آرشيو

شعر  

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

گفتگو با خانم بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

توضیح: این گفتگو قبل از 8 مارس 2006 روز جهانی زن صورت گرفته است.

خانم مفیدی کار روزنامه نگاری را از 15 سال پیش به طور حرفه ای از روزنامه سلام آغاز کردند ولی پیش از آن هم با نشریات مختلفی از جمله مجله ایران خانم همکاری داشته اند. ایشان می گویند: در طول این سال ها با ده تا نشریه کارکردم که همه توقیف ویا تعطیل شده اند. هم اکنون با نشریه شرق همکاری می کنم که فعلا توانسته دراین فضای موجود با شیوه حفظ بقایی که درپیش گرفته تا کنون بلائی به سرش نیامده، اگرچه تجربه کوتاه مدت توقیف را داشته است.

خانم مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران هستند که هم اکنون دارای قریب 3400 عضو می باشد. ایشان دو دوره عضو هیئت مدیره بوده اند که با انتخاب اعضا به این سمت برگزیده شده اند. ضمنا ایشان یک تجربه اجرایی هم درمورد جشنواره سراسری مطبوعات دارند که این جشنواره اکنون دوسال است که تمام مراحل اجرایش به عهده انجمن صنفی روزنامه نگاران گذاشته شد. ایشان درحوزه مطبوعات سال ها درعرصه سیاسی خبرنگارمجلس بوده اند که چه دوره محاظه کاران و چه دوره اصلاح طلبان را در پارلمان تجربه کرده اند.

 

س: درمورد وضع سندیکا بویژه وضع انجمن روزنامه نگاران نظرتان چیست؟

 

ج : ببینید اگر شما درجریان وضعیت گروه ها و احزاب سیاسی یا نهادها و انجمن های صنفی و سازمان های غیردولتی مختلف باشید می دانید که گروه های سیاسی باید برای فعالیت خودشان مجوز از دستگاه دولتی بگیرند. انجمن ها هم همین وضع را دارند.

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران. من از این جهت واژه سندیکا را به کار نمی برم زیرا که اولا بحث سندیکا بار و معنی خاصی دارد، دوم اینکه ممکن است حمل به آن سندیکای روزنامه نگاران و نویسندگان درزمان شاه بشود. در صورتی که این با سندیکا   تفاوت دارد.  درایران تشکل های صنفی مجوز خودشان را از وزارت کار می گیرند درحالی که تشکل های سیاسی مجوز خودشان را از ماده 10 احزاب وزارت کشور می گیرند. بنابراین کارکردشان هم متفاوت است. بنابراین ما یک تشکل صنفی هستیم. ما حوزه فعالیت خودمان را دراین انجمن چنین تعریف کرده ایم. ما وظیفه داریم مطالبات صنفی اعضای خودمان را دنبال کنیم. حال می تواند مراحل مثلا توقیف روزنامه ای در حوزه وظیفه ما قرار بگیرد، می تواند خواسته حقوق ودستمزد روزنامه نکاران درحوزه وظیفه و عمل کرد ما قرار بگیرد.  بدین ترتیب دایره فعالیت ما خیلی گسترده است. اما اینکه آیا ما موفق هستیم یا نه و موانع ما چیست باید بگویم وقتی که از همان ابتدا گفته می شود که ما مجوز خودمان را از وزارت کار باید بگیریم یعنی بهرترتیب یک دستگاه دولتی نظارت بریک نهاد خصوصی دارد. البته بخشی ازاین نظارت اگر مکانیزه شده باشد اشکالی ندارد ولی  زمانی هست که دایره نظارت تبدیل به دخالت میشه و این دخالتها فعالیت های مارا محدود می کند.

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران که با تولد 2 خرداد 1376 به تدریج پایه های آن شکل گرفت و اکنون هشت سال است که متشکل شده است. طبیعتا با شرایطی که مطبوعات درایران داشتند ما هم دچار یک سری فراز و نشیب هایی شدیم.

