|
اين مقاله در
هفته نامه
فورمت،
شمارهً
40 درتاريخ 27
سپتامبر 2002 به
چاپ رسيده
است.
نگارندهً
اين سطور
اميدواراست
که مقالهً
جالبی را به
منظورترجمه
انتخاب کرده
باشد.
د. ص . ک .
ياری
دهندگان
مقدس هيتلر
مدارک منتشر
نشده ای مدعی
اند که
کليسای
اتريش از
کشتار دسته
جمعی
ناسيونال
سوسياليست
ها آگاهی
داشته و با
وجود اين
سکوت کرده
است .
بحث جديد:
کتاب پر
فروش
نويسندهً
آمريکايی ،
دانيل
گلدهاگن ،
دربارهً
گناهکار
بودن کليسا و
واتيکان در
رابطه با قتل
و عام هيتلری
باعث ايجاد
هياهويی شده
است.
اسقف خوب ،
هودل: او در
خاطراتش
نوشته بود که
چه سختی هايی
را به خاطر
تعقيب شدگان
در هياهوی
جنگ جهانی
دوم، به خود
روا داشته
بود. اوآنها
را مخفی کرده
و برايشان
پول تهيه می
کرد، او حتی
فرمان نهم را
زيرپا می
گذاشت "تا
آنها را در
آن زمان سخت
از زندان و
اردوگاه های
مرگ نجات دهد".
اين مرد خدا
به منظور
هدفی درست
دروغ هايی
روحانی را
سرهم بندی
کرده بود.
هودل در
مجلهً
"خاطرات
روزانهً
رومی"
تحت عنوان
اعترافات
زندگی يک
اسقف پير با
حقه بازی
اعتراف می
کند.
خيرخواه
آلويس هودل،
اتريشی،
رئيس
آنيما،
جامعهً کشيش
های آلمانی
در رم، يک
خيرخواه بود.
اما نه برای
مظلومين
رژيم نازی،
بلکه برای
مجرمين. پس
از پايان
رايش سوم با
کمک او
هزاران نازی
توانستند
خودرا به
مکان های امن
برسانند،
ازجمله
افرادی
همچون فرانس
اشتانگل،
فرماندهً
اردوگاه
مرگ سبيبر و
تربلينکا. او
را اين اسقف
نازی شخصا
به سوريه
فرستاد.
هودل برای
يهوديان تمايلی
به مراتب
کمتر داشته
است. قانون
نزادی
نورنبرگ را
او در سال 1936 به عنوان يک
"دفاع
الزامی"
برعليه هجوم
عناصر غريبه
مشخص کرده
بود. او اين
عقيده را در
زمان پس از
آن نيز چندان تغييری
نداد.
وفادار به
رژيم
آيا آلويس
هودل يک
استثناء می
باشد؟ به هيچ
وجه. البته
او درهمکاری
با نازی ها
بسيار
فراتر ا.ز
بسياری از هم
رده هايش می
رود. اما بهر
حال بخش
بزرگی از
مقدسين
بالای رم به
رزيم نازی
وفادار
بودند. در
بخش اتريشی
رايش نيز
چنين بود:
چه با سکوت
و صبوری
همانند پاپ
پيوس هفتم که
اميدوار بود
تا بدين
وسيله از
فاجعه
بزرگتری
جلوگيری کند
و چه با
همکاری
مستقيم (هرچه
باشد کشيش
های اتريشی
دفترهای غسل
تعميد را به
منظور صدور
ورقهَ
آريايی
بودن،
دربرابر
پول،
دراختيار
گذاشته
بودند و بدين
ترتيب به
منظور اجرای
قانون نزادی
کمک (خريداری
شده) انجام
داده بودند).
بحث
تاکنون يک
بار بطور
مفصل
مسئوليت
کليسا در
کشتار نازی
ها مورد بحث
قرار گرفته
است: در سال 1963
هنگامی که
رولف هوخ
هوتس درام
مستند خود را
به نام " نايب
" برای اولين
بار به نمايش
گذاشت ،
يک تصفيه
حساب کامل با
پيوس هفتم ،
پاپ سکوت
کننده انجام
داده بود.
