بر قدرت جسمانى و مهارتهاى يدى مانند خرد کردن زغال سنگ و کشاورزى، کاهش مى‌يابند تا به وسيله دست کارى بيش از پيش ارقام و متون ، مانند آموزش و ديوان سالاريهاى بزرگ جايگزين شوند، ما در حال ورود بنوعى جامعه جديد هستيم.
امروزه "فقط اقليتى رو به کاهش از نيروى کار در کارخانه‌ها زحمت مى‌کشد و بازار کار بوسيله کارکنان اطلاعات که زندگى خود را از راه دسترسى به اطلاعات لازم براى انجام امور مى‌گذرانند"، تسخير شده است. اين روند به وسيله گزارشهاى متعددى دريافت شده است.
به عنوان نمونه ، دو نشريه نافذ سازمان همکارى و توسعه اقتصادى (۱۹۸۱و ۱۹۸۶) اعداد و ارقامى از کشورهاى عضو ارايه داد که بيانگر "رشد مداوم در مشاغلى بود که بيشتر با ايجاد و کنترل اطلاعات و با حمايت زيربنايى آن ، سر وکار دارند.
در جايى ديگر، مارک پورات يک " نرخ رشد شگفت انگيز" از " نيروى کار اطلاعاتى" را تشخيص داد که بين سالهاى ۱۸۶۰ و۱۹۸۰ هر ۱۸/۷ سال، دو برابر مى‌شد.
اين جابجايى در توزيع مشاغل، در بطن نافذترين نظريه "جامعه اطلاعاتى"، يعنى نظريه "دانيل بل" قرار دارد که در پيدايش "جامعه يقه سفيد" ( بنابر کار اطلاعاتى) و کاهش نيروى کار صنعتى، تغييراتى ديد که به اندازه پايان تضاد سياسى طبقاتى، آگاهى گروهى بيشتر و توسعه برابرى جنسى، اساسى است.
يک مشکل عمده در اين روش شناسى، به قرار دادن کارگران در طبقه بنديهاى خاص بازمى‌گردد.
محصول نهايى يک شکل آمارى ساده که درصد دقيق "کارگران اطلاعاتى" را نشان مى‌دهد، فرآيند پيچيده‌اى را که بوسيله آن ، پژوهشگران ، طبقه بنديهاى خود را ساخته و افراد را در اين يا آن طبقه قرار داده اند، پنهان مى‌کند.
تعريف فضايى از "جامعه اطلاعاتى"، اگر چه بحث را به جامعه شناسى و اقتصاد مى‌کشاند، در درون خود حاوى تاکيد خاص جغرافى‌دانان بر فضا است. در اينجا تاکيد عمده بر شبکه‌هاى اطلاعاتى است که جاهاى مختلف را به هم وصل مى‌سازد و در نتيجه تاثير شگرفى بر سازمان زمان و فضا دارد.
"ژان گودار" در۱۹۹۲ چهار عنصر وابسته به هم را در انتقال به يک "جامعه اطلاعاتى" معرفى کرد، که عبارتند از اينکه،
۱ - اطلاعات درصدد است که نقطه مرکزى را به عنوان يک "منبع استراتژيک کليدى" که سازمان اقتصاد جهانى بدان وابسته است ، اشغال کند. دنياى مدرن ، هماهنگى ساخت و توليد در سطح جهان ، برنامه ريزى درون دولتها و بين دولتهاى مستقل و بازاريابى در سراسر قاره‌ها را مى‌طلبد. اطلاعات براى اين فعاليتهاى متنوع ، حالت محورى دارد. بنابراين ، در جهان معاصر از اهميت بالايى برخوردار است و ايضا به اين امر مى‌انجامد که "مديريت اطلاعات " از ضرورتى استثنايى برخوردار شود و در نتيجه شاهد گسترش سريع مشاغل اطلاعاتى باشيم.
۲ - فناوريهاى رايانه و ارتباطات ، زيربنايى را مهيا مى‌سازد که پردازش و توزيع اطلاعات را ميسر مى‌کند. اين فناوريها به اطلاعات اين امکان را مى‌دهد تا با مقياسى از نظر تاريخى بى‌سابقه ، به کار برده شود و تجارت "بى‌درنگ" و زير نظر گرفتن مقولات اقتصادى، اجتماعى و سياسى در سطحى جهانى، تسهيل شود.