شما ببینید که با مطبوعات دراین سال ها چگونه برخورد شد. بهرحال توقیف، تعطیل، احضار وبازداشت واین جورمباحث پیش آمد. خوب این سایه خودش را روی انجمن هم انداخت یعنی انجمن هم از آنجا که مجبور بود از حقوق صنفی اعضای خودش دفاع کند وارد عمل می شد، بیانیه صادر می کرد و تحصن هایی را اینجا و آنجا شکل می داد و اعتراض می کرد که چرا اصولا قوه قضائیه میاد و دست به توقیف یک نشریه می زند، آنهم بدون اینکه قبلا دادگاهی تشکیل شده باشد و یا اینکه هیئت منصفه وجودداشته باشد، یعنی در مقابل شیوه های غیرقانونی انجمن مجبور بود موضع بگیرد. البته دراین راه دچار مشکلاتی هم شدیم از سوی جریان محاظه کار به ما فشار می آوردند که ما کارسیاسی می کنیم و سیاسی برخورد می کنیم. درحالی که ما برداشتمان از کار صنفی با آن ها  کاملا متفاوت بود. ما این کار را کار سیاسی نمی دانستیم و می گفتیم روزنامه نگاری، حالا اگر به دلایل سیاسی هم اگر هست درحرفه خودش آسیب دیده، بیکار شده و احضار شده ما داریم ازاین روزنامه نگار که لطمه دیده حمایت می کنیم این حمایت هم یک حمایت صنفی است.

 

س : شما که بهرحال بعنوان یک زن روزنامه نگار که دبیر انجمن صنفی هم می باشید می توانید بگوئید که چند درصد از روزنامه نگاران را زنان تشکیل می دهند؟

 

ج : دراین باره آمار دقیقی وجود ندارد نه ما و نه وزارت ارشاد چنین آماری نداریم، البته شنیده ایم که دراین باره حرکت هایی صورت گرفته است. حتی انجمن روزنامه نگاران زن هم که بعدها شکل گرفت ویک تشکل کوچکتر است آماری دراین باره ندارند. اما چیزی که به طور تجربی دراین سال ها دیده ام کم و بیش دراین سال ها زنان زیادی به این حرفه روی آورده اند. در سال هایی که من در روزنامه سلام کار می کردم فکر می کنم دوسه تا خانم بیشتر نبودند که دراین روزنامه کار می کردند ولی به تدریج پس از دوم خرداد در دورۀ اصلاحات تعداد افزایش پیدا کرد وهم اکنون که من در روزنامه شرق کار می کنم اگر شما بیآئید می بینید که تعداد زنان روزنامه نگار تنه می زنه با تعداد مردها و یک سوم روزنامه نگاران خوب ما را زنان تشکیل می دهند. ولی خوب بازهم متاثر از وضعیتی است که زنان اکنون درکشور دارند، زنان روزنامه نگار هم مسائل خودشان را دارند. تعداد افزایش پیدا کرده توانایی های شان هم برابر با مردانی است که درکنارشان کار می کنند ولی یک جا پاش می لنگه و آن شاید به جهت مدیریت کلان توی تصمیم گیری هاست. یعنی آنها دربدنه روزنامه ها درحال فعالیت مطبوعاتی هستند ولی کمتر می بینیم که مثلا دبیر سرویس بشوند.  یا شما اصلا فکر می کنم خیلی کم سردبیر داشته باشیم کمتر از انگشتان یک دست.

 

س : دو انجمن دیگر هم وجود دارند  می توانید درباره آن ها هم توضیح بدهید.

 

ج : خوب تعدادی از خانم ها بودند که معتقد هستند که به بحث مسائل زنان روزنامه نگار باید به طور ویژه و خاص نگاه کرد. این بود که رفتند و خودشان از وزارت کشور مجوز گرفتند و تشکیلاتی را راه اندازی کردند. حالا دایره فعالیت شان چه اندازه گسترده است بر می گردد به توانایی های خودشان.