اين بحث برای
بار ديگر به
ميان آمده
است: دانيل
گلدهاگن،
سياست دان (مولف
کتاب
مامورين
اجرای آماده
هيتلر)، کتاب
جديدی منتشر
کرد با نام :
کليسای
کاتئليک و
کشتار نازی
ها، بررسيی
درباره جرم و
گناه. اين
اثر نه به
دليل ارائه
مدارکی
جديد، بلکه
به دليل
تقاضاهای
جنچالی
درخشيده است:
واتيکان
بايستی برای
هم جرم بودن
در کشتار
نازی ها
جبران خسارت
کرده و بايد
انجيل را از
محتوای ضد
يهودی بری
کند. بهرحال
جنجال تضمين
شده است.
گلدهاگن:
در چارچوب
تعقيب به
منطور
نابودی
يهوديان از
طرف آلمان ها
و
هميارانشان،
هم اعضای
بالای
کليسای
کاتوليک وهم
کارکنان
پايين رتبه
اش جرايم
متفاوت بی
شماری را
مرتکب شده
اند. در
آلمان، کارل
لمن، رئيس
کنفرانس
اسقف ها
برعليه تز
گلدهاگن
اظهار نظر
کرده است:
کليسای
کاتوليک می
تواند به
دنبال بحث
های آمريکا،
اقداماتی
قضايی به
انجام
برساند. وکيل
آمريکايی
ادفاگان در
جواب فورمات:
بدون شکايت
عمومی
احتمال قبول
شدن برای
بررسی بسيار
کم است.
همزمان کتاب
"سلام عليک و
هايل هيتلر"
به بازار آمد.
دراين کتاب
مذهب شناس،
اشتفان
موريتس، با
اتکاء به
مدارکی
منتشر نشده،
تصويری تيره
از رفتار
کليسای
اتريش در
دوران رايش
سوم ارائه می
دهد. کار را
برای موريتس
ساده نکرده
بودند،
آرشيوها با
اين ادعا که "هيچ
چی وجود
نداره" بسته
ماند، بخش از
مدارک را او
بر اثر اتفاق
به دست آورد:
آنها در يک
صندوق خانه
درپشت پرده
های دوش يک
ائاره مذهبی
مخفی شده
بودند.
دراکتبر اثر
برندهً جايزهً
کستا-
گاوراس، در
اتريش برای
اولين بار به
نمايش
گذاشته شد:
فيلمی از
نمايش تآتری
هوخ هوتس
دربارهً
پيوس هفتم،
که در بقيهً
کشورهای
اروپايی
قبلا بحث های
شديد و
اعتراضات
کليسای رسمی
را باعث شده
بود.
رنج کليسا
روحانيت از
خود دفاع می
کند: کليسا
در زمان رژيم
نازی رنج
زيادی کشيده
و مقاومت به
خرج داده است.
کاردينال
کريستف شون
برن در يک
مصاحبه می
گويد: شما
امروزه
هيچگاه نمی
توانيد
تصوری از
محدوديت
امکان و عمل
ازطرف
کليسای
کاتوليک در
تحت رژيمی
استبدادی را
داشته باشيد.
بدون شک قابل
تاييد است که
روحانيون و
متدينين
مورد تعقيب
قرار گرفتند:
تنها در
اتريش 15 کشيش
به مرگ محکوم
شده، 110 نفر در
اردوگاه مرگ
حبس شده (دراين
ميان 20 نفر
ديگر کشته می
شوند)،
724 تفر به
زندان می
افتند که از
ميان آنان 17
نفر می ميرند.
اين ادعا که
کليسای
اتريش در رأس
حرکت
ضدفاشيستی
قرار داشت،
اگر دررابطه
با سطوح
بالای
مذهبيون
باشد، يک
افسانه است.
اسقف ها
خودرا نه
تنها در
اختيار يک
سيستم بسيار
پر قدرت قرار
دادند، بلکه
آنرا حمايت
کردند و
سمپاتی برای
بسياری از
اصولش
داشتند.
