آرشيو

شعر

داستان

پژوهش

طنز

مصاحبه

نمايشگاه

 موسيقی

   

 5مهر: هشتمين سالگرد قتل نجيب الله يادآور خاطره های دردناک برای ملتی لگد مال شده

5 مهر 1383 ، به نقل از سايت روشنگری

هشت سال پيش دکتر نجيب الله آخرين رئيس جمهور افغانستان در کابل به طرز فجيعی به قتل رسيد و با قتل او راه به قدرت رسيدن طالبان هموارشد. همان زمان يکی از تحليل گران برجسته لوموند نوشت افغانستان آخرين شانس خود را برای بازيافت جامعه مدنی از دست داد و اين کشورديگر از خاکستر برنخواهد خاست.اين به خاطر سوابق نجيب الله نبود و نيز او نماينده گرايشات مترقی افغانستان به شمار نمی آمد، او در بحبوحه ی بحران فاجعه بار ناشی از اشغال مصيبت زا و غير قانونی شوروي، شيوه مقابله آمريکا با اين اشغال از طريق تربيت مجاهدين افغان وتربيت بنيادگرايان کينه توز اسلامي، احياء جهاد که به نوشته اکونوميست قرن ها بود به صورت يک تاکتيک سياسی از جوامع اسلامی رخت بر بسته بود و ويرانی کامل زير بنای اقتصادی و اجتماعی افغانستان در اين جنگ جهادي، حکومت نجيب به تنها امکان عملی و آخرين شانس تبديل شده بود. اما آن زمان برکسی پوشيده نبود که طالبان بهترين آلترناتيو آمريکا برای افغانستان به شمار می آمد و حتی وقتی به قدرت رسيد قرار بود سفير آمريکا به آن تبريک بگويد واولين کشوری باشد که آن را به رسميت بشناسد که بنا بر نوشته لوموند با تلگرافی از وزارت خارجه اين مساله متوقف شد. به هر حال آن ائتلافی که مجاهدين در آغوشش پرورش يافت يعنی ائتلاف آمريکا، عربستان و پاکستان، و طالبان را به قدرت رسانيد، حداقل در عدم تثبيت حکومت نجيب الله و فراهم آوردن زمينه قتل او و همه ی عواقب ناشی از آن مسوول است. امروز بسياری در افغانستان به خاطر قتل او افسوس می خورند. اين افسوس بيش از آن که نشانه علاقه به نجيب باشد، نشانه درد عميقی است که ملت افغانستان در پيکر سراسر زخمی خود احساس می کند.
بی بی سی مقاله ای به مناسبت سال روز قتل نجيب الله دارد که اگرچه محورهای اصلی واقعيت در آن به کلی درهم شکسته شده است وبه ويژه ائتلاف جهانی با مجاهدين و طالبان در آن بکلی ناديده گرفته شده، اما سايه روشنی هايی از حوادثی که در اين رابطه روی داد را به دست می دهد:

ستار سعيدی.بی بی سی
درو ششم ميزان، هشتمين سالگرد کشته شدن دکتر نجيب الله، رييس جمهوری پيشين افغانستان به دست طالبان است.
مردم کابل خزان سال 1375 خورشيدی را با اضطراب تصرف پايتخت توسط جنگجويان بنيادگرای طالبان آغاز کردند.

دو سال از تشکيل اين گروه در افغانستان می گذشت و طالبان پيش از کابل، شهرها و مناطق زيادی را تصرف کرده بودند.

آوازه تفسير سختگيرانه آنان از شريعت اسلامی و عملکردشان در شهرهای ديگر چون قندهار، هرات و جلال آباد به گوش مردم کابل رسيده بود و کابليان نيز با توجه به پيشرويهای سريع و پی در پی طالبان، حضور آنان را در شهر خود دور از انتظار نمی دانستند.

بی ترديد اين خبر نيز به مردم پايتخت رسيده بود که طالبان در چند سال گذشته شهرهای تحت تصرفشان را با آرامش نسبی حفظ کرده بودند، در حالی که کابل از نخستين هفته های پس از حضور مجاهدين، کمتر شبی را آرام گذرانده بودند.

دنيای نو و کهنه طالبان
حضور طالبان، ترکيبی از جهان کهنه و نو را در ذهنها تصوير می کرد.
طالبان دستار پوش با ريشهای انبوه و چشمهای سرمه کشيده، سوار بر داتسونها و تويوتاهای مدل بالا، زمانی خيابانهای کابل را تسخير کردند که همانگونه که سران و رهبران مجاهدين دست از جنگ کشيدند و شهر را ترک کردند، خورشيد پنجمين روز ميزان هفتاد و پنج نيز، در پشت کوههای غرب پنهان می شد.

با وجود خارج شدن گروههای رقيب از شهر کابل، مردم اين شهر، شب شش ميزان را نيز با آرامش سپری نکردند و صدای انفجار و شليک گلوله به طور پراکنده تا ساعات اوليه صبح شنيده می شد