آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

 موسيقی

   

فراخوان رفراندم و "اردوی جهان آزاد"
الميرا مرادی – انوشه کيوان پناه

 دوشنبه ٢١ دی ١٣٨٣ – ١٠ ژانويه ٢٠٠۵  

تهيه کنندگان طرح "فراخوان ملی رفراندم" يکی از اهداف خود را "پيوستن ايران به اردوی جهان آزاد" اعلام کرده اند!


"جهان آزاد" اصطلاحی است که از دوران جنگ سرد به جا مانده است. در آن زمان، آمريکا و متحدان "غير کمونيست" آن، خود را "جهان آزاد" می ناميدند. تبليغات "جهان آزاد" بر اين فرض قرار داشت که مردم کشورهای غيرکمونيست، نسبت به شهروندان اتحاد شوروی و ديگر کشورهای سوسياليستي- جهان غيرآزاد- از آزادی ها و حقوق بيشتری برخوردار بودند. البته اين تبليغات به راحتی از کنار اين واقعيت می گذشت که بسياری از رژيم های سرکوبگر و ديکتاتوری های فاشيستی در آمريکای لاتين، آسيا و آفريقا، متحد و شريک "جهان آزاد" بودند و از حمايت همه جانبه کشورهای "جهان آزاد" برخوردار می شدند. بدليل نقش بارز امپرياليسم آمريکا در جنگ سرد، در اغلب موارد، به خصوص در تبليغاتی که مخاطبين اصلی آن مردم آمريکا بودند، رئيس جمهور آمريکا به عنوان "رهبر جهان آزاد" ناميده می شد.


آمريکا با ايجاد بلوک ها و پيمان های نظامی مانند "ناتو" در اروپا، "سيتو" در آسيای جنوب شرقی و "سنتو" در خاورميانه، نقش رهبری خود در "جهان آزاد" را اعمال می کرد. در نتيجه اين بلوک بندی های امپرياليستي، اصطلاح "رهبر جهان آزاد" معنای بزرگتر و وسيعتری به خود گرفت و به قلمرو کشمکش جهانی بين سرمايه داری و سوسياليسم، بين نو استعمار و استقلال ملی، بين حکومت نخبگان و دموکراسی های مردمی، و بين کشورهای شمال و جنوب گسترش يافت.


در اين کشمکش جهاني، ايالات متحده آمريکا نه تنها خود را رهبر برحق و بلامنازع جهان می دانست، بلکه حتی از اين فراتر رفته و به خود حق می داد رهبران ملی و مردمی کشورهايی که حاضر به قرار گرفتن در مدار سياست های جهانی آن نبودند را از طريق کودتاهای نظامی سرنگون کند. توطئه های علنی و مخفيانه "رهبر جهان آزاد" بر عليه رهبران ملی مانند محمد مصدق در ايران، جاکوب آربنز گازمان در گواتمالا، پاتريس لومومبا در کنگو، رافائل تروخيلو در جمهوری دومينيکن، سالوادور آلنده در شيلي، دانيل اورتگا در نيکاراگوئه، موريس بيشاب در گرانادا ، سوکارنو در اندونزی و... به کشته شدن ميليون ها انسان آزاديخواه در جهان، جلوگيری از نهادينه شدن دموکراسی، و ممانعت از رشد سياسی و اقتصادی در بسياری از کشورها و جوامع منجر شد.


در دوران جنگ سرد، دوستان نزديک و متحدان "جهان آزاد" و رهبری آن، مشتی ديکتاتور سرکوبگر و جنايتکار بودند. افرادی مانند: ژنرال سانی آباچا (نيجريه)، ژنرال عيدی امين (اوگاندا)، کلنل هوگو بانزر (بوليوي)، ژنرال باتيستا (کوبا)، حسن ال بلکيا (برونئي) ، بوتا (آفريقای جنوبي) ژنرال برانکو (برزيل)، رائول سدرا (هائيتي)، وينچيو سرزو (گواتمالا)، چيانکايشک (تايوان)، گوردوا (هندوراس)، آلفردو کريستيانی (بوليوي)، ژنرال ساموئل دوو (ليبريا)، فرانسيس دواليه (هائيتي)، ژان کلود دواليه (هائيتي)، فهد بن عبدالعزيز (عربستان سعودی)، ژنرال فرانسيسکو فرانکو (اسپانيا)، سلطان حسن دوم (مراکش)، فرديناند مارکوس (فيليپين)، ژنرال مارتينز (ال سالوادور)، موبوتو سه سه سکو (زئير)، تورگو اوزل (ترکيه)، محمدرضا پهلوی (ايران)، پارک چونگ هی (کره جنوبي)، ژنرال آگوستينو پينوشه (شيلي)، پول پوت (کامبوج)، ژنرال رابوکا (فيجي)، ژنرال افرئين ريوز مونت (گواتمالا)، ژنرال هايلاس لاسی (اتيوپي)، ژنرال سالازار (پرتغال)، ژنرال آناستازيو سوموزا – پدر- (نيکاراگوئه)، آناستازيو سوموزا - پسر- (نيکاراگوئه)، يان اسميت (رودزيا)، آلفردو استروسنر (پاراگوئه)، ژنرال سوهارتو (اندونزي)، ژنرال رافائل ويده لا (آرژانتين)، ژنرال ضياء الحق (پاکستان) و ....