نازی ها و
روحانيون در
مورد مقابله
با کمونيست
های جهود شده
به هم
رسيدند، و به
همين حالت بر
عليه
دشمنانشان :
هم جنس
بازان، کولی
ها و ليبرال
ها.
دعوت های عام
کليسای
اتريش به کمک
تبليغات
الحاق
ناسيونال
سوسياليست
ها در سال 1939
آمد و دعوت
از سربازان
ورماخت به
فرمانبرداری،
دستگاه جنگی
نازی ها را
قوی تر کرده
و رنج
يهوديان را
طولانی تر
ساخت.
اتحاد
نامقدس قبلا
در زمان بين
دو جنگ شکل
گرفته بود.
پيوند
دهنده بين
اعتقادات
کاتوليکی و
ايدئولوزيکی
نازی در آن
زمان اسقف
هودل بود.
اودر سال 1936
کتاب " اصول
ناسيونال
سوسياليست"
را نوشت .
کتابی که
کاردينال
اينيتسر با
حرارتی تمام
توصيه می کرد.
و آن هم در
دورانی که
الغای حقوق
يهوديان در
آلمان در
زمانی پيش
آغاز شده بود.
ضد يهوديان
با يقين
هرگاه موضوع
مربوظ به
حالات
ضديهودی
باشد،
روحانيان در
تمام طبقات
حتی از زمانی
قبل از دوران
نازی ها،
چيزی از نازی
ها کم
نداشتند.
درسال 1926 تيتر
"اخبار
کليسای
دونااشتاتر"
: مطبوعات
يهودی را از
خانواده ها
بيرون
بريزيد.
آلبرت شوبرت
کشيش ناحيهً
وين - ورينگ
به متدينين
حوزه اش گفته
بود که او
قبل از آنکه
نازی در دنيا
وجود داشته
باشد يک ضد
يهود معتقد
بود.
درسال 1927
فرديناند
پاوليکوسکی،
اسقف ناحيهً گراتس –
سکاو برای
غريبه شدن
خلق، زمين و
کشور هشدار
داده بود.
همکار
سالزبورگی
او
سيکيزموند
وايتس ازاين
تئوری حمايت
می کرد که در
آنجا که
يهوديان به
تسلط می
رسند،
مسیحیت در
خطر می افتد.
تعدادی،
ناسيونال
سوسياليسم
ونفرت
نزاديش را
تنها با
درنظر گرفتن
شرط هايی
محکوم می
کردند. اسقف
لينز،
يوهانس
ماريا
گفولنردرسال
1933 نامه ای به
رهروان،
يعنی به
منحرفين
نازی نوشت،
اما همزمان
قيد کرد که:
مبارزه با
تاثير نابود
کنندهً
يهوديت و
شکستن آن نه
تنها يک حق
است بلکه يک
وظيفهً
وجدانی جدی
برای هر
مسيحی معتقد
می باشد.
هلموت ون ات،
تاريخ دان و
متخصص دوران
بين دوجنگ (جهانی):
ضديهوديت
ناسيونال
سوسياليست
در اتريش به
دليل اينکه
ضديهوديت
بخشی از
کليسا، موثر
بوده است.
حتی
کاردينال
شون برن هم
اذعان دارد:
بدون شک
ارثيهً
ضد يهوديت
مسيحيت نقش
موثری دراین
داشته که
مقاومت
دربرابر ضد
یهودیت در
بین مسیحیان
چندان
همبسته
نباشد.
الحاق
فرح بخش
این موضوع
حتی در سال 1938
نیز خودرا
نشان داد:
کشیش، فرانس
هلاواتی
دررابطه با
رفراندوم
مربوط به
الحاق می
نویسد:
هنگامی که
رهبر برای ما
سئوالش را مطرح کند، ما
مسیحیان
چگونه رای می
دهیم؟ جواب:
بسیار واضح
است که هیج
کس، کسی که
از طریق خون
یکسان
اشتراکی به
یک خلق متعلق
است خود را
کنار نمی کشد.