یک انجمن دیگری هم راه اندازی شده به نام انجمن روزنامه نگاران مسلمان که بیشتر محافظه کاران آن را برای تقابل با انجمن صنفی روزنامه نگاران تشکیل داده اند و مجوزشان راهم دوباره از ماده 10 احزاب وزارت کشور گرفتند که خوب بعضی ها به شوخی می گویند این جا انجمن کافران است و آنجا انجمن مسلمانان ولی خوب ما تشکل سراسری و مادر هستیم و اعضای آنها اعضای ما نیز می باشند.

 

س : همان طور که می دانید چند روز دیگر 8 مارس روزجهانی زن می باشد، می خواهیم بدانیم که شما مسائل زنان را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

ج : ما خبرهایی می شنویم که به طور پراکنده تشکل هایی برای همایش روز جهانی زن برنامه هایی دارند این که این روز مورد تجلیل قرار بگیرد، قطعا قرار خواهد گرفت اما بحث مسائل زنان موضوعی است که من فکر می کنم باید بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد. درحقیقت دو نگاه وجود دارد. یک نگاه معتقد است که مسائل زنان باید درکنار سایر مسائل کشور حل شود. مایک سری معضلات  فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داریم که بعضا بحث فرهنگی غالب بر سایر این مباحث است.

خیلی ها می گویند که " ما می گوئیم به زنان درجامعه ما ظلم میشه" مگر به مردان ظلم نمی شه؟  یعنی نگاه کلان تری دارند، یعنی معتقدند که مسئله جنسیت به طور کلی مطرح نیست و باید با دیدی فراجنسیتی به مسائل زنان نگاه کرد. یا اساسا باید نگاه کنیم که شهروندان چه مشکلاتی دارند و مشکلات زنان هم درکنار آنها حل خواهد شد. وقتی که ما یک سری نگاه ها را تغییر بدهیم زنان نیز بتدریج می توانند راه خود را پیدا کرده و کم کم وارد عرصه های مختلف شوند، چنانچه مقایسه کنید وضع زنان را درسال 1384 با سال 1357 و دوران انقلاب.

خوشبختانه بعضی از آمارها مشخص است . مثلا میزان ورود زنان به دانشگاه ها درسال گذشته.  64 درصد راه یافته گان به دانشگاه ها را دختران تشکیل می دادند، خوب این نشان می دهد که یک سری از عرصه های برابر که باز شده زنان توانسته اند خود را نشان بدهند.

ولی بعضی ها معتقدند که به مسائل زنان باید به طور ویژه نگاه کرد بدین دلیل که از شرایط رشد برابر درایران برخوردار نبوده اند. پس باید به آن ها به طور ویژه نگاه کرد چه درنهاد کوچکی چون خانواده و چه درواحد بزرگتری مانند اجتماع. توی واحد خانواده از سوی پدر، برادر، و شوهر خودش همواره تحت فشار قرارگرفته و به عنوان جنس دوم معرفی شده و این ظلم مضاعفی به زن بوده. در اجتماع هم ما می بینیم که زنان در وضع برابری با مردان قرار نداشته اند پس براساس این داده ها باید به مسائل زنان به طور ویژه نگاه کرد. به طور مثال چرا در پارلمانی که 290 نماینده دارد ما فقط 12 نماینده زن داریم، ما که کاندیدای زن کم نداشتیم. البته تعداد کاندیداهای زن کمتر بود اما اینگونه هم نبود، چرا باید به این اندازه باشه تازه از این عده  6 ـ 5 نماینده از تهران هستند آن هم به دلیل رشد فکری و تحصیلات بالاتری که در پایتخت وجود دارد.

