آرشيو

شعر  

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

مسئله آب در خاور میانه     نویسنده: مارک دو ویلر / مترجم: دارا کیا

مقدمه مترجم:
این ترجمه بخش تقریبا کاملی از فصل 15 کتابی(*) به نام " آب" نوشته " مارک دو ویلر" می باشد. به منظور حفظ یکدستی در این مقاله و کوتاه کردنِِِ متن، از ترجمه قسمت هایی از کتاب چشم پوشی شده است. در یک مورد بسیار حساس نویسنده بجای عراق از ایران اسم برده که نویسنده این سطور آنرا عراق ترجمه کرده و امیدوار است که اشتباه نکرده باشد.


حوضه دجله و فرات در جوی ازسوء ظن

مشکل آب و رابطه اش با جنگ و صلح در منطقه

تا آنجا که می دانیم سومریان حامل قدیمی ترین فرهنگ والای شهرنشینی در بین النهرین بودند. آنها اولین مردمی بودند که دجله و فرات را به عنوان شاهرگ زندگی و منبع انرژی مورد استفاده قرار داده و براتکای آن، قدرت ، پیشرفت، تاریخ و هنر خود را بنا کردند. سومریان آبیاری مصنوعی را ابداع کردند؛ بدین ترتیب سرزمین بین "دو رود" از بغداد تا خلیج (فارس) شکوفا شده و ثروتمند گردید.

پس از سومریان، آشوریان و سپس بابلیان آمدند و پس از آن یونانیان پیروزمند و برای مدت کوتاهی نیز رومیان. شهرهای قدرتمندی برپاشده و نابود گردیدند، دوباره برپاشده و سرانجام بطور کامل ازبین رفتند. پس از آن حکومت عثمانی و اسلام آمد. امروزه سوریه، عراق، بخش وسیعی از ترکیه، کردهای شورشی در بلندیهای آناتولی، میلیشیاهای " پ. کا. کا." که در سوریه محل امنی یافته اند، بطور عمده این منطقه را تشکیل می دهند.

هرگاه امروز به هزاران سال پیش نظر بیندازیم، به زمانی که داریوش کبیر ایرانی قابلیت شگرفش را در زمینه بهره گیری از آب به عیان گذاشته و شبکه آبیاری وسیعی را از میان صحرای سوریه کشید، این احساس را نمی توان ازخود دور کرد که از آن زمان تا به امروز، سرزمین پر ثمر بین النهرین به سراشیبی می رود. با این وجود هرگاه تاریخ ما را به اشتباه بیندازد و همواره از قهرمانها و نه ستمیگری ها یاد کند، نمی توان نادیده گرفت که بین النهرین کهن همواره یک کوره ناآرام را تشکیل می داده و بسیاری از درگیری ها نیز بر سر مسئله آب بوده است ؛ چه در آن زمان و چه امروز.

دو رود دجله و فرات از دره های سرسبز و مرطوب آناتولی شرقی در ترکیه سرچشمه می گیرند.
دجله به سمت جنوب شرقی جریان یافته، از میان درهای مسطح و جلگه کم تپه ترکیه عبور کرده، با سوریه (دریک مسیر کوتاه مرزی بین سوریه و عراق) مماس شده و راه خود را مستقیا به سمت عراق در پیش می گیرد؛ از بغداد و منطقه باتلاقی داخل عراق عبور کرده، با فرات در شط العرب یکی شده و به خلیج فارس می ریزد.

فرات مسیر طولانی تری را طی می کند. فرات از نزدیکی های دریای سیاه سرچشمه می گیرد، کمان بزرگی را بسمت غرب و جنوب طی کرده و از میان انبوهی از دریاچه ها و سدهای ترکیه عبور کرده تا به سوریه و دریاچه سد اسد در سد فرات برسد. از آنجا راه خود را به سمت جنوب شرقی در پیش گرفته به عراق وارد شده، از میان صحرای بی آب جنوب بغداد عبور کرده و سرانجام تقریبـا از بالای شهر بصره به دجله می پیوندد.

