آرشيو

شعر  

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

گفت و گویی با ميشائيل نياورانی / جواد طالعی (دفتر اروپائي شهروند)

جمعه ٣٠ آبان ۱۳۸۲
براي آشنائي:
ميشائيل نياوراني در سال 1968 از پدري ايراني و مادري اتريشي در شهر وين زاده شد. در همين شهر باليد و تنها در نيمه اول دهه پنجاه شمسي، هنگامي كه پنج ساله بود توانست يكبار آن هم براي مدتي كوتاه همراه پدر و مادر خود به ايران سفر كند. در سال هاي پاياني دبيرستان، بازيگري تئاتر را در يك سالن نمايش كوچك ويژه دانشجويان آغاز كرد. بعدها، همراه با فريدون فرخ زاد در فيلم "عشق من وين" بازي كرد و دكتر هوشنگ اللهياري، روانشناس و فيلمساز سرشناس ايراني را شناخت كه جاي ويژه اي در سينماي امروز اتريش و اروپا باز كرده است. او، نقشي فرعي را در فيلم معروف "ترس از ارتفاع" هوشنگ اللهياري به عهده گرفت و در صحنه هائي از يك فيلم ديگر او نيز ظاهر شد.
ميشائيل نياوراني كه اكنون مديريت توليد برنامه هاي كاباره - تئاتر "زيمپل" وين را به عهده دارد، از چند سال پيش اجراي كابارت هاي دو زبانه را آغاز كرده و اكنون در ميان ايرانيان چهره اي آشنا ست. كابارت "كمدي ايراني" او كه در دومين روز دهمين جشنواره تئاتر ايراني كلن بر صحنه آمد، پيش از آن به صورت سي دي تكثير شده و به قول خودش بيشتر از طريق كپي غير قانوني به بسياري از خانه ها راه يافته است!
ميشائيل نياوراني، با اين كه در اروپا زاده شده و رشد كرده است، خلق و خوي ايرانيان را بسيار خوب مي شناسد. او، در نمايش هاي تكنفره خود، آئينه اي تمام نما در برابر تماشاگر ايراني مي گيرد و زواياي روح و روان او را، با طنزي ويژه خود منعكس مي كند. وقتي از او مي پرسم: شما كه در اتريش متولد شده و رشد كرده ايد و بيش از ايراني ها با اتريشي ها در ارتباط بوده ايد چطور توانستيد اين قدر به درون ايراني ها نزديك بشويد؟ مي گويد: اشتياق به زادگاه پدرم، كه دست كم نيمي از ريشه هاي من هم در آن است، مرا به ايراني ها علاقمند كرد و سبب شد كه در احوال آن ها كنجكاو شوم. ايراني ها را واقعا دوست دارم و خودم را پنجاه درصد ايراني و پنجاه درصد اتريشي مي دانم!
روي صحنه نيز همين را مي گويد. در همين حال، خطي افقي و فرضي روي ناف خود ترسيم مي كند و مي افزايد: از اينجا به پائين اتريشي، از اينجا به بالا ايراني. بعد هم، دو انگشتش را مثل دو تيغه قيچي تكان مي دهد و اشاره مي كند كه چون نيمه پائيني اش اتريشي است، از درد كشنده ختنه در امان مانده است!
در تمام مدتي كه نياوراني بر صحنه است، زن و مرد و كودك و پير و جوان، در سالني كه ديگر جائي براي نشستن ندارد و عده اي نيز، از سر اجبار، در كناره هاي آن ايستاده اند، دائما در حال قهقهه زدن هستند.
سال ها پيش، هنگامي كه براي نخستين بار هادي خرسندي شاعر طنزپرداز خودمان را مشغول اجراي كابارت ديدم، دريافتم كه او جاي خالي بسيار مهمي را در زندگي سخت ايرانيان مهاجر و تبعيدي يافته و پر كرده است. ايرانيان مهاجر و تبعيدي چه موفق و چه ناكام، در هر حال از اندوه عميق غربت رنج مي برند و به شادي و نشاط نياز دارند. و اين شادي و نشاط، هنگامي كه رهاورد طنزي قوي باشد، بسيار دلنشين تر خواهد بود.
اكنون، با حضور ميشائيل نياوراني بر صحنه كابارت، گام ديگري در راه پر كردن اين خلاء برداشته مي شود. نياوراني، كه در دامن يكي از هنرپرورترين شهرهاي جهان پرورش يافته است، در كمدي ايراني خود، طنزي را به كار مي گيرد كه به طنز كابارتيست هاي سرشناس اروپائي بيشتر نزديك است. او، كه تجربه دوستي و همكاري با زنده ياد فريدون فرخ زاد را نيز از سر گذرانده، لحظاتي در حركات خود، فرخ زاد را تداعي مي كند، بدون آن كه به دام تقليد از او افتاده باشد.
با ميشائيل نياوراني، در پايان برنامه اش، گفت و گوئي داشته ام كه در اينجا مي خوانيد:
                                