۳ - رشدى بطور استثنايى سريع در بخش "اطلاعات قابل تجارت اقتصاد" روى داده است که منظور پروفسور گودار از آن ، برجسته سازى رشد انفجارى خدماتى چون رسانه‌هاى جديد (سخن پراکنى ماهواره‌اى، تلويزيون کابلى و ويديو) و پايگاههاى داده‌ها بر روى خط است که اطلاعات را در زمينه موضوعات بى‌شمارى از بورس اوراق بهادار، قيمت کالاها تا چکيده مجلات علمى و فنى، فراهم مى‌سازد.
تکميل کننده اين پيشرفتها، تجديد سازمان ريشه‌اى نظام مالى جهان بوده که باعث فروپاشى مرزهاى سنتى شده است ، مرزهايى که زمانى بانکدارى، دلالى، خدمات مالى، بنگاههاى اعتبارى و از اين قبيل را از هم جدا مى‌ساخت. در درون اين جهان سرگردان از پول زياد که افراد کمى آن را درک و حتى تعداد کمترى قادر به کنترل آنند، مبالغ خيره کننده‌اى از سرمايه بشکل الکترونيکى در گردش است.
۴ - با "اطلاعاتى شدن" فزاينده اقتصاد، ادغام اقتصادى ملى با اقتصادهاى منطقه‌اى تسهيل مى‌شود.
بواسطه پردازش و تبادل سريع و موثر اطلاعات ، اقتصاد واقعا جهانى شده و بدين ترتيب از محدوديتهاى فضا کاسته شده است. شرکتها اکنون مى‌توانند براى توليد، نگهدارى و توزيع کالاها و خدمات ، راهبردهايى جهانى در پيش گيرند، منافع مالى بى‌وقفه تعقيب شود، سريعا جواب دهد و جهان را زير پا گذارد. مرزهاى فعلى که معلول واقعيت جغرافيايى کشورهاست ، مرتبا عقب و عقبتر رانده مى‌شود و به همراه آنها، محدوديتهايى که زمانى بوسيله زمان ايجاد مىشد، کمتر و کمتر مى‌شود.
اين همه مرهون روشهاى ماهرانه‌اى است که بواسطه آنها، در اين دوره و زمانه اطلاعات مديريت شده ، به کار گرفته مى‌شود.
افزون بر مجموع اين روندها، مرکزيت شبکه‌هاى اطلاعاتى که جاهاى مختلف را درون و بين شهرها، مناطق ، ملتها، قاره‌ها و کل جهان به يکديگر متصل مى‌کند، مورد تاکيد است.
مشابه سازى با شبکه برق ، آن چنان که در بررسى تعاريف فناورى "جامعه اطلاعاتى" بدان اشاره شد، در اينجا قابل طرح است. همان گونه که شبکه برق به سراسر کشور مى‌رود و به کابل برق خانه‌ها منتهى مى‌شود، مى‌توان يک "جامعه سيم کشى‌شده " را تصور کرد که در سطوح ملى، بين المللى و جهانى عمل مى‌کند تا يک "انشعاب اطلاعاتى" براى هر خانه ، مغازه يا اداره‌اى فراهم سازد. ما همگى بطور فزاينده ، به اين شبکه متصل شده ايم ، شبکه‌اى که مرتبا در حال افزايش و ارتقاى ظرفيتهاى خود است. برخى نويسندگان بر پايه‌هاى تکنولوژيکى شبکه اطلاعاتى تاکيد دارند.
آخرين تعريف "جامعه اطلاعاتى" يعنى "جامعه مبتنى بر فرهنگ"، احتمالا به ساده ترين وجه پذيرفته شده ولى کمتر از ديگر تعاريف مورد سنجش قرار گرفته است.
هر يک از ما، با آگاهى از الگوى زندگى روزمره خود مى‌دانيم که اطلاعات در گردش اجتماعى افزايش غيرعادى داشته است.
در اين باره بوضوح اطلاعات بيشترى نسبت به گذشته وجود دارد. افزايش شمار کانالهاى تلويزيونى و ۲۴ ساعته شدن برنامه‌ها مثالى براى اين مدعاست. اين پيشرفت ، فناوريهاى ويديويى، کانالهاى کابلى و ماهواره‌اى و حتى خدمات اطلاعات رايانه‌اى نظير تله تکست را نيز در بر گرفته است.
در سطوح محلى، ملى و بين المللى، اکنون توليد راديويى بسيار بسيار بيشترى، حتى به نسبت يک دهه قبل وجود دارد.