فرات و رودخانه های فرعی آن منبع اصلی آب سوریه می باشند. همه امیدهای کشوربرای افزایش مواد غذایی ، به منظور برطرف کردن نیازجمعیت در حال افزایش، بر پایه آن بنا شده است.
عراق که پس از ترکیه و سوریه آخرین کشورموجود در میسر رود می باشد، به هر دو رود وابسته است. این دو رودخانه دوقلو تقریبا 85 درصد نیاز آب مردم عراق را تامین می کنند.
برداشت های سه کشور ترکیه، سوریه و عراق در مورد استفاده از آب از بسیاری جهات با یکدیگر هماهنگی ندارند و توسط درگیری های منطقه ای و خاطرات گذشته، باز هم پیچیده تر شده است. بدبینی کهن نسبت به ترکیه وجود دارد که ریشه اش در ایده های توسعه طلبانه قیصرهای بیزانس قرار دارد.
ترکیه به عنوان کشوری که در ابتدای جریان آب قرار دارد هر نوع حق مطلقی را برای خود، برروی هر آبی که از خاکش سرچشمه می گیرد، قائل می شود: « آب به ما تعلق دارد، همانند نفت که به مردم عراق تعلق دارد.» این اظهارات نمایانگر سیاست آن کشور در مورد آب است.
در مقابل، عراق کشوری که در مسیر بعدی (انتهایی) رود قرار دارد، مدعی "مسیر طبیعی " رودها و "حق تاریخی " بر آب، برای مردم جنوبی بین النهرین، اززمان شروع تمدن یعنی از 6000 سال قبل می باشد. به عبارتی مسـئله حق تقدم حق استفاده کهن، به عنوان یک شرط اساسی مطرح می شود. شرطی که در هر جدل برای یک طرح بین المللی، مورد اصلی بحث است.
سوریه به عنوان کشوری که در میان مسیر رود قرار دارد بنا به مصلحت سیاسی، هر دو استدلال را مورد استفاده قرار می دهد. استدلال حق تقدم استفاده کهن (استدلال عراق) و حق تسلط مطلق بر آب (استدلال ترکیه). درگیری های موجود به دلیل وجود کردهای ترکیه بازهم پیچیده تر شده اند. این قوم که دارای فرهنگی کهن می باشد در محل سرچشمه و منبع هر دو رود ساکن است. کردها نزدیک به دو دهه است که جنگی فرسایشی را به منظور خودمختاری در منطقه به پیش می برند و تابحال عملیات چریکی را بر علیه تاسیسات آبی ترکیه به عنوان یک سلاح سیاسی بکار برده اند.