                                      

آقاي نياوراني! من بازي هاي شما را در فيلم هاي آقاي اللهياري ديده بودم و شما را به عنوان بازيگر تئاتر و سينما مي شناختم، چه چيزي سبب شد كه به كابارت روي بياوريد؟
- من، در سال هاي آخر دبيرستان ترك تحصيل كردم و در يك تئاتر دانشجوئي به آموزش و تمرين بازيگري پرداختم . بعد در تلويزيون اتريش يك شوي كمدي اجرا كردم كه نسبتا موفق بود.

يك برنامه؟ يا يك سلسله برنامه؟
- نه. اين يك سريال هفده قسمتي بود، با عنوان "برنده كسي است كه مي خندد". سريال در سال 1989 اجرا شد.

اين سريال را به تنهائي اجرا كرديد؟
- نه، با يك كمدين قديمي اتريش و ضمنا ميهماناني هم در برنامه داشتيم.

و بعد؟
- بعد، به بازيگري در تئاتر ادامه دادم و سرانجام در سال 1993 مسئوليت برنامه هاي هنري كاباره زيمپل وين را به عهده گرفتم. اين مركز در سال 1912 تاسيس شده و يكي از پر تماشاگرترين مراكز نمايش وين است. پس از آن بود كه در فيلم هاي آقاي اللهياري و دو فيلم اتريشي ديگر بازي كردم.

از كي اجراي شوي كمدي ايراني را آغاز كرديد؟
- از سال 1998 . ابتدا در اتريش و حالا در آلمان.

برخي حركات شما، به ويژه هنگامي كه ترانه هاي ايراني را اجرا مي كنيد، آدم را به ياد زنده ياد فريدون فرخزاد مي اندازد.
- بعيد نيست. من، از آنجا كه فريدون فرخزاد را هنرمند مسلطي مي دانستم، كارهاي او را به دقت دنبال مي كردم. ممكن است ناخودآگاه برخي كارهايم تحت تاثير او باشد.

او، در واقع نخستين هنرمندي بود كه كابارت را، در شكل غربي آن وارد تلويزيون ايران كرد. در سال هاي اخير، آقاي هادي خرسندي شاعر و طنزپرداز تبعيدي ما نيز، شوهاي تكنفره اي اجرا مي كند كه طرفداران بسيار دارد. كار او، ويژه خودش است و هيچ شباهتي به كار فرخ زاد ندارد. آيا اجراهاي آقاي خرسندي را هم ديده ايد؟
- متاسفانه تاكنون نه. او يكبار در لندن برنامه داشت و من هم تا يك روز پيش از آن در لندن بودم، اما مي بايست به وين باز مي گشتم و به اين دليل از ديدن برنامه اش محروم ماندم.

شما، در وين متولد شده ايد و در همان شهر هم رشد كرده ايد. با اين حال خصلت ها و خلق و خوي ايرانيان را خيلي خوب مي شناسيد و اين را در طنزتان به كمال نشان مي دهيد. اين تسلط را چگونه كسب كرديد؟
- از طريق اشتياق شديدي كه نسبت به زادگاه پدرم، كه در نهايت بخشي از زادگاه من هم هست، داشته ام. هميشه دلم مي خواست فرهنگ ايراني را بشناسم. من، خصوصيات ايرانيان را، يعني همان خصوصياتي را كه به شوخي مي گيرم، دوست دارم. من، همانطور كه ديديد، خصوصيات اتريشي ها و آلماني ها را هم با دقت تحت نظر گرفته ام و با آن ها هم شوخي مي كنم، اما اشتياقم نسبت به ايرانيان چيز ديگري است. يكبار در مصاحبه اي از من پرسيده شد كه آيا به عنوان خارجي در جامعه اتريش مشكلي دارم؟ پاسخ من منفي بود. زيرا كه من به ايراني بودن خودم افتخار مي كنم. من، هرگز سعي نكرده ام ايراني بودن خودم را پنهان كنم. هميشه از اين كه توانسته ام هر دو فرهنگ را بشناسم خوشحال بوده ام. درباره خصوصيات ويژه ايرانيان بايد بگويم كه با آن ها از كودكي برخوردي كنجكاو داشته ام. اما از سنين بيست تا بيست و پنج سالگي سعي كردم به صورت فعال با ادبيات و فرهنگ ايران برخورد كنم. تاريخ و بسياري از آثار ادبي ايراني را به زبان آلماني خواندم.