ديکتاتورها و سرکوبگران قهار آزادی ها در جهان، در ميان صميمی ترين و نزديکترين دوستان آمريکا قرار داشتند. در زمان حکومت اين ديکتاتورها، سيستم های شکنجه، قتل، و ترور رواج کامل داشت و همه اين عمليات ضدمردمی از پشتيبانی و حمايت آمريکا برخوردار بود. برخی از اين ديکتاتورها از طريق قهر و نيروهای نظامی سرکوبگر مجهز به سلاح های آمريکائی؛ برخی از طريق تقلبات انتخاباتی گسترده؛ و برخی ديگر از طريق کودتاهای خونين که از پشتيبانی سيا برخوردار بود ، بقدرت رسيدند. وجه مشترک همه اين رژيم های سرکوبگر در اين بود که جملگی زير پوشش مبارزه با کمونيسم و زير لوای تبليغات "جهان آزاد"، اما در اصل در جهت تامين منافع اقتصادی سرمايه داری جهانی به قدرت می رسيدند. از اينرو حمايت راست ترين محافل و گروههای افراطی دست راستی مانند "ليگ جهانی ضد کمونيست" و "کميته جهان آزاد" از اين ديکتاتورها بسيار قانونمند بود. در اين کشورهای دوست و متحد آمريکا و "جهان آزاد"، از عدالت اجتماعی کمترين نشانی نبود. در حاليکه اکثريت مردم اين کشورها در فقر و بينوائی شديد بسر می بردند، ديکتاتورها و اطرافيان آنها از ثروت های افسانه ای برخوردار بودند، و بخشی از اين غارت به شکل سپرده های ميلياردها دلاری به بانک های آمريکا و اروپا منتقل می شد.


• "جهان آزاد" و پايان جنگ سرد


در اوت سال 1981 در آمريکا، "کميته جهان آزاد" پايه گذاری شد. اين کميته در ابتدا از حمايت سه گروه افراطی دست راستی زير برخوردار بود: بنياد اسکيف، بنياد جان اولين، بنياد اسميت ريچاردسن. "کميته جهان آزاد" در اولين کنفرانس مطبوعاتی خود اعلام کرد که در نظر دارد برای آزادی "جهان انديشه" فعاليت کند و با تمرکز بر نگارش کتاب، انتشار مطبوعات، ايجاد شبکه های راديو تلويزيونی و کلاس های درس اين مهم را پيش ببرد. "کميته جهان آزاد" خود را بعنوان سازمانی متعهد به دفاع از جهان غيرکمونيست "در برابر خطرفزاينده توتاليتاريسم" می ديد. گرايشات روشنفکرانه و شديدآ ضدکمونيستی اعضاء آن، "کميته جهان آزاد" را در کنار گروه های نومحافظه کار بيشماری قرار داد که قبل و يا بعد از انتخاب شدن رونالد ريگان به رياست جمهوری، در آمريکا تشکيل شده بود. "کميته جهان آزاد" از بدو تاسيس سه هدف اصلی زير را در نظر داشت: ارتقاء دموکراسی، مطلع کردن افکار عمومی از همه تهديدات نسبت به دموکراسی و مقابله با نفوذ آنهايی که در داخل و خارج آمريکا دشمنی خود با نظم دموکراتيک را اعلام کرده اند. دانالد رامسفلد اولين رئيس اين کميته بود.


با پايان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، "کميته جهان آزاد" نه تنها به کار خود خاتمه نداد، بلکه گردانندگان آن با ايجاد کميته های جنبی زير به فعاليت های مشخص جديدی دست زدند: کميته اقدام در بالکان، شهروندان برای کويت آزاد، ائتلاف برای اکثريت دموکراتيک، کميته برای آزادی عراق، کميته برای صلح و امنيت در خليج، کميته پيرامون خطر حاضر، انستيتو برای مذهب و دموکراسي، پروژه برای قرن جديد آمريکايي، کميته باز سازی عراق... مايکل لدين و برخی از افراد وابسته به انستيتوی هوور که برای تغيير رژيم در ايران با جريانات راست آپوزيسيون جمهوری اسلامی همکاری می کنند، از وابستگان به "کميته جهان آزاد" و کميته های منشعب از آن هستند.