به هیچ وجه علائمی برای شروع حل این تخاصمات و برخوردها نیز وجود ندارد. دراین میان میزان سرانه آب موجود در همه کشورهای حوزه دجله و فرات کاهش می یابد. طرح های سدبندی ترکیه، وضعیت سوریه و عراق را بدتر کرده و طرح های سوریه، مسئله تأمین آب را در عراق باز وخیم تر ساخته است. گوشزدهای مکرر دولت ترکیه نیز نتوانسته اوضاع را آرام سازد. در یک روزنامه ترکی، مسئول دولت برای پروژه های مربوط به آب اظهار می کند: :« ما به آنها (سوریه و عراق) آب می دهیم، اما آنها نمی توانند آنرا تقسیم کنند. 90 درصد کشورهای عربی به آبی متکی هستند که از خارج سرزمینشان سرچشمه می گیرد و کاملا طبیعی است که تشنجات در این منطقه افزایش یابد. » این فرد یکبار به یک روزنامه نگار گفته بود که « ترکیه هیچ نوع مسئولیت بین المللی را درمقابل دجله و فرات برای خود قائل نمی باشد.» که البته سعی کرد در ادامه اظهارات خود را با " ادعاهایی آقامنشانه " نرم تر سازد به این عنوان که « ترکیه هیچگاه تسلط بر رودها را وسیله ای برای آسیب رساندن به همسایگانشان قرار نمی دهد.» ترکیه که جهت گیری سیاسی اش به سمت اروپاست، حداقل در حال حاضر قدرت مسلط نظامی و اقتصادی در منطقه می باشد؛ به همین دلیل طراحان مسائل آبی ترکیه به هراس های همسایگان پایین رود توجه چندانی نمی کنند. تا به حال کار به جنگ نینجامیده است، اما هنگامی که آب کمیاب شود، لازم است که ترکیه به مرزهای خود با همسایگان پایین رود توجه بیشتری کند. در مقایسه با میزان متوسط در خاور میانه، ترکیه یک کشور پر آب محسوب می شود؛ اما از این میزان آب نمی تواند استفاده زیادی به عمل آورد. مجموع میزان آب موجود در کشور، به تخمین، به سالی 193 کیلومتر مکعب می رسد، که کمی کمتر است از، بطور مثال، جریان آب سالانه دانوب. هر گاه این مقدار را بر جمعیت 60 میلیونی کشور تقسیم کنیم، به مقداری برابر 3174 مترمکعب می رسیم که برطبق یک حساب سرانگشتی بالاتر از مقداری است که مشکل کم آبی را پیش آورد؛ اما در عمل مسئله بگونه ای دیگر است. از طرفی جمعیت به طرزی سریع افزایش می یابد، کمترین مقداری که برای سال 2025 پیش بینی می شود، 78 میلیون نفر می باشد. محاسبات دیگری این مقدار را 90 میلیون ارزیابی می کنند. هرگاه مقدار کمتر را در نظربگیریم میزان سرانه آب موجود سالانه به حدود 2100 تا 2400متر مکعب کاهش می یابد. ازطرف دیگر همه این آب نیز به سادگی در دسترس نیست. بخشی از آن بسیار دور از مناطق شهری قرار دارند، بگونه ای که با دشواری بسیار می توان سدبندی کرده و به محل مصرف حمل نمود. حتی در حال حاضر شهرهای بزرگی همانند آنکارا از کمبود آب رنج می برند. به همین صورت در امتداد ساحل ترکیه، محلی که توریست ها به مقدارزیادی آب مصرف می کنند، آبی که معمولا باید مصرف کشاورزی برسد، کمبود آب وجود دارد. به همین دلیل متخصصین آب، مقدارسالانه موجود آب کشور ترکیه را تنها 95 میلیون کیلومتر مکعب به حساب می آورند که با این حساب به میزان موجود سرانه 1800 مترمکعب می رسیم؛ هنوز هم به مقدار کافی اما نه سرشار.
برای سوریه و عراق می توان تقریبا همین مقدار را ارائه داد.
"ایلتر توران" ، متخصص علوم سیاسی، از دانشگاه استانبول، مسائل مربوط به آب را در ترکیه مورد مطالعه قرارداده است: « می توان فرض کرد که مصرف آب در سال های آتی بسیار سریع افزایش پیدا کند. اولا دولت یک رشته پروژه های آبیاری را دنبال می کند، با اتمام آنها درخواست برای منابع آب در کشور افزایش می یابد ؛ ثانیا جمعیت افزایش می یابد؛ ثالثا افزایش شهرنشینی در کشور مشاهده می شود و سرانجام افزایش سریع مناطق صنعتی، فاکتور دیگری برای مصرف آب بوجود آورده است » ." توران" اضافه می کند که هرگاه درآمد سرانه کشور به 10000 دلار برسد، آنگاه به همه آب موجود احتیاج است، بجز آن مقدار که بایستی بر طبق قرار داد به همسایگان اطراف رود داده شود.