و به زبان فارسي هم؟
- نه. متاسفانه با اين كه فارسي را نسبتا راحت حرف مي زنم، توانائي خواندن را در عرصه اين زبان ندارم. اما مطمئنم كه روزي اين را هم خواهم آموخت.

شما، هم با فريدون فرخ زاد و هم با دكتر هوشنگ اللهياري كار كرده ايد. اين دو شخصيت ايراني چه تاثيري بر كار شما گذاشته اند؟
- دكتر هوشنگ اللهياري نخستين كسي بود كه جرات كرد به من به عنوان يك كمدين در يك فيلم كاملا جدي خود نقشي واگذار كند. در آن فيلم من توانستم شخصيت يك نيمه ايراني و نيمه اتريشي را ارائه بدهم. به اين طريق دكتر اللهياري نقش تعيين كننده اي در تربيت من داشته است. امروز، در اروپا افقي هست كه آميزه دو يا چند فرهنگ را ترغيب مي كند. اين كار را، ما در سال 1991 در اتريش كرديم. اين در واقع نخستين قدم براي رسيدن به كمدي فارسي بود كه من حالا اجرا مي كنم. آن زمان فكر كردم: بسيار خوب، حالا من مي خواهم به عنوان يك شخصيت ايراني- اتريشي در برابر تماشاگر ايراني - اتريشي يا ايراني - آلماني بر صحنه بروم. به لحاظ زباني مي بايست هشتاد درصد اتريشي يا آلماني و بيست درصد ايراني مي بودم. اما در حالت معمولي پنجاه درصد ايراني و پنجاه درصد اتريشي هستم. هوشنگ اللهياري، مرا براي دست زدن به اين كار تشويق كرد. فريدون فرخزاد را، همانطور كه گفتم، يك آرتيست برجسته مي دانستم و به اين دليل روي كارهايش دقت مي كردم.

نخستين سي دي برنامه خود را هم اكنون مدت ها است كه به بازار داده ايد. از فروش آن راضي هستيد؟
- بله. دوتا فروخته ام و ايراني ها سيصدتا از آن كپي كرده اند! من، هزارتا سي دي توليد كرده ام. تا به حال سيصدتا به فروش رسيده و هفتصدتاي ديگرش در خانه ام است. اما تقريبا همه ايراني ها سي دي مرا دارند! مثلا توي همين آلمان، تا امشب هرگز حتي يك سي دي نفروخته ام. اما ديديد كه حتي بچه ها بسياري از گوشه هاي برنامه مرا حفظ بودند! با اين همه بايد بگويم كه از ايراني ها عصباني نيستم. آن ها در واقع براي من تبليغ مجاني مي كنند. اگر سي دي هايم كپي نشده بود، امشب اين همه تماشاگر نداشتم!

اين هم يكي از آن خصوصيات ايراني ها است كه شايد در آينده دستمايه طنز شما باشد. آن ها، در عين حال كه دائما به فرهنگ كهن خود مي بالند، هميشه كمترين سرمايه گذاري را روي فرهنگ مي كنند.
- همينطور است (باخنده) با اينهمه من عاشق آن ها هستم.

من هم همينطور. از اين كه به رغم خستگي زياد پس از دو اجرا وقتتان را به من داديد، سپاسگزارم و براي شما موفقيت هاي بيشتر آرزو مي كنم.

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون     |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون     |    آدرسهای مفيد
تماس با کانون: kanun@andischeh.com