آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

 موسيقی

   

سلامی دو باره به کلمه     به مناسبت چهارمين سالمرگ هوشنگ گلشيری

به نقل از روزنامهً شرق
مهدى يزدانى خرم:۲ _ مهمترين ويژگى داستا ن هاى گلشيرى در زبان آنها است و اين شايد اصلى ترين نكته اى باشد كه نويسندگان تحت تاثير وى را مشخص مى كند. زبان گلشيرى، از شاخصه هايى تشكيل شده كه آن را، تبديل به هدف متن كرده و نگرش ابزارى نسبت به زبان را كم رنگ مى كند. هوشنگ گلشيرى، به واسطه مطالعه ها و تحقيق هايش در زبان كهن ادبيات فارسى، درك كرد كه بافت روايت ايرانى، وابسته به زبانى است كه آن را توصيف مى كند. بنابراين او، بسيارى از وظايف مفروض راوى را از وى بازپس گرفته و به زبان منتقل كرد. در اين راه، زبان برخى از داستان هاى مشهور او، به دليل فضاى داستان درون آن، سنگين، درون نگر، كند و گاه سخت خوان است كه به سرعت تبديل به الگويى براى نويسندگان ايرانى شد.

گلشيرى مى دانست كه نوع روايت او، به دليل وابستگى به جريان هاى ذهنى راوى و فضا، تلخ و معمولاً متوهم است بنابراين، زبان نيز بايد در اين راستا، رابطه رمانتيك بين مخاطب و نويسنده را از بين برده و بكوشد تا آن تنگناها و مصائب در حين خوانش خلق شود. به همين جهت او مثلاً در شازده احتجاب، زبان و لحن هايى مى آفريند كه سرعت روايت را گرفته و پراكندگى و التهاب ذهن قهرمان خود را دو چندان مى كند. همه ما مى دانيم كه گلشيرى داستان نويس به دنبال «قصه گويى» نبود و اين شايد يكى از مهمترين دستاوردهاى او باشد. زيرا در آن سال ها، نويسندگان با تمام دغدغه هاى ساختارى خود را ملزم به قصه گويى و شهرزاد بودن مى دانستند و به همين دليل، داستان هاى قبل از گلشيرى در شرايط متفاوت هم روحيه قصه گويى را حفظ مى كردند. اما گلشيرى به ما آموخت كه انسان او، بيشتر راوى بودن را مى تابد و راوى بودن با قصه گو بودن تفاوت دارد. اين حركت فكرى، دو نكته مثبت را به وجود آورد كه نخستين آن، دور شدن جو ادبيات داستانى ايران از مفهوم گرايى و «حكايت نويسى» بود. اين مولفه باعث شد تا گلشيرى نشان دهد كه آدم هاى داستان لزوماً قصه اى براى گفتن ندارند و مى توانند، راوى جهان پيرامون خود بوده و از آشفتگى ها و تصاويرى كه آنها را احاطه كرده بگويند. دومين دستاورد او در اين زمينه را مى توان، خلق و تولد داستانى دانست كه طى آن به دليل برجسته شدن انسان راوى در درون متن، زمان، مكان و اجسام و اشيايى كه در روايت او حضور دارند، اهميت داستانى پيدا كنند. انسان گلشيرى به دنبال كشف جهان نبود، بلكه مى كوشيد يا هول ها و كابوس هايش را بنويسد (شازده احتجاب) و يا به مبارزه با قطعيت جهان برود (جن نامه) پس در اين راه او لزوماً نمى بايست، داستانى براى تعريف كردن و روايت داشته باشد. در واقع هوشنگ گلشيرى از دن كيشوت شدن آدم هاى خود پرهيز داشت. اين دستاوردها را گلشيرى به واسطه آن زبان پركلمه و پيچيده كه طى آن وجودهاى مختلف در قالب و شكل هاى كاملاً وابسته به آن تصوير شده اند، به دست آورد. ذهن پيچيده گلشيرى، آدم ها و فضاهاى خاص را مى ساخت كه به واسطه زبان مى توانستند فضاى تعريف شده را بشكنند و در اوج رئاليسم، از ماليخوليا بگويند.

اين كليت موجود در داستان هاى گلشيرى به دلايل مختلفى مانند اقبال داستان هاى او، تدريس داستان توسط وى و... در ميان نويسندگان ايرانى به شدت تجربه شد. محمدرضا صفدرى، مندنى پور، ابوتراب خسروى، بيژن بيجارى و... از نمونه نام هايى هستند كه اين ذهنيت را به وام گرفته و در داستان هاى خود استفاده كردند. در واقع بايد گفت، به دليل ذهنيت خاص گلشيرى در باب داستان و اين كه زبان را مهمترين و اصلى ترين دستاورد يك داستان نويس مى دانست، تبديل به الگويى براى نويسندگان ديگر شد. او در آثارش، فضاها و جريان هايى را تجربه كرد كه در عين آبستره بودن، انتزاعى بودن و... ريشه در واقعيت هاى اجتماعى كشور خود داشت و به همين دليل هيچ گاه محكوم اسنوبيسم و برج عاج نشينى نشد. داستان هاى گلشيرى اصولى را به وجود آوردند كه در يك نتيجه گيرى كلى، مى توان آنها را در چهار مورد، علت تاثيرگذارى او بر ادبيات داستانى ايران دانست.

