آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

 موسيقی

   

مايکل مور کارگردان آمريکايی :
 خدايا از تو ممنون که صدام را دوباره به ما برگرداندی!

 خدايا از تو ممنون که صدام را دوباره به ما برگرداندی!

اوبايد واقعا دراين مدت خيلی دلش برای ما تنگ شده باشد!

ما با آن صدام قديمی خيلی  گرم و صميمی بوديم، آنقدر که تصميم گرفتيم به او تصاوير ساتلیت (ماهواره) بدهيم که او بتواند و قادر باشد مقر سربازان و نفرات ايرانی را شناسايی کند. ما به خوبی می دانستيم که او چگونه از اين اطلاعات استفاده خواهد کرد، آنقدر مطمئن بوديم که به محض اينکه تصاوير جاسوسی  را به او داديم، او بلافاصله ايرانی ها را گاز شيميايی زد. و البته ما کاملا سکوت کرديم،  چون صدام "دوست" ما بود، و ايرانی ها "دشمن" بودند.

مايکل مور کارگردان آمريکايی

برگردان الميرا مرادی

 

سه شنبه ٢۵ آذر ١٣٨٢ – ١۶ دسامبر ٢٠٠٣

آخر و عاقبت، ما فرانکشتين مان را گرفتيم...او در يک سوراخ عنکبوت بود!

 خدايا واقعا از تو سپاسگزاريم که صدام را دوباره در دستان ما آمريکائيها قرار دادي!

او واقعا بايد در اين مدت از دوری ما خيلی بيقرار شده باشد، چقدر هم ريخت و قيافه اش درب و داغون شده بود! اما حداقل خوبی اش اين بود که يک چک آپ مجانی از دندانهايش کرد،  اين چيزی است که بيشترما آمريکائيان شانس آنرا نداريم. آمريکا قبلا صدام را خيلی دوست داشت. ما عاشق صدام بوديم. ما او را کشف کرديم. ما او را مسلح کرديم.  ما او را کمک کرديم که سربازهای ايرانی  را به گاز شيميايی ببندد !    اما او بعدا خراب کرد . او رفت سراغ ديکتاتوری کويت و آنجا را به اشغال خود در آورد، و بعد درادامه عمل بدش حتی کار بدتری هم انجام داد : او بهترين دوست ما ديکتاتوری عربستان سعودی و ذخاير پهناور نفتی اش  را مورد تهديد قرار داد. بوش های ما (پدر و پسر)  و خانواده سلطنتی عربستان صعودی ،شرکای اقتصادی بسيار نزديکی با هم هستند و خوب  به اين ترتيب اينجوری در آن سال های 1990  صدام يک  اشتباه لپی کرد که به مال و منال آنها نظر داشت.  از آنجابود که  طالع بخت صدام برگشت.    قبلا اصلا اينجوری نبود ، صدام دوست و متحد ما بود. ما رژيم او را پشتيبانی می کرديم . البته ناگفته نماند که  اين اولين باری هم نبود  ما يک قاتل را کمک می کرديم.

 ما دوست داشتيم نقش دکتر  فرانکشتين را بازی کنيم. ما يک عالمه هيولا ها  و اعجوبه های عجيب و غريب ساخته بوديم : شاه ايران- سوموزا ی نيکاراگوئه- پينوشه ی  شيلی  و آنوقت جنون آدم کشی و قتل عامی که اين ديکتاتورهاانجام می دادند را نديده می گرفتيم، يا  خودمان را می زديم به آن راه واز اينهمه کشت و کشتارديکتاتورها اظهار تعجب می کرديم. ما صدام رادوست داشتيم چون او اين جربزه را  داشت که با آيت الله ها بجنگد.  خوب ما هم  يک چند صد ميليارد دلاری  کمکش کرديم که  بتواند مقداری اسلحه بخرد. سلاح های کشتار دسته جمعی !

 بله درست است، او اين سلاح ها را داشت. ما بايد بهتر بدانيم، ما آنها را به او داديم ! ما درطی سالهای 1980 به کمپانی های معظم آمريکايی اين اجازه را داديم و تشويقشان کرديم که اين معاملات را با صدام انجام بدهند. به اين دليل هم بود که اومواد  شيميايی و بيولوژيکی خريد که بتواند از سلاحهای شيميايی و بيولوژيکی در جنگ با ايران استفاده کند. اينجا ليست يک سری از چيز هايی که  ما برای صدام فرستاديم حهت اطلاعتان می آورم ( البته با استناد به  يکی از گزارشهای سنای آمريکا در سال 1994) :

باسيل آنتراکس: علت و موجب بيماری سياه زخم است

 کلوستريديوم بوتولينيوم:  که منشا سم بوتولينيوم است       

 هيستوپلاسما کپسولاتام:  که موجب حملات عصبی در  شش ، مغز، نخاع و قلب می شود

بروسلا مليتنسيس : يک نوع باکتری که ميتواند به بسياری از اندام های بدن صدمه بزند

کلوستريديوم پرفرينجنز : يک باکتری سمی بسيار قوی که موجب بيماريهای مزاجی می شود

کلوستريديوم تتاني، يک ماده عالی توليد کننده مواد سمي

و حالا در اينجا نام بعضی از کمپانی های بزرگ آمريکايی که در تقويت و پشتيبانی از صدام با او اين معاملات را انجام دادند :

