آرشيو

شعر  

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

به مناسبت جشن مهرگان
نگاهی دیگر به مهرو میتراییسم      تورج پارسی
پیمان شکن نابکار سراسر کشور را ویران می سازد.  مهریشت

مهر مترادف است با پیمان، اگر مهر را عینی تر کرده و پوششی زمینی به آن بدهیم، تداوم هستی و گسترش نیکی محض را در آن جلوه گر خواهیم یافت. مهر جلوه ای است از پیمان انسان با انسان، پیمان انسان با محیط اجتماعی و طبیعی، دریک ژرف نگری انسان به مثابه مهر، پرچمدار و نگهبان هستی خواهد بود. ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۶ مهر ۱٣٨۵ -  ٨ اکتبر ۲۰۰۶

  
مهر یا میترا کیست ؟ خدایی پیش از زرتشت که مورد باور هندیان و ایرانیان بود . خدایی از دوران  پنداربافی، خدایی که نیاز به قربانی داشت .
در سنسکریت : Mitraمیترااز ریشه می Mi  به چم یا معنای بستن که معنای کلی  آنچه که می پیوندد
در اوستایی Mithra
در پهلوی : mitr  
پا رسی امروزی Mitra یا mehr
در سنسکریت و اوستایی به معنای پیمان و همبستگی و پیوستگی دو یا چندین نفر.
درزبان  پارسی نیز محبت است ودوستی ، آشتی و پیمان .همین واژه در زبان روسی و لهستانی وارد و تبدیل به میرMirشده که به معنای صلح است ویکی از ساتالایت های روسی از همین نام برخوردارست .
مری بویس در تاریخ دین زرتشت رویه ۴۶می نویسد :  واژه میترا در اوستا به گونه ای آشکار معنایی شبیه قرار داد و توافق را می دهد . آنگونه توافق که میان افراد نوع آدم حاصل می شود " ا. میله A.millet با روشنی استدلال کرده که میترای هند_ ایرانی تجسم آن نیرویی است که در چنین قرار داد و توافق به ودیعت گذاشته می شود "
در مجموع باید گفت که مهر خدای پیوستگی و همبستگی تیره های آریایی بود و وظیفه ی نگهبانی و سرپرستی پیمان را داشت .درمهر یشت ، مهر" دارای چراگاه های پهناورست " مالکیت چراگاه های پهناور "یادمان و یادآور دوره ای است که آریاییان گله دار بودند و نظام چوپانی حاکم بر تیره ها بود ، دوره ی گشت از چراگاهی به چراگاهی دیگر. البته در سرزمینی که زمستان پنج ماهه و تابستان هفت ماهه داشت می باید به دنبال چراگاه  از نقطه سردسیر به گرمسیرکوچیدو بالعکس ،ناگفته نماند که این رابطه ی طبیعی چنین حکم قطعی را پدید می آورد . دوره ی کوچ نشینی اجباری که پدیده ی نظام چوپانی است نیازمند به یک حساب و کتاب میان تیره هاست و همین حساب کتاب که امروزه آنرا برنامه ریزی می گوییم نیازمند به تعهد و پیمان فرد در برابر گروه و گروه دربرابر گروه است و در این رابطه مهر یا میترا که دارای چراگاه های بی شمارست با هزاران چشم  از پیمان نگهبانی می کند و دشمن پیمان شکنان است  . مردمان از ترس برای مهر قربانی می کردند . اما آنگاه که به سرزمین گرمتر کوچیدند و کشاورزی آغاز گشت و تولید کشاورزی کشت و کشت زار و شهر شهر نشینی را آفرید ، از قلمرو خدایان پنداری کاسته شد . آغازگراین دگرگونی آموزش های زرتشت است که در واقع  به دوران خدایان پنداری خاتمه داده شد اما در دوره هخامنشی با وجودیکه خود زرتشتی بودند ، دوباره میترا به شکلی در اوستا جا باز کردالبته با تغییراتی که آنرا به متن های زرتشتی همانند می ساخت .یشت دهم  و روز شانزدهم هر ماه و ماه هفتم سال به نام مهر است . مهر دیگر خدا به شمار نیامد  .   مرور زمان نه تنها از حالت مذهبی مهر کاست  بلکه می توان گفت که آن را در سایه قرارداد به طوریکه آغاز فصل شد و به پدیده ی چوپانی / کشاورزی تبدیل گشت .جشن یادمانی او برابر شدبا یکی شدن روزمهر و ماه مهر و پیروزی فریدون بر ضحاک یا بیوراسپ _ بنا بر گزارش فردوسی در شاهنامه و بیرونی در التفهیم وگردیزی در تاریخ گردیزی _ واینچنین  به آن معنایی دیگر بخشید ، معنایی که رنگ و لعاب مذهبیش زدوده شده ورنگ  و جلایی دیگر یافته بود. اگر امروز آنرا جشن می گیریم به خاطر این ویژگی است که در واقع این دیگر میترای نظام چوپانی زندگی مشترک هندیان و اقوام ایرانی نیست . اما مهر با ویژگی نگهبانی پیمان که شناسنامه ی چندین هزار ساله ی اوست ، امری  ماندگارست در فرهنگ ما به همین دلیل می باید گام به گام در تاریخ مراسم آیینی اش را گرامی داشت و به فرزندان آموخت . بنا به گزارش هردوت از دوره ی هخامنشیان نام مهر بر نوزدان گذاشته می شد. در همین گزارش آمده است که  ایرانیان تولد خود را جشن می گیرند  وآنرا همچون مراسم اروسی با ارج و منزلت برپا می کنند  . امروزه نام های مهرداد ، مهرشاد ، مهر نوش ، مهربانو ، میترا میترادات و مانند اینها یادمانی است از دوردست تاریخ ایران  زمین .