یک ماه قبل
در 15 مارس
کاردینال
اینیتسر با
هیتلر
ملاقات کرده
و به او
اطمینان داد
که کاتولیک
ها آماده اند
"وفادار به
دولت جدید
باشند". این
مسئله که در
روزهای بعد،
از یهودیان
حق رای سلب
شده است ارزش
اعتراض
ندارد. اسقف
ها به حق از
سلطهً
نازی ها می
ترسند: سعی
می کنند هرچه
بیشتر به
پیشوازقدرت
مداران جدید
بروند. آنها
یک "اظهاریهً جشنوارانه"
منتشر کرده
که در آن
قبول رایش
آلمانی به
عنوان "اصل
مسلم وظیقهً
ملی" مشخص
شده بود.
آنها نامه
های ارسالی
به رهبر نازی
را با "هایل
هیتلر"
امضاء می
کردند و به
معتقدین پند
می دادند که
کاتولیک ها
وجدانا
بایستی
وظایف دولتی
را به انجام
رسانند (اینیتسر).
این امید که
با خاکساری
از تعقیب
درامان
باشند، به
جایی نمی رسد.
به زودی
ممنوعیت
موعظه برای
کشیش ها
افزایش می
یابد، اما
کلیسای رسمی
، خودرا در
طرف قدرت
مداران قرار
می دهد. اسقف
لینز،
گفولنر، در
سال 1941 به
حکومت
اطمینان می
دهد که
روحانیان
خلاف کار "مسلما
از طرف من به
مسئولیتشان
رسیدگی می
شود... به
علاوه من
برای هر
اطلاع
بموقع،
همواره
متشکر خواهم
بود".
همکاری
و کلیسا
همکاری می
کرد . در سال 1940
ریاست کل
اسقفی وین از
کشیش ها
درخواست کرد
که بمنظور "مبارزه
بر علیه وجود
منفور کولی
ها" سهمی
ایفاء
کنند. در
صورتی که
روماها و یا
سیندی ها در
دفترهای
کشیشی در صدد
بدست آوردن
مدرک اثبات
آریایی دیده
شوند ، فورا
به ادارهً
پلیس ارائه
داده شوند.
روحانیون
بسیار
باجدیت در
تحقیقات
نزادی شرکت
کردند تا "عناصر
غریبهً
نژادی" را
جدا سازند:
کشيش منطقهً
اردبرگ،
هلاواتی، با
افتخار در
ردوزنامهً
کشيشی
گزارش داد که
اين "
عملی وجدانی"
بسيار مهم "
در مورد کار
بزرگ ساخت
خلقی مشترک
هم خون و هم
نوع می باشد"
و او از
دريافتی های
مربوط به
اظهاريهً
آريايی
ردای کشيشی
جديدی را
تهيه کرده
است.
در زمان جنگ،
اسقف ها خود
را در خدمت
دستگاه
نظامی
گذاشته
بودند. اسقف
سالزبورگ،
وايتس
سربازان را
چنين پند می
داد: آنچه
در زمان جنگ
جهانی مدال
شجاعت
ناميده می
شده امروزه
صليب آهنين
می باشد. از
طرفی ديگر هم
رده اهل
گراتس او
پاوليکوفسکی
به کشيش ها
اطلاع می داد
که از هر کمک
به سربازان
فراری
خودداری
کنند و ... اين
شديدا
مجازات دارد.
آگاهان
همزمان
کليسای رسمی
بطور کامل از
قتل های
نازی ها
اطلاع داشته
است. حتی
درنوامبر
سال 1940 گزارشی
از کنفرانس
اسقف ها
اتريش بسيار
خشک بيان می
کند: پنج
اردوگاه
برای انجام
راحت سازی
مشخص شده است
از آنجمله
هارت هايم، .گرافن
نگ و
والدهايم.