۳ _ الف: گلشيرى از تاريخ و جامعه اى بحران زده مى نوشت و اين بحران را در بافت زبان و نگاه آدم هايش جست وجو مى كرد. بنابراين شخصيت هاى داستان هاى او به مرور زمان و در يك كليت سبك شناختى، كلاسيك شده و همواره نوع منش هاى داستانى و رفتارى آنها در ذهن نويسندگان جوان و مخاطبان ادبى باقى ماند. پس هوشنگ گلشيرى به سرعت كلاسيك شده و در حد و اندازه هاى صادق هدايت مورد توجه نويسندگان هم نسل و يا نسل هاى بعد قرار گرفت. دستاورد ها، پيشنهاد ها و راه هايى كه او در اختيار داستان نويسى ايران گذاشت متاسفانه درست درك نشد و عموماً در حد تقليد هايى موفق و يا ناموفق از او درآمد و اين ديگر تقصير نويسنده نبوده و نيست.

ب: گلشيرى خواسته و يا ناخواسته به واسطه جنس داستان هايش، الگويى براى فرهيختگى شد. اين فرهيختگى به دليل فرم ها، تكنيك ها و ساختار هاى متنوع داستان هاى گلشيرى بود. او به طور مثال از سرآمدان داستان شخصيت است. ديالوگ هاى درخشان، فضاپردازى هاى چندسويه و تكنيك هايى مانند فلاش بك و گفت وگو هايى درون متنى و... در آثار او ستودنى هستند. پس جامعه ادبى به تدريج نوع داستان نويسى او را تئوريزه كرده و به عنوان اصولى براى داستان نويسى در نظر گرفت. البته خود گلشيرى نيز در اين تئوريزه شدن اصولش تاثير داشت. به واسطه او نسلى تربيت شد كه قسمت عمده اى از داستان هاى دهه هفتاد را نوشتند و همين ناخودآگاه موجب شد تا گلشيرى در هيئت يك قطب ادبى درآيد.

پ: گلشيرى از جمله نويسندگانى بود كه بدون شعارزدگى و بيانگرى نمادين، به ما جرات و توانايى اعتراض داد. داستان هاى او جداى از ويژگى هاى درون متنى، عرصه اى براى اعتراض و نبرد با دنيا هستند. اين رويه، براى هر نويسنده اى جذاب است، پس جامعه ادبى از ويژگى و مولفه جذاب استفاده كرده و به سمت اين نوع داستان حركت كرد. اين حركت به دليل اينكه عمدتاً تقليدى و يا بى ريشه بود به داستان نويسان ايرانى ضربه زد و هيچ يك نتوانستند به مقام گلشيرى دست پيدا كنند. نكته آخر نيز، به دليل جو حاكم بر جامعه دو دهه اخير باز مى گردد. زيرا گلشيرى در اين سال ها زنده بوده و در جامعه حضور دارد، پس صدا هاى ديگر كه يا در محاق سانسور به سر برده و يا موقتاً فراموش شده اند، نمى توانند تاثير خود را آشكار كنند و اصلاً تاثير گذارى داشته باشند. در اواخر دهه هفتاد به دليل ظهور فضايى بازتر، مى بينيم، داستان هايى كه كمتر تحت تاثير گلشيرى هستند نوشته شده و اين يك اتفاق است.

در پايان: در اين روز ها، ديده مى شوند آدم ها و جريان هايى كه نامهربانانه درصدد انكار گلشيرى هستند. اين درست كه گلشيرى هم بايد نقد شود و مورد ارزيابى قرار بگيرد اما انكار او، حركتى ناجوانمردانه و نشدنى است. گلشيرى به ما آموخت كه مى توان اعتراض كرد، نوشت و در ميان كلمات به دنيا لبخند زد. گلشيرى شريف بود و مظلومانه مرد. حداقل به خاطر نويسندگانى كه او تربيت كرد، فضا ها و داستان هايى كه نوشت و رويارويى او با تنگناهايى كه وجود داشت و حال كمتر شده است، برپاى بايستيم و به او سلامى دوباره كنيم. سلامى از سر احترام به كلمه، به نوشتن و به آقاى نويسنده كه چشم هايش داستان هايمان را زير نظر گرفته است.

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com