ارج  پیمان در فرهنگ انسانی

عصر ما نه عصر خدایان پنداری است و نه زیر نظام چوپانی نان فراهم می آوریم اما نیاز می بیند با خرد امروزی به آناتومی پیمان و نگهداشت آن بپردازد   پیمان و ارج و نگهداشت آن در واقع در گروه راستی است . اگر آدمی در گزینش راستی یا دروج ، دروج را برگزیده باشد ، چگونه می توان از اوی کژ کردار و دروج گفتار انتظار آن داشت که پایبند به پیمان باشد . کسی می تواندبه این اصل وفادار باشد که گوهر راستین را برگزیده باشد .اعتبار و احترام به نفس پیمان ، امری است در قلمرو نیک پنداران . اینانند که حتا نباید" پیمانی را که با یک دروغ پرست بسته اند " بگسلند ، چراکه پیمان به نفس خود از اعتباری همه سو برخوردارست . همه سو نگری گامی است فراسوی کمال که در خور خردمندان نیکجوست .گزینش گوهر راستین ، جان و جسم را به پاکی وخرد آراستن است و در پی آن مسئولیتی بس بزرگ به گردن گرفتن ، که از آن گریزی نیست . برای دریافت این همه سو نگری و عظمت فکری بار دیگر بند دوم مهر یشت را مرور کنیم ، آنجا که اهورامزدا می گوید :

ای سپیتمان ،
مبادا پیمان بشکنی ،
نه پیمانی را که با یک دروغ پرست بسته ا ی ،
نه پیمانی را که با یک راستی پرست بسته ا ی ،
چه هردو پیمان است ،
خواه با دروغ پرست ،
خواه با راستی پرست .

مهر مترادف است با پیمان ، اگر مهر را عینی تر کرده و پوششی زمینی به آن بدهیم ، تداوم هستی و گسترش نیکی محض را در آن جلوه گر خواهیم یافت . مهرجلوه ای است از پیمان انسان با انسان ، پیمان انسان با محیط اجتماعی و طبیعی  ، دریک ژرف نگری انسان به مثابه مهر ، پرچمدار و نگهبان هستی خواهد بود . البته انسانی که گوهر راستین را برگزیده باشد .بنابر چه آمد " پای بندی به پیمان " آن چنان اصل مسلم و آشکاری است  که مترادف می شود با " آباد ی " و " پیمان شکنی " با " ویرانی  و ظلمت " مترادف می گردد .
" ا ی سپیتمان
پیمان شکن نابکار سراسر کشور را ویران می سازد " مهر یشت
پیمان شکنی ، ویرانی است ، خدشه در تدا وم هستی است . ضدیت بنیا دین با گوهر راستین است . آب را آلوده ساختن و گندم سبز بریدن است . پیمان شکنی در معنای عام گناه است . این معنا را در راستای فرهنگ و ادب ایران زمین پیگیر شویم :
خداوند شاهنامه گوید :

چو " پیمان شکن " باشی و تیز مغز
نیاید زدست تو یک کار نغز
سعدی شیراز گوید :
در ازل بود که پیمان محبت بستند  
نشکند مرد اگرش سربرود پیمان را