اکنون ديگر لازم نيست راديوها در اتاق جلويى ساختمان نصب شود، بلکه به همه جاى منزل، در اتومبيل، اداره و با واکمن ، همه جا گسترش يافته است. سينماها اکنون بطور معنادارى تماشاچيان خود را از دست مى‌دهند اما فيلمها امروزه ، از هر زمان ديگرى فراگيرترند، از ويديو کلوپها براحتى کرايه گرفته مى‌شوند و با قيمت ارزان از فروشگاه‌هاى زنجيره‌اى خريدارى مى‌شوند. هنگام قدم زدن در خيابان ناديده گرفتن آگهى‌هاى تبليغاتى و ويترين مغازه‌ها تقريبا غيرممکن است. هر ايستگاه راه آهن يا اتوبوس را نگاه کنيد، حتما به انبوهى از کتابها و مجلات ارزان قيمت برمىخوريد که موضوع آنها از موضوعات کلاسيک تا سطحى و کم مايه و از خوددرمانى تا داستانهاى عامه پسند گسترده است ، تعدد و تنوعى که هرگز سابقه نداشته است. به علاوه ، نوار کاست ، ديسک فشرده و راديو، همگى بسادگى، موسيقى، شعر، نمايشنامه ، فکاهى و آموزش را براى عموم مردم فراهم مى‌سازند. روزنامه‌ها بطور گسترده در دسترسند و برخى عناوين جديد را رايگان ، در منزل مى‌اندازند.
اگر شخصى نسبت به شيوه‌هاى درک محققان از کار اطلاعاتى مشکوک باشد، بايد نسبت به ساده کردنهاى بيش از حدى که به قرار دادن انواع گوناگون مشاغل در يک دسته و گروه مى‌انجامد نيز آگاه باشد. "يان مايلز"، در تفسيرى درباره اين روشها بدرستى تشخيص داد که "طبقه‌بنديهاى کار که مشمول عناوين مختلف مى‌شوند، اغلب بى‌نهايت ناهمگنند". همه اينها نشان دهنده اين واقعيت است که ما در يک جامعه انباشته از "رسانه" ساکنيم.
اما ويژگيهاى اطلاعاتى دنياى ما، بسيار بانفوذتر از فهرست کوتاهى است که تلويزيون ، راديو و ديگر سيستمهاى رسانه‌اى را برمى‌شمارد. اين گونه فهرست کردن ، متضمن اين معناست که رسانه‌هاى جديد، با پيامهايى که مى‌دهند ما را محاصره مى‌کنند، چه به اين پيامها پاسخ بدهيم و چه ندهيم.
اما در حقيقت ، محيط اطلاعاتى براى ما بسيار صميمى‌تر و سازنده تر از اين چيزهاست. مثلا، تلفن را در نظر بگيريد که امروزه براى اکثريت مردم قابل دسترس است. اين وسيله براى سازمان زندگى روزمره ما کاملا ضرورى است. بدون اين فناوريهاى اطلاعاتى، با بزرگترين مشکل مواجهيم ، بشکلى که بزرگترين مشکل اقليت فاقد اين تسهيلات است.
امروزه وارد هر منزلى که بشويد بر ديوارها، در آلبومها، بر صفحه تلويزيون ، تصاوير کسانى را مى‌بينيد که در آنجا زندگى مى‌کنند و يا مهم ، اما غايبند. اين تصاوير فقط عکس اعضاى خانواده و دوستان نيست ، آنها زندگى نامه و هويت اين افراد است.
همچنين مى‌شود، ابعاد اطلاعاتى لباسهايى که مى‌پوشيم ، سبک اصلاح و آرايش صورت و خيلى از شيوه‌هايى که امروزه در تصويرمان اعمال مى‌کنيم را در نظر گرفت (از شکل بدن گرفته تا صحبت کردن ، افراد از پيامهايى که ممکن است گسيل دارند و احساسشان درباره خود، در لباسهايى معين و يا سبک مويى ويژه ، بسيار آگاهند) چند لحظه تامل و دقت در پيچيدگيهاى مد، (پيچيدگى روشهايى که از طريق آنها خود را براى نمايش روزانه مى‌آراييم) شخص را بخوبى آگاه مى‌سازند که آميزش اجتماعى امروزه نسبت به گذشته ، ميزان بيشترى محتواى اطلاعاتى مى‌طلبد.

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com