یک سری پروژه های سدبندی در منطقه جنوب شرقی فرات می بایستی ذخیره آب برای ترکیه را بگونه ای قاطع افزایش دهد. این طرح 32 میلیارد دلاری، شامل 22 سد نسبتا بزرگ و کانال های آبیاری مربوط به آن و سدهای مرحله ای آبی بر روی تعداد زیادی از رودخانه ها می باشد. بدین ترتیب می بایستی 7/1 میلیون متر مربع زمین که تا به حال آبیاری نشده بود با آب تأمین شود؛ 1/1 میلیون کیلومتر مربع در حوزه فرات و 6/0 میلیون در خوزه دجله. بیش از 74000 کیلومتر مربع زمین به این طرح مربوط می شود و بدین ترتیب زندگی 5 میلیون نفرساکنین آن تغییر می کند. نقطه عطف پروژه که به زبان ترکی " گ. پ. آ." خوانده می شود، سد آتاتورک در فرات می باشد که امروزه ششمین و یا به عبارتی نهمین سد بزرگ دنیا محسوب می شود. ساختمان سد در سال 1990 به اتمام رسید و دریاچه آن یک سال بعد به آب بسته شد.
تمام پروژه می بایستی تا سال 1990 به اتمام می رسید؛ اما این زمان به سال 2005 و پس از آن به سال 2010 به تعویق افتاد. این تعویق بسیار به نفع سوریه تمام شد: بر طبق محاسباتی خوشبینانه، بر اثر این پروژه سوریه 40 درصد از آب فرات را از دست خواهد داد. با افزایش جمعیتی بالغ بر 5/3 درصد در سال بزودی سوریه حتی بدون این پروژه به کمبود آب دچار خواهد شد. با این پروژه ، چنانچه کارشناسان آب سوریه هم عقیده اند، این بحران به یک فاجعه ختم خواهد شد. "میخاییل وکیل" از دانشگاه آلپو بسیار جدی اما به درستی مدعی است : « در طی دو دهه آتی سوریه به کمبود آب دچار خواهد شد که تأثیری جدی بر روی رشد اقتصادی و اجتماعیش خواهد گذاشت. ... یک بحران آب در همه خاورمیانه دیده می شود؛ که اختلافات بالقوه آینده را در خود در بر دارد.» چنانچه ارقام ارائه شده توسط " وکیل" نشان می دهد کشاورزی سوریه تا سال 2010 به تمام مقدار آب موجود احتیاج دارد تا بتواند مصرف غذایی مردم را تأمین کند پس از آن قطره ای برای مصرف صنعتی و یا مصرف خانگی باقی نمی ماند؛ و این تنها با این فرض است که میزان آب فرات تا آن زمان کمتر نشده باشد.
عراق بین 80 تا 90 درصد آب فرات را از دست خواهد داد. با این وجود این کشور هنوز دجله را دارد؛ به دجله نیز با سد سازی های متعدد آسیب می رسد که حتی استفاده موثرتراز رودهای کوچک نیز نمی تواند آنرا جبران کند.
هم سوریه و هم عراق درصدند حق خود را بر آب داشته باشند. سوریه فرات را یک مسیر آبی بین المللی در نظر می گیرد و معتقد است که همه درگیری های مربوطه بایستی در یک مجمع بین المللی مورد بررسی قرار گیرد، عقیده ای که ترکیه با جدیت با آن مخالفت می کند. دمشق این برخورد را با مربوط کردن مسئله آب با نژاد و مذهب در دهه 70 باز هم شدیدتر کرده بود. سوریه ادعا می کند که ترکیه آب متعلق به عرب ها را می دزدد؛ به همین دلیل بایستی به تناسب بابت آن بپردازد، حتی اگر این به ضرر مردم ترکیه تمام شود. آنچه که سوریه در نظر داشت و به زبان آورد این بود که ترکیه با تمام همسایگان اروپاییش- همانند یونان، بلغارستان و روسیه- در مورد مسئله آب به توافق رسیده بود و این مسئله که ترکیه با هیچ یک از همسایگان عربش به یک توافق نرسیده بود از نژادپرستی و امپریالیسم ترکی سرچشمه می گیرد. این برخورد لفظی باز هم اوج گرفت و ادعا شد که ترکیه قصد دارد همه منطقه را تحت تسلط خود بگیرد و همسایگان خود را به منابع آبی ترکیه وابسته کند. یکبار هم ادعا شد که ترکیه قصد دارد آب "دزدیده شده" از اعراب را به اسرائیل صادر کند و چنین و چنان. این ادعا ها هیچگاه پایان نیافتند.