حافظ همیشه معاصر ، نه تنها پیمان شکنی نمی کند ، بلکه بنابه سپارش پیر پیمانه کشش می گوید:
" پیر  ِ پیمانه کش  ِ من -- که روانش خوش باد! -- / گفت: پرهیزکن از صحبت ِ پیمان شکنان!"
فایزشاعر دلسوخته ی دشتستان گوید :

رخ تو دلبرا مانند ماهه    
رخ من از غمت چون برگ کاهه
به فایز عهد یاری بسته بودی  
مگر نه عهد بشکستن گناهه

قول مردانه دادن بی گمان در همین راستا رواج یافته است هرچند که می نویسند در جمع مهریان زنان را نمی پذ یرفتنداما نکته ای را این قلم در اینجا عنوان می کند ، که مرد تنهامفهوم جنس مذکر راندارد ، بلکه واژه ی مرد پیوندی دارد با نام گیومرتن که نخستین  آدم یا انسان قلمداد می شود. پس قول مردانه درواقع پیمان انسانی یا قول و قرار انسانی است در نتیجه قول مردانه بیان یک تعهد انسانی است که شکستن آن به گفته ی فایز گناه یا به زبان سعدی "به آنکه سر برود اما پیمان نرود ". در آیین میتراحلقه نشان پیمان و اتحاد و هبستگی بود . چون پیمانی بسته می شد حلقه ای رد و بدل می گردید . نشان حلقه از ایران به اروپا رفت و کم کم نشانواره ای برای پیمان زناشویی گشت . به مهرسوگند یاد می شد و حتا در میان عیاران چنین سوگندی رایج بود . نمونه ای از این سوگند از کتاب سمک عیار نوشته ی فرامرز خداداد ارجانی یا ارگانی _ارگان یا بهبهان کنونی _ که در اواخر دوره ی سلجوقی نوشته شد ه و با کوشش و بررسی استاد زنده یاد پرویز ناتل خانلری به چاپ رسیده  آورده می شود :آتشک خرم شد و در دست و پای سمک افتاد و گفت : بنده ام ، تو چه می فرمایی ؟ سوگند خورد به یزدان دادار کردگار ، به نور و نار " آتش " و مهر و به نان و نمک مردان و صحبت جوانمردان که آتشک غدر نکند و به خیانت نیندیشد . بی دلیل نیست که بیرونی در آثار باقیه درباره ی جشن مهرگان یا جشن پیمان و پیمانداری می نویسد : و این عید مانند اعیاد دیگر برای عموم مردمست و تفسیر آن دوستی جان است
مری بویس به نقل از کتزیاس پزشک دربار هخامنشی درباره ی جشن دوستی جان می نویسد : این تنها مـــــوقع سال است کـــه شاهــــــان پارس می توانند و حق دارند تا می توانند  شراب بنوشند .
نیک می دانیم که سرزمین ما سرزمین جشن ها بود ، سرزمین کار و شرکت در آبادانی جهان آنچنان که از در گذشت عزیزان مویه نمی کردند و کار را نسخه ی درد می دانستند . کار نشانه ی یک رابطه ی درست با طبیعت و زمین مادر است  . کار شادی آفرین است ، کار درفراز نشیب های تاریخ  به انسان معنا داد به همین دلیل  در راستای سال ۷۳ جشن داشتیم و چون سال نیز به دو فصل بخش می شد ، زمستان بزرگ و تابستان بزرگ _ شایان نگرش است که در سوید هم درگذشته سال به دو بخش تقسیم می شده است به نوشته ی آیین یلدا در فرهنگ گذشته ی سوید ازهمین قلم رجوع کنید _  مهرگان و نوروز از مهمترین جشن های آغازین به شمار می آمدند و هردو دارای آیین ویژه خود بودند . از اعتبار این دو جشن همگانی همین بس که دانشمندی چون بیرونی در گاه جشن های نوروزی و مهرگانی کارهای پژوهشی خود را تعطیل می کرد . شهرزوری در باره بیــــرونی می نویسد : دست و چشم و فکر او هیچگاه از عمل باز نماند ، مگر به روزنوروز و مهرگان و یا برای تهیه احتیاجات معاش "
تا دایم است جنبش گردون و آفتاب   تا واجب است گردش نوروز و مهرگان
        " مسعود سعد سلمان "

ویژگی های مهرگانی :