، Kodak ، Dupont ،Dow Chemical،  Caterpillar  ، Bechtel ،  AT&T

 ليست کامل کمپانی های آمريکايی در اين آدرس موجود است :   IBM  و  Hewlett- Packard

    http:// www.laweekly.com/link/03/23/news-corgan.php

 

ما با آن صدام قديمی خيلی  گرم و صميمی بوديم ، آنقدر که تصميم گرفتيم که به او تصاوير

 بدهيم که او بتواند و قادر باشد که مقر سربازان ونفرات ايرانی را شناسايی کند. ما به Satellite   

خوبی می دانستيم که او چگونه از اين اطلاعات استفاده خواهد کرد، آنقدر مطمئن بوديم که به محض اينکه تصاويرجاسوسی  را به او داديم ، او بلافاصله ايرانی ها را گاز شيميايی زد. وا لبته ما کاملا سکوت کرديم،  چون صدام "دوست" ما بود، و ايرانی ها "دشمن" بودند.

 يک سال بعد از اولين باری که او ايرانی ها را شيميايی کرد، ما روابط ديپلماتيک خود را با صدام باز سازی و بهتر کرديم ! کمی بعد او مردم خودش را شيميايی کرد، منظورم کردها است. ممکن است فکر کنيد که خوب اينجا ما بايد ديگر همکاری خودمان را با او قطع می کرديم. البته کنگره سعی کرد که يک تحريم اقتصادی بر صدام تحميل کند اما کاخ سفيد و ريگان بلافاصله اين پيشنهاد را رد کردند، آنها نگذاشتند که اين جور چيزها دوست خوب و با صفايی را از خط خارج کند.  ما يک جوررابطه عاشقانه و معنوی با اين فرانکشتينی که بخشی اش دست پرورده خودمان بود، برقرار کرده بوديم. و درست مثل همان فرانکشتين افسانه ای ، صدام ذره ذره از کنترل ما  خارج می شد. او ديگر هر چيزی که بوسيله اربابش به او گفته می شد ، انجام نمی داد. صدام را ديگربايد به دام می انداختندو اسيرش می کردند .

 خوب الان اسير شده است و از دنيای وحوش و بيابان و صحرا باز گردانده شده است  ،حالا  شايد حرفی - چيزی راجع به خالقان خودداشته باشد که به ما  بگويد. آنوقت شايد ما مردم هم  چيزهاي....جالبی در اين مورد بشنويم  . اما در عين حال کسی نمی داند، شايد  دا ن رامسفلد باز هم لبخندی به صدام بزند و دستش  را بفشارد. درست مثل سال 1983 که  به ملاقات صدام رفت و دستش را فشرد.

باری ، اگر رامسفلد وبوش پدر و ساير همکاران در آن سالهای دهه ی 80  آنقدر در مورد اين هيولای صحرا ذوق زده و هيجان زده نبودند ، شايد ما در اين موقعيتی که الان هستيم، نبوديم.  راستی شايد آن  يکی فرانکشتين ما که سه هزار نفر را در جريان 11 سپتامبر کشت ، همين الان در يک سوراخ موش قايم شده باشد.  خوب يک عالم از اين هيولاهای ريز و درشت(ما) هنوز موجودند، در حالی که زمان کمی به انتخابات بعدی رياست جمهوری آمريکا باقی مانده است.

 قابل توجه کانديداهای حزب دمکرات ! 

 

اين حرام زاده های پست ما رابر اساس يک  دروغ به جنگ در عراق  فرستادند، کشتاری که قطع نمی شود.  جهان عرب از ما نفرت شديدی دارد و ما  برای اين کاری که کرديم بايد تا سالهای سال تاوان پس بدهيم.   تازه ،  تمام اين چيزهايی که در اين 9 ماهه اتفاق افتاده ، يک ذره هم موقعيت ما را امن تر از آنچه که قبل از جريان 11 سپتامبر بوده ، نکرده است.  صدام به هيچوجه حتی يک ذره هم  تهديدی برای امنيت ملی ما محسوب نمی شد.

فقط اشتياق ما برای خلق  فرانکشتين ها بوده که  ما را محکوم به فنا می کند.

 دوستدار شما،

مايکل مور

14 دسامبر 2003

mmflint@aol.com

http://www.michaelmoore.com

 پانويس ها:

  For a look back to the better times of our relationship with Saddam Hussein, see the following:

Patrick E. Tyler, "Officers say U.S. aided Iraq in war despite use of gas," New York Times, August 18, 2002.

"U.S. Chemical and Biological Warfare-Related Dual Use Exports to Iraq and their possible impact on health consequences of the Gulf War," 1994 Report by the Committee on Banking, Housing and Urban Affairs.

William Blum's cover story in the April 1998 issue of The Progressive, "Anthrax for Export.”

Jim Crogan's April 25-May 1, 2003 report in the LA Weekly, "Made in the USA, Part III: The Dishonor Roll."

"Iraq: U.S. military items exported or transferred to Iraq in the 1980s," United States General Accounting Office, released February 7, 1994.

"U.S. had key role in Iraq buildup; trade in chemical arms allowed despite their use on Iranians and Kurds," Washington Post, December 30, 2002.

"Iraqgate: Saddam Hussein, U.S. policy and the prelude to the Persian Gulf War, 1980-1994," The National Security Archive, 2003 

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com