"کميته اقدام در بالکان" در روز 13 مه 1999، طی يک فراخوان پرهزينه در نيويورک تايمز خواهان دخالت نيروهای زمينی ناتو در يوگسلاوی شد. اين فراخوان از طرف مخلوطی از نو محافظه کاران و چپ های استحاله شده دهه 1960 امضاء شده بود. ضدکمونيست های دو آتشه ای که طی سالهای رياست جمهوری ريگان متشکل شده بودند، نيروی واقعی پنهان شده در پس اين فراخوان را تشکيل می دادند. دانالد رامسفلد، ريچارد پرل و پال ولفوويتز عضو کميته اجرايی "کميته اقدام در بالکان" بودند. به استثنای جرالدين فرارو، نامزد معاونت رياست جمهوری حزب دموکرات در انتخابات 1988، بيست و چهار عضو ديگر "کميته اقدام در بالکان" اعضاء "کميته پيرامون خطر حاضر" را تشکيل می دادند. اين کميته در کنار حمايت از "جنگ ستاره گان" يکی از جريانات شکل دهنده افکار عمومی آمريکا در حمايت از دخالت ضدانقلابی دولت ريگان در آمريکای مرکزی، افغانستان و آنگولا بود.

 
با انتخاب بوش (پسر) به رياست جمهوری آمريکا، "کميته برای آزادی عراق" بعنوان يک "سازمان غيردولتی" متشکل از "گروهی از آمريکايی های سرشناس" اعلام موجوديت کرد. اين گروه طی يک بيانيه مطبوعاتی هدف خود را "ارتقاء صلح منطقه ای، آزادی سياسی و امنيت بين المللی از طريق جايگزين کردن رزيم صدام حسين با يک دولت دموکراتيکی که به حقوق مردم عراق احترام گذاشته و از تهديد جامعه ملل دست بردارد" اعلام کرد. بروس جکسون، رئيس اين کميته، قبلآ معاونت مجتمع نظامي- صنعتی لاکهيد مارتين را به عهده داشت. او در جريان فعاليت های انتخاباتی بوش در سال 2000، رياست سو کميته "امنيت ملی و سياست خارجی" پلاتفرم حزب جمهوريخواه را بعهده داشت. واشنگتن پست در روز 3 نوامبر 2002 از ملاقات نماينده کاخ سفيد و کاندوليزا رايس مشاور بوش در امنيت ملی با اين گروه خبر داد. نتيجه فعاليت اين گروه در ارتباط با عراق در برابر جهانيان است و نيازی به توصيف ندارد. (1)


• رهبر "جهان آزاد"


همانطور که ديده شد، "کميته جهان آزاد" متشکل از ارتجاعی ترين بخش هيات حاکمه آمريکا، توانسته است اصطلاح تبليغی که برای دوران جنگ سرد ضرب شده بود را همچنان رايج نگهدارد. در سخنرانی ها و مصاحبه های مطبوعاتی جورج بوش، جهان به دو بخش آزاد و غيرآزاد تقسيم می شود. در اين تقسيم بندی، جهان غيرآزاد منشاء همه ناامنی ها و مشکلات در سطح جهان و به خصوص برای آمريکا است. راه حل پيشنهادی او هم بسيار ساده است: آزاد کردن کشورهای غيرآزاد از هر طريق ممکن و قرار دادن آنها در مدار سياست جهانی آمريکا. هدف اصلی اين "آزاد سازی" احترام به حقوق بشر و استقرار دموکراسی واقعی در اين کشورها نبوده، بلکه همچنان آرام سازی سياسی و اجتماعی در جهت تامين منافع اقتصادی و استراتزيک "جهان آزاد" را دنبال می کند.

بوش در 30 سپتامبر 2004 در جريان مناظره انتخاباتی با رقيب دموکرات خود گفت: "ما در سراسر جهان يک استراتژی آزادی را دنبال می کنيم، زيرا من معتقدم ملت های آزاد ترور را رد خواهند کرد. ملت های آزاد به اميدها و آمال مردمشان پاسخ خواهند داد. ملت های آزاد به ما کمک خواهند که به امنيتی که می خواهيم دست پيدا کنيم." بوش در روز 20 دسامبر در جريان آخرين مصاحبه مطبوعاتی خود در سال 2004، برگزاری انتخابات در افغانستان و عراق را برای جهان آزاد بسيار مهم ارزيابی کرد.