درحوزه وزارت حتی آقای خاتمی هم موفق نشد که یک خانم وزیرانتخاب نماید. درنهایت قانع شد به معاون وزارت درحوزه سازمان محیط زیست ، پس براساس این داده ها یک عده می گویند باید به طور ویژه به مسائل زنان نگاه کنیم، اما این نگاه را به سمت و سویی می برند که منجر به یک نگاه افراطی می شود ودر اجتماع ما جواب نمی دهد.

اما من معتقدم که نه دسته اول که می گوید ما باید به مسائل زنان کلی نگاه کنیم و زنان را هم در کنار مسائل مردان به بینیم، چه دسته دوم که می گویند فقط به طور خاص باید به مسائل زنان نگاه کرد، من هردو شیوه را رد می کنم. چون معتقدم که آن شکل افراطی پیدا می کند و با جامعه ما و میزان رشد و آگاهی مردم ما تناسب ندارد و نتیجه نمی دهد و نهاینا منجر به یک واکنش هایی می شود که بی نتیجه خواهد بود. اینست که من معتقدم باید یک بالانس بین این دو نگاه ایجاد کرد وباید یک توازنی بین این دو نگاه وجود داشته باشد، حال یک گونه نگاه التقاتی یا هرچیزی که می خواهید بنامید ولی چیزی باشد از خلط این دو. یعنی هم نظر به معضلات مختلف کشور داشته باشد و هم توجه خاصی به مسائل زنان بکند.

 

س : به نظر شما مهم ترین معضل اجتماعی زنان در جامعه ما چه می باشد؟

 

ج : من معتقدم که غیر از مسائل فرهنگی و غیر از مسائل حکومتی یعنی نگاه حاکمان نظام مسلط برایران را کنار بگذاریم که خودشان یک نوع مشکل هستند، مشکلات متعددی وجود دارد  موانع زیادی سر راه رشد زنان وجود دارد.

بحث نگاه حکومت هست، بحث نگاه سیاستمداران ما هست که ازدل آن قوانین ناقص و بعضا متناقض دررابطه با مسائل زنان درمی آید. اگربحث فرهنگی را کنار بگذاریم که ما مشکل فرهنگی داریم، مشکل تاریخی داریم و اکرما این ها را کناربگذاریم من فکرمی کنم مشکل اصلی خود زنان ایرانی هستند. یعنی خود زنان ایرانی هنوز خودشان را باور نداشته اند، اعتماد به نفسشان بسیار کم است،  دربرابر آقایان احساس می کنند که باید همیشه جنس دوم باشند ویا نفر دوم باشند. کمتر می بینیم که زنی این توانایی را داشته باشد که روی پای خودش بایستد. همیشه خودش را سنجاق می زنه  ویا الصاق می کند به مردی، چه در محیط کارش و چه درمحیط خانواده. استقلال رای او کمتر است. همانطور که گفتم مشکلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هست. اما به نظرم این مسئله به خود زنان بر می گردد و آگاهی که گفتم زنان باید خود را رشد بدهند. درست است که دختران ما در دانشگاه ها از پسران جلو می زنند ولی این یک درس آکادمیک است که آن ها می آموزند. آن ها توی خانه هستند کاری ندارند، می نشینند کتاب های درسی را می خوانند و سریع هم وارد دانشگاه می شوند ولی بدلیل این که یک چیزهایی را درست نکرده، همین هم که موفق میشود دکترا بگیرد بازهم درجامعه ما جنس دوم است، نفر دوم است. چرا؟ چون من می خواهم بگویم که رشد اصلی را نکرده. اولا به خودش اعتماد پیدا نکرده، دوم این که یک سری تجارب را که باید بدست آورد، پیدا نکرده، آن آگاهی که من هم می توانم از حقوق برابری با مرد برخوردار بشم و هنوز از آن غافلم، یعنی باید به توانایی های خودش آگاه بشود.

من حرفم این است که زنان باید از حقوق خودشان دفاع کنند. آنها باید بیاموزند که چگونه می توانند باشند.

 

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون     |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون     |    آدرسهای مفيد
تماس با کانون: kanun@andischeh.com