از آنجایی که زمستان هفت ماهه با پاییز و مهرگان می آغازید دارای ویژگی هایی است که عبارتند از :
نقطه ی آغازین فصل بوده
پیروزی حماسی کاوه بوده  ، نام فریدون بر پیشانی داشته وباپرچم برافراشته ی کاوه ی آهنگرآذین یافته بوده است
نشانواره ی پیمان و نگهبانی از پیمان  بوده  که یکی از برجست ترین نقطه های عطف تاریخ  و فرهنگ بشری است .
جشن خرمن ، جشن دهقان ، پیوند اروسی ، خوان و موسیقی مهرگانی نیز از ویژگی های جشن دوستی جان است که به بررسی آن می پردازیم :

مهرگان روز برگزاری جشن خرمن است .

بررسی سه گزارش از برنامه ی برگزاری جشن خرمن نشان می دهد که آیین کهن همچنان جسته و گریخته در روستاها و شهرها به عمر خود ادامه می دهد نخستین گزارش از شهرستان بهبهان است :
خوشه ها ی گندم و جو که شیره می گرفتند ، چشمان بازیاران نگران چشم شور رهگذران بـــــــــود تا آنگاه که داس بی امان بر کمرگاه ساقه های زرد و بلند جو و گندم قرار می گرفت . اگربرای رهگذری  بافه روی دست می گرفتند ، رهگذر باید به حرمت بافه دهشی نماید . مراسم خرمن کوبی چه در خانه و چه در کشتگاه توام باشادی و سپاسگزاری سرانجام می یافت . خرمن کوبی در خانه  شرکت کنندکانی داشت که بیشتر پسران و دختران جوان بودند .آنها با صدای دایره و تبنک بر روی بافه هابه پایکوبی می پردازختند تا  گندم رااز کـــاه جد اکرده و همکاری خود را در گروه نشان دهند .  
مراسم جشن خرمن که در واقع پس از پایان کار درو و خــــــرمن کوبی آغاز می شد معمـــــولا درکنا ررودخانه برگزارمی شد ، تا از اناهیتا مادر آبها نیز نیایش و سپاسی شود ، شاید بشود گفت این جشن به پاس و ستایش از ایزد مهر و ایزد آب است .
جشن خرمن مهرگان در سایت تاریخی گوهرتپه شهرستان بهشهر برگزار میشود .محمد عظیمی ـ مسوول فرهنگی و هنری همایش و مدیر انجمن دوستداران میراث هوتو ـ هدف از برپایی این مراسم را شکرگزاری به درگاه ایزدی می داند  و می گوید : در آیین زرتشت، مردمان کار و زراعت به شکرانهی برداشت محصول و آرامش از سیرمانی خانواده تا سال زراعی دیگر، جشنی برپا میکردند و سفرهی برکت خود را بر دشت میگستراندند. جشنی که همزمان با چینش دستههای پربرکت گندم و شالی و آغاز خرمن برپا میشد و مهر را در روز مهرگان میپراکند.  مهرگان از مهمترین جشنهای باستانی، اسطوره ا ی و فصلی محسوب میشود که در گذر ایام، اهمیت خود را از دست نداده و گویی حیات خود را از کشت و کشاورزی وام گرفته است. این آیین در مازندران و در روستاهای دور و بنههای کوهستانی البرز در میان گالشها و کوهنشینان در لاریجان و رویان برگزار میشده است. در سالهای اخیر، این جشن در روستاها و حاشیهی شهرها نیز انجام میشود. با توجه به شرایط اقلیمی مازندران و کشت برنج که محصول پایه محسوب میشود، باید از سنتی دیرپا و پابرجا یاد کرد که با جشن مهرگان قرابتی مستحکم دارد. جشن مهرگان توزیع مهر و دوستی در میان مردمانی است که درکنار یکدیگر، برکت زمین را درو کردهاند و با شکرگزاری به آستان احدیت و استراحت زمستانی، چشم انتظار نوروز پربهار و زیبایی کار و تلاش میشوند.اجرای موسیقی مازندرانی، شعر طبری و مسابقههای مختلف ورزشی بومی مانند کشتی چوغه از جملهی برنامههای این مراسم هستند.