بايستی
تابحال 3000 نفر
بدين ترتيب
زندگی خود را
از دست داده
باشند. اما
با اين وجود
هيچ نوع
محکوميت
علنی وجود
نداشت، نه
حتی در
اعتراض
جشنوارانهً
اول جولای
سال 1941 که بر
موضوع سرکوب
کاتوليک ها
پرداخته شد.
اسقف ها به
مراتب تاکيد
کردند که
همچنان به
سکوت ادامه
داد. نماينده
کليسا گزارش
داده بود : از
سال 1941 تعداد 33
نقل و انتقال
هرکدام به
تعداد 1000 نفر
به لهستان
وارد شده است.
کمک کشيش ها
به فراريان،
مخفی کردن
يهوديان در
صومعه ها و
پيوستن
روحانيون به
نهضت مقاومت
به عنوان
حرکت های
شخصی وبر
عليه
روحانيت
رسمی تلقی می
شد.
فرمول بندی
در يک نامهً
پس از اتمام
جنگ، نقل
قول :"هيچ
جامعه ای در
اين سال ها
بيشتر از
کليسای
مسيحيت از
جان و مال از
آزادی و
سلامتی شان
قربانی
نداده است ."
پس از جنگ
آنها از همه
بيشتر به
مراقبت و
مواظبت از
عاملان
ناسيونال
سوسياليست
پرداختند.
جامعه
کشيشی
گراتس برای
فرماندار
رايش،
توبياس
پورچی، فردی
که مسئول
نابودی کولی
های
بورگنلند
بود مداخله
کرده و تاييد
می کند که او
"همواره
دوستانه و
مطلوب" بوده
است . رئيس
گشتاپوی
گراتس از طرف
مردان
کليسا با صفت
"انسانيت
واقعی"
توصيف شد،
در رم اسقف
هودل عمليات
کمک به
جنايتکاران
جنگی را
آغاز کرد.
بررسی مجدد
بسيار خوب و
درحال حاضر؟
دراين ميان
واتيکان
بارها برای
اين رفتار
کليسا در
زمان
ناسيونال
سوسياليسم
تقاضای بخشش
کرده است،
آخرين بار در
سال 2000. بااين
وجود يک
بررسی همه
جانبه تاريخ
دانان مستقل
دربارهً نقش
واتيکان
تابحال
انجام نشده
است، البته
نه واعا به
اين دليل که
رم ورود کامل
به آرشيو را
امکان نداده
است ، بلکه
چنان که
گلدهاکن مي
گويد: "برای
کليسا مشکل
است که
جنايات و
رفتار
پيشينش را
بررسی کند،
بويژه زيرا
ضد يهوديت او
اتفاقی
نيست، بلکه
در ريشه های
مسيحيت قرار
دارد. يک
بررسی به
منظور موظف
شدن برای
جبران
اخلاقی
خسارات،
ايده های
مرکزی کليسا
و عقيدهً
کاتوليکی
را به زير
سئوال می برد".
جامعهً
کليسايی
وين در حال
حاضر گذشته
خود را توسط
يک کميسيون
از تاريخ
دانان به
بررسی
گذاشته است .
يک گزارش
بينابينی به
اين نتيجه می
رسد که
کليسای
اتريش در
رايش سوم در
مجموع
188 اسير را به
کار اجباری
گرفته بود.
بر طبق گفتهً
کاردينال
شون برن به
اين دليل
جامعهً
کليسايی
وين و گراتس "مبلغی
درخور" به "بنياد
آشتی"
جمهوری
اتريش کمک
کرده است.
وکيل
آمريکايی ،
اد فاگان اين
عمل را بسيار
کم ارزيابی
می کند:
"مسئوليت
اصلی ثروت
دزديده شدهً
قربانيان
اردوگاه های
مرگ، برای
کليسای
کاتوليکی به
همان
اندازهً
مسئوليت
بانک ها
وارگان ها می
باشد. من
مطمئنم
که يک
دادخواهی
جمعی عرضه
خواهد شد. به
هرحال کليسا
شايد
ثروتمندترين
تشکيلات روی
زمين می باشد."
<
برگشت >
|