سرانجام در سال 1987 ترکیه جاری شدن مقدار 500 متر مربع در ثانیه را از مرز خود تظمین می کند؛ تضمینی که با انجام طرح "گ. آ. پ." هیچگاه به انجام نخواهد رسید. عراق و سوریه این قرارداد را امضاء کردند اما بروشنی تأکید کردند که این مقدار بسیار کمتر از اندازه ای که آنها در نظر دارند یعنی 700 متر مکعب، است؛ به عبارتی دو سوم مقدار آب جاری رودها.
در سال 1990 سد آتاتورک به اتمام رسید و بایستی به آب بسته می شد. بدون توجه به قراردار سال 1987 مبنی بر تضمین 500 متر مکعب در ثانیه، ترکیه یک ماه تمام جریان آب فرات رابرای سد آتاتورک بست و در انتها باعث اعتراضات بی اثر در کشورهای پایین رود شد. ترکیه قبلا دو کشور را از قصد خود مطلع ساخته بود و بیان کرده بود که با نگه داشتن جریان رود به میزان قبل نمی تواند دریاچه سد را پر کند؛ یک بیان درست اما تلخ. در واقع ترکیه قبل ازبستن جریان آب، مقدار آب جاری را افزایش داده بود؛ بدین ترتیب توانسته بود که بطور متوسط مقدار 500 متر مکعب در ثانیه را نگه دارد. سه سال بعد پس از آنکه بسیاری از سدهای ترکیه به دلیل یک دوره خشکی به سطح آب بسیار کمی رسیدند باز همان مسئله تکرار شد. این بار ترکیه جریان آب را در روزعید قربان بست و میزان جریان آب را از 500 متر مکعب در ثانیه به 170 متر مکعب در ثانیه تقلیل داد که نتیجه آن حمله های لفظی جدیدی مبنی بر تهمت های نژادپرستانه بود. در واقع ترکیه این زمان را با بهترین تخمین ها انتخاب کرده بود. ترکیه بر روی این مسئله حساب کرده بود که سوریه در روزهای جشن به مقدار معمولی آب احتیاج ندارد زیرا بهر حال کشاورزی و صنعت در این روزها کم و بیش تعطیل می باشد. اما این مسئله که ترکیه دقیقا روز جشنی را انتخاب کرده بود که در سوریه به دلایل مذهبی روزه گرفته می شود، نشانه از بی توجهی سوریه می بود.

سطح نازل آب فرات و آلودگی آب به دلیل وجود سموم کشاورزی و سموم شیمیایی و نمک به میزان بالا، بارها باعث محدودیت هایی برای آب آشامیدنی در شهرهای بزرگی همانند دمشق شده است. علاوه بر این مسایل به دلیل شبکه قدیمی توزیع آب در سوریه بیش از 35 درصد از آب از درزهای لوله ها و شبکه ها نشت کرده و از بین می رود.
در این بین درگیری های مربوط به تضمین ترکیه برای عبور 500 متر مکعب در ثانیه ادامه پیدا می کند. همانند قبل هم سوریه و هم عراق اصرار دارند که مقدار مشخص شده در قرارداد بایستی افزایش پیدا کند و با اتمام سد آتاتورک قرارداد اعتبار خود را از دست داده است. متن قرارداد سال 1987 بیان می کند : « در طی پر کردن سد آتاتورک و پس از انحراف آب فرات ترکیه خود را موظف می بیند که مقدار 500 متر مکعب در ثانیه را از مرز سوریه- ترکیه جاری سازد و در ماه هایی که این مقدار کمتر شود برای جبران آن در ماه های آتی میزان آب جاری را بیشتر کند». از آنجا که « پرشدن » سد در قرارداد بصراحت ذکر شده بود و حال سد پر شده است قرارداد در واقع دیگر اعتباری ندارد. بهر حال این ادعای عراق می باشد.
در مقابل ترکیه ادعای همسایگانش را مبنی بر حق اولیه (بر آب) بطور قاطع رد می کند. ترکیه برای تأکید بر نظرگاه هایش بر نظریات استفان مک کافری تکیه می کند. او حقوقدان برجسته امور آب از آمریکا می باشد که سال ها در کمسیون حقوق بین المللی فعال بوده است و مسئولیت سنگین تنظیم حق بین المللی مربوط به آب را به عهده داشت. مک کافری در بهار سال 1991 در مجله تخصصی Denver Joural of International Law and Policy
در مقاله ای ذکر کرده بود: « ... کشورهای پایین رود که در ابتدا ازمنابع آبی یک رود استفاده می کرده اند، نمی توانند جلوی بستن آب توسط کشورهای بالای رود، با این ادعا که این بستن در آینده به او صدمه می زند را بگیرند. اما تحت عنوان حق اولیه، این دید که کشور پایین رود اولین استفاده کننده از آب رود بوده است، به عنوان یک فاکتور از مجموعه فاکتورهایی که بایستی مورد توجه قرار بگیرد، بایستی یک بخش منصفانه ای از آب به منظور استفاده و سودبری از جریان آب در اختیارش قرار گیرد». آنچه که مک کافری سعی در بیان آن دارد اینست که حق تقدم براستفاده از آب مسئله مهمی است اما نه مهمتر از بسیاری چیزهای دیگر. در این مورد بایستی ترکیه این « چیزهای دیگر» را نیزمورد توجه قرار دهد.