مهرگان در کردستان

" آغاز پاییز کردی در مناطق عشایری ایران "گوران" و "قلخانی" و کوهپایه های "دالاهو" با جشن خرمن و برداشت محصول همراه است و بزرگترین جشن تقویم زندگی عشایری آنجاست. گفته اند که جشن مهرگان در کردستان،در دهکده "جاماز" رو به دشت سینه بازی در دامنه دلاهو برگزار می شود. زنان و مردان زحمتکش کرد دست در دست هم به پایکوبی می پردازند. در ایام این جشن، پرچم های سبز و سفید و سیاه بر فراز صخره ای بر افراشته می شود. بیرقهایی که راهنمای میهمانان به "قدمگاه" است. راه طولانی باید پیموده شود تا به "میعادگاه" برسند. تپه ها و دشتهای وسیع کردستان، حالا مملو از رنگ می شود، زنان،مردان و دختران،دسته دسته با لباسهای رنگی کردی و کوله بارهایی بسته بر پشت چهارپایان به سوی "میعادگاه" روانه می شوند. حالا این آسمان صاف و بلند کوهستان است که با صدای ساز و دهل، خدا را میزبان می شود.خلق را میزبان می شود... زنان، دیگها را بر اجاقها بار گذاشته اند.. آنها روی ساج های آهنی نان می پزند،جوانان اسب می تازند و مردان و زنانی هم دست ها در هم حلقه کرده و با ساز و دهل به پایکوبی و رقص مشغولند. عناصری، از بازار مکاره ای که در این روز برگزار می شود می گوید. « ... پای هر درخت،در شکاف هر صخره،دکانی است.عجیب اینکه معاملات بر اساس "پول" نیست و پول زیاد دست به دست نمی گردد. وقتی معامله انجام شد،می بینیم که به جای پول، جنس است که رد و بدل می شود.یک روسری به ازاء یک کاسه گندم،خرما در برابر یک کیل جو و... » آنگونه که محققان اشاره کرده اند در بسیاری دیگر از نقاط ایران از جمله سنگسر و شهرهای شرقی گیلان نیز همچنان آیین پاسداشت مهرگان انجام می گیرد. محققان، "علم واچینی" کوه نشینان شرق گیلان را هم همان جشن خرمن زرتشتیان ایران باستان پیش از حمله لشکر اسلام به ایران عنوان کرده اند. مراسمی که بعد از ورود اسلام به ایران رنگ مذهبی به خود گرفت.به گونه ای که ریشه تاریخی مراسم « قالی شویان » کاشان   نیز  پیوندی با مهرگان دارد "
در پنجاه سال اخیر روز مهرگان  روز دهقان هم  به شمار آمد که البته مناسبت دارد " چرا که در زبان پارسی هخامنشیان  ماه پاییزی مهر و شهریور باگیادی Bagayadi گفــــته می شد که معنای ساده ی آن چنین است که در این ماه زمین کشاورزی ( باغ ) را بایستی ورز داد" . به مناسبت آغاز سال تحصیلی و به صدا در آمدن زنگ مدرسه هانیز نام معلم به خود گرفت که آن نیز پسندیده است .شایان توجه است واژه مهرگان که معرب آن مهرجان است در کشورهای عرب زبان به چم جشن بکار برده می شود. در سفری که این قلم در سال ۱۹۹۵ به تونس داشت ، مهرجان هم چنان به چم فستیوال و جشن کاربرد داشت . در زبان بلوچی مهرجان به معنای پاییز بکار گرفته می شود .
  بی گمان مهرگان همچون نوروز روز پیوند زناشویی بوده است چنانچه هنوز در روستاها و برخی شهرستانها پس از برداشت محصول اروسی ها آغاز می شوند
موسیقی مهرگانی : این جشن هامی باید سرود و ترانه ویژه ای را هم دارا باشند ، در این موردآگاهی از دوره ی هخامنشی کم است اما در دوره ی ساسانیان با طنین ترانه های باربد جهرمی یا هراتی همره می شویم که برای نوروز جمشید ترانه های : نوروز بزرگ ، نوروز خردک ، نوروز خارا، باد نوروز ، سازیا ناز نوروز ، نوروز کیقباد و آیین جمشیدو ترانه های مهرگان ، مهرگان خرد و مهرگانی را در تاریخ به ثبت رسانده اند . البته مهرگان بزرگ پرده ایست و مهرگان خردک هم نام پرده ایست در موسیقی و هم نام ترانه ای .. گمان بر آن داریم که در رابطه با مهرگان می باید ترانه های دیگر هم موجود بوده است که شاید پژوهشگران موسیقی بتوانند در روستاهای ایران جای پایی را بیابند .  .نظامی شاعر می گوید
: چو نو کردی نوای مهرگانی    ببردی هوش خلق ، از مهربانی
خوان مهرگانی
مهرگان هم در ایران باستانی مانند نوروز سفره و خوانی داشت ، خوانی که نزد شاهان گسترده می شد تزییناتی داشت همچون خوان نوروزی . معمولا نانی بر خوان می گذاشتند که درون Drunنامیده می شد این نان گرد و کوچک ازآرد هفت نوع دانه پخته می شد ، افزون بر این نان، میوه های تر و خشک ، شاخه های سبز مثل مورد ، بید و زیتون ، به و انار و سرو و گل و شکر و سکه روی سفره جا داده می شد و روی کناره های خوان مهرگانی نوشته می شد افزون بادا . در این روز شاهان رخت ارغوانی می پوشیدند و تاجی که نشانواره ی آفتاب بود بر سر می گذاشتند ، به بزم می نشستند ، باده می نوشیدند و بار عام می دادند .
اما زرتشتیان ومهرگان : زرتشتیان مهرگان را جشن مهر ایزد می گویند. معمولا برای سفره ی مهرگانی یا Verdinوردین مرغ یا گوسفندی بریان می کنند که آنرا اندوم Endum می نامند. روی این خوان یا سفره انواع اقسام میوه های فصل و گل ریحان ، لرک ، کتاب اوستا ،  ترازو به نشانه ی داد وهم آهنگی واعتدال که همانا برابری شب و روز باشدمی نهند و شراب . به همین دلیل است که مسعود سعد سلمان می گوید :

جام را چون لاله گردان ا ز نبید باده رنگ
وندرآن منگر که لاله نیست اندر بوستان

و بازدر جای دیگر تاکید بر نوشیدن می در روزجشن مهرگانی دارد ، چرا که آنرا آیین نیاکانی می داند :
به خوی و عادت آبا ،  به جمع  زایران  زر ده
به  رسم و سیرت اجداد جشن مهرگان  می خور
همچنین آیینه ، سرمه دان ، شربت و شیرینی گذاشته می شود و در یک کاسه ی آبی نیز سکه و آویشن می نهند و فضای خانه را با اسپند و عود وچوب های خوشبوکه درآتش می ریزند خوشبو می سازند . در نیم روز یا ظهر سرود می خوانند و در برابر آیینه به نیایش می ایستند . سرمه برچشم می کشند و می نوشند و آویشن و نقل و سنجد بر سر هم می ریزند و به هم شادباش می گویند و به هم هدیه می دهند . دراین روز معمول است برای نامزدها وآنهایی که تازه پیوند زناشویی بسته اند هدیه می فرستند . اگر در این روز بچه ای به دنیا بیاید ، برنوزاد نامی از مهرو میترا و .....می نهند
جشن های ایرانی آیین بودن ، شدن ، زیستن و پافراگذاشتن است . انسان چنین اندیشه ای در چنبره ی زندگی دست بسته نیست ، "حال " را درگرو  " فردا " نمی گذارد ، بلکه " حال " را خردمندانه نردبان " فردا " می سازد . خوی آفتاب آنچنان که ادیب پیشاوری ترسیم می کند برای همگان خواهانیم :
بیاموز خوی بلند آفتاب          به هرجا که ویرانه بینی بتاب

مهرگان شاد و پیروز باد

سرچشمه ها :
۱_اوستا ، کهن ترین سرودها و متن های ایرانی ، گزارش و ویرایش دکتر جلیل دوستخواه ، چاپ نهم
۲ـــ   بیرونی ، آثارباقیه ،ترجمه اکبر دانا سرشت  سال ۱٣۵۲ انتشارات ابن سینا
۳ـــ  فرهنگ دهخدا
۴ــ مری بویس ، تاریخ کیش زرتشت ، ترجمه همایون صنعتی ،فروردین ۷۴ ،  انتشارات توس
۵ ــ بیرونی ، التفهیم ، به تصحیح همایی ، موسسه نشر هما ۱٣۶۷
۶ــ گردیزی ، تاریخ ، به تصحیح عبدالحی حبیبی  چاپ اول ۱٣۶٣ ، دنیای کتاب
۷ ـ مری بویس ، تاریخ کیش زرتشت جلد دوم هخامنشیان   نوروز ۱٣۷۵ ، توس
۸ - Mary Bo
 
 
 

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون     |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون     |    آدرسهای مفيد
تماس با کانون: kanun@andischeh.com