تقسيم بندی دوباره کشورهای جهان به آزاد و غيرآزاد و قرار دادن آمريکا در صدر "جهان آزاد" و اعلام استراتژی جهانی آزادسازی، در زمينه های مشخصی بطور ناگزير به تکرار تاريخ انجاميده است. اگر در دهه 1960 کندی و جانسون به کلاه سبزهای آمريکايی مستقر در آمريکای لاتين و آسيای جنوب شرقی اجازه بکار گرفتن شيوه های "فشار و زور" برای "نرم کردن" شورشيان را می دادند، امروزه بوش و کاخ سفيد استفاده از همان شيوه ها را در افغانستان، عراق و گوانتانامو مجاز اعلام کرده اند. اگر در گذشته شرکت "سيا ساخته" هواپيمايی آمريکا" (
American Air) مخفيانه اسلحه، مهمات و نفرات به لائوس و ديگر کشورهای آسيای جنوب شرقی منتقل می کرد، امروزه هواپيما مخفی "سيا" اسرای افغانی و عراقی و بازداشت شدگان در کشورهای اروپايی و آمريکا را برای شکنجه شدن و "نرم سازی" به اردن، مصر، اندونزی، پاکستان، مراکش، جمهوری آذربايجان، عربستان سعودی منتقل می کند. (واشنگتن پست، 27 دسامبر 2004) امروز نيز مانند گذشته مستبدين و ديکتاتورهايی دوستان "جهان آزاد" و جنبش های مردمی و رهبران آنها (مانند نمونه ونزوئلا) دشمنان جهان آزاد به حساب می آيند، و آمريکا مانند گذشته سعی می کند روند مبارزه برای آزادی ها و تحولات اجتماعی در جوامعی مانند ايران را به سمت و سوی منافع خود سوق دهد.


خبرگزاری رويتر در روز 18 دسامبر 2004 گزارش داد که آمريکا تهديد کرده است که در صورت انتشار گزارش سارمان ملل پيرامون آزادی و حاکميت در جهان عرب، آن کشور کمک سالانه يک صد ميليون دلاری خود به برنامه توسعه سازمان ملل را قطع خواهد کرد. نادر فرقانی، جامعه شناس مصری و يکی از نويسندگان "گزارش توسعه انسانی جهان عرب" در سه سال گذشته، به خبرنگاران گفت آمريکا به اين دليل که از پيش نويس گزارش راضی نبود، تا کنون 12 ميليون دلار از کمک خود به برنامه توسعه سازمان ملل را قطع کرده است. او گفت ناديده گرفتن خواست آمريکا می تواند برای سازمان ملل حدود 100 ميليون دلار در سال تمام شود. فرقانی افزود واشنگتن با بخش هايی از گزارش که به حضور آمريکا در عراق و فعاليتهای اسرائيل در مناطق فلسطينی مربوط می شود، مخالف است. دولت مصر نيز با بخش هايی که به آزادی بيان و تجمع در جهان عرب مربوط می شود مخالفت کرده است.

 

فريب و دورويی رهبر "جهان آزاد " در اينجاست که آمريکا از گزارش سال 2002 برای تبليغات پيرامون طرح بزرگ خاورميانه و اصلاحات در جهان عرب استفاده کرد، اما امسال حاضر نيست به گزارش جديد اجازه انتشار بدهد. فرقانی در گفتگو با رويتر گفت بسياری از اقدامات آمريکا با تعهدات لفظی آن به آزادی مباينت دارد. "بعنوان مثال، آمريکا دو جنبش رهايی بخش ملی جهان عرب، در عراق و فلسطين را سرکوب می کند." او گفت آمريکا در ابتدا خواستار تغيير در گزارش 2004 که بر آزادی و "حاکميت خوب" تمرکز دارد، شد، اما اکنون در صدد است کاملآ جلوی انتشار انرا بگيرد."


با چنين کارنامه روشنی که رهبر و متحدان "جهان آزاد" در سرکوب جنبش های دموکراتيک و ملی در سراسر جهان به نمايش گذاشته اند، بايد به هر حرکتی در جهت پيوند جنبش دموکراتيک و آزاديخواهانه مردم ايران با "جهان آزاد" و رهبری آن آمريکا با حداکثر احتياط و دقت برخورد کرد.

 

http://www.washingtonpost.com/ac2/wp-dyn/A64233-2002Nov3?language=printer

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com