بر اساس این نظریه، ترکیه « طرح سه مرحله ای» خود را بنا نهاده است تا به یک « استفاده منصفانه» برسد. یک گروه کارشناس بایستی گردآوری شده تا با درنظر گرفتن میزان آب و محدوده آبیاری، میزان احتیاج (هر کشور) ارزیابی شود. عراق این طرح را بطور کامل رد کرد و سوریه آنرا ندیده گرفت.

در سال 1991 ترکیه به عنوان کشور میزبان، پیشنهاد یک مجمع برای مسئله آب در خاورمیانه را می کند. یک گردهمایی چند جانبه شامل 22 کشور خاورمیانه و شمال آفریقا و یک سری از وزرای اروپایی، اتحاد شوروی، ایالات متحده و ژاپن. حتی اسرائیل شرکت در آن را قبول کرد. این مجمع هیچ گاه بر پا نشد. بجای آن جنگ خلیج (فارس) در گرفت، اتحاد شوروی از هم پاشید و به کشورهای منطقه ای کوچک تقسیم شد و از آن گذشته رئیس جمهور ترکیه، تورکوت اوزال که خود از مبدعان این مجمع بود، درگذشت.
این گفتگوها به بن بست انجامیدند و تنها گاه و بیگاه به انجام رسیدند. در سال 1993 گردهمایی هایی بین سوریه و ترکیه به انجام رسید، اما پس از آن نتوانستند حتی یکبار یک اختتامیه مشترک صادر کنند؛ و هنگامیکه ترکیه عراق را برای دوره بعدی گردهمایی دعوت کرد، سوریه دیگر در آن شرکت نکرد و سرانجام از این گردهمایی نیز نتیجه ای حاصل نشد. گردهمایی دیگری در سال 1994 در عمان برگذار شد که در آن شرکت 40 گروه نمایندگی، از جمله اسرائیل، انتظار می رفت؛ به همین دلیل سوریه و لبنان در آن شرکت نکردند. گردهمایی بخودی خود بی حاصل بود؛ تنها نمایندگان به این نتیجه رسیده بودند که همکاری با هم چیز بسیار خوبی است.

رابطه بین سوریه با عراق دوستانه تراز ترکیه نیست. هر دو کشور در سال 1990 به توافقی رسیدند که برطبق آن 52 درصد از آب فرات به عراق و 48 درصد به سوریه برسد. اما از سال 1974 که ترکیه و سوریه به پرکردن سدهای خود پرداخته اند، میزان آب جاری به عراق به میزان یک چهارم مقدار معمولی خود رسیده بود. پس از آنکه هر دو طرف یک رشته تهدیدهای جدی ای بیان کرده بودند، عراق نیروهایش را در مرز سوریه به حرکت درآورده و تهدید کرده بود که سد التقبا بر روی فرات و همچنین دریاچه سد اسد را بمبارن می کند.چند روز بعد عراقی ها در یک عملیات به احتمال زیاد نمایشی، یک سرباز سوریه ای را که قصد بمب گذاری در شهر کربلا را داشت، دستگیر می کنند. سوریه همه اتهامات را رد کرده و ادعای تقلیل دادن جریان آب را نیز کتمان کرده و در مقابل ترکیه را متهم می کند. هر دو طرف به جمع آوری سپاه پرداخته و بنظر می رسید که در لبه یک جنگ قرار گرفته اند. سرانجام واسطه های سعودی و روسی به میان آمده و سعی نمودند تا آتش به پا شده را خاموش سازند. این اختلاف هیچگاه کاملا حل نشد. هنوز هم جوی بسیار نا آرام بر منطقه مسلط است.

شرایط موجود با دسته بندی های متغیر در درگیری های فرامنطقه ای بازهم پیچیده تر شده بود: سوریه برعلیه عراق در جنگ بین ایران و عراق و ترکیه بر علیه عراق در جنگ خلیج (فارس). در جنگ خلیج (فارس) سربازان عراقی بسیاری از منابع نفتی کویت و تأسیسات نمک زدایی آب کویت را در زمان عقب نشینی به آتش کشیدند. در مقابل متحدین (کویت) تاسیسات قدیمی آب بغداد را بمباران کرده و از میان بردند. در روزهای اول جنگ سعی بر این بود که ترکیه را به تهدید به قطع آب دجله و عمل به آن وادار کنند؛ حمله ای به مردم غیرنظامیی که درگیر نبودند؛ تهدیدی که تنها در گفتار باقی ماند و به عمل در نیامد.

مشکل دیگر کشورهای اطراف رود مسئله کردهاست. برای دست یابی به خودمختاری ملی تا به امروز شورش های وسیعی از طرف کردها در ترکیه و درعراق به وقوع پیوسته است. ترکیه بارها سوریه را متهم کرده است که به " پ. کا. کا. " پناه داده است. "پ. کا. کا قسم خورده که دریاچه سد آتاتورک و بقیه پروژه "گ. آ. پ." را از میان ببرد. ترکیه بیش از یکبار سعی کرد که از نقش خود به عنوان واسطه مسئله آب برای جنگ برعلیه " پ. کا. کا. " استفاده کند. در سال 1989 "تورکوت اوزل" نخست وزیر وقت و رئیس جمهوربعدی ترکیه بیان داشته بود که هر گاه سوریه کردها را از خاکش بیرون نراند، آب فرات بسته خواهد شد. در سال 1998 رابطه بین سوریه و ترکیه به نازل ترین حد خود رسیده بود. روزنامه های ترکیه در مورد بمباران دمشق صحبت کرده و تعطیلات سربازان در منطقه مرزی لغو شده بود. رئیس جمهور ترکیه "سلیمان دمیرل" بیانیه ای کوتاه و واضح تسلیم آژانس خبرگزاری ترکیه کرده بود: « من نه تنها سوریه بلکه به تمام جهان اخطار می کنم. وضع بدین صورت نمی تواند ادامه یابد». فرماندهان نظامی ترکیه لغاتی واضح تر یافته بودند وبطور علنی اعلام کردند که ترکیه با سوریه در « حالت جنگی اعلام نشده» قرار دارد. شرایط باز هم دشوارتر شده بود زیرا فعالیت های علنی "پ. کا. کا" در اروپای غربی با موفقیت همراه بود. ایتالیا به "پ. کا. کا." اجازه تظاهرات علنی در رم را داده بود، و از طرف دیگر ترکیه به دلیل قبول نشدن در جامعه اروپایی بسیار خشمگین شده بود.
سوریه نیز به نوبه خود همانگونه که میلیشیاهای لبنانی را برای عملیات بر علیه اسرائیل بکار می برد، از "پ. کا. کا ." استفاده می کرد؛ به رهبر " پ. کا. کا. " ، " عبدالله اوجلان" اجازه داشتن دفتری در دمشق داده شد. این موضوع بطور رسمی کتمان شده بود اما روزنامه نگاران بدون هیچ زحمتی محل دفتر را پیدا می کردند.

حتی عراق به کردهای ترکیه پناه داد؛ و این در حالی بود که خود همزمان جنگی خونین و نابودکننده بر علیه اقلیت کرد خود، با بکار بردن گازهای شیمیای و اعصاب، به پیش می برد. پس از جنگ خلیج (فارس) مهاجرت دست جمعی کردهای عراقی به ترکیه صورت پذیرفت؛ که این به نوبه خود مسئله اقلیت ها را برای ترکیه پیچیده تر ساخته بود.
بین سوریه، عراق و ترکیه ادعاهای مرزی وجود دارد که بخشی از آن به زمان حکومت عثمانی برمی گردد.
با وجود چنین تضادهای سازش ناپذیری، هنگامیکه "اوزل" در طی یک سفر به آمریکا پیشنهاد "لوله آب برای صلح" برای کشورهای خشک خاورمیانه، را نمود، با آنکه بسیار غیر منتظره بود، اما در ابتدا کسی به آن توجه نکرد.

از طریق دو لوله به طول 6500 کیلومترمی توان مقدار آبی به اندازه 2 میلیارد متر مکعب از رودهای ترکی سیحون و جیحون ازمیان خاور میانه تا خلیج فارس فرستاده شود. از طریق یک لوله غربی، سوریه، اردن، غرب عربستان سعودی و همچنین مکه و جده می توانند با آب تأمین شوند. یک لوله بسمت خلیج تا کویت می تواند آب را تا بخش شرقی عربستان سعودی، بحرین، قطر و عمان و عمارات متحده برساند. هر دو لوله در عمقی دومتری زمین قرار خواهند داشت و از میان تمام مناطق کوهستانی عبور خواهد کرد. یک شرکت ساختمانی آمریکایی که در سال 1998 این پروژه را مطالعه کرده است، زمان انجام آنرا 15 سال و بودجه مورد نیازآن را 20 میلیار دلار برآورد کرده است. به دلیل خرج بالای این پروژه و شرایط سیاسی بی ثبات در منطقه، سرنوشت این طرح نیزهمانند بقیه طرح های دیگر منطقه نامعلوم می باشد: یک کانال آبی از فرات ازمیان عراق تا اردن هاشمی، یک کانال از نیل ازمیان صحرای سینا تا غزه و یا یک کانال آب از لبنان از طریق اسرائیل تا فلسطین و اردن هاشمی.

با وجود تأکیدهای ترکیه مبنی بر اینکه هیچگاه مسیر آب را نمی بندد، هیچ کدام از کشورهای موجود در مسیر پایین آب در حال حاضر، نمی خواهند امنیت تأمین آب را به دست ترکیه بدهند. منطق هر کشور در منطقه در مورد مسئله آب یکجانبه می شود و واردات آب به عنوان موقعیتی از ضعف در نظر گرفته می شود. عرب ها نمی خواهند وابسته به ترک ها باشند. اسرائیل با این عنوان که یک خط لوله می تواند براحتی مورد خرابکاری قرار گیرد، نمی خواهد که به هیچ کس وابسته باشد تا چه برسد که آب را وارد کند. حتی اردن هاشمی نیزدر هراس است که با وابسته شدن به آب وارداتی ترکیه، ادعاهایش نسبت به منابع آبی منطقه ای ضعیف شود. ترک ها با آنکه بیگناه بودن خود را اظهار می دارند اما همزمان، گاه و بی گاه، حرکات بحث برانگیزی را در مورد سودجویی از بازار جذاب آب انجام می دهند که خود به مرحله عمل گذاشتن چنین ایده هایی را مشکل تر می کند.

و این چنین است وضعیت مسئله آب در خاورمیانه.


منبع: ای میل دریافتی

(*) نام کتاب:
Wasser, Die weltweite Krise um das blaue Gold
ترجمه از انگلیسی به آلمانی توسط Regina Schneider
انتشار در سال 2000 در مونیخ

 

به نقل از آذين داد ـ جمعه 20 / 5 / 1385  ـ  Freitag, 11. August 2006

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون     |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون     |    آدرسهای مفيد
تماس با کانون: kanun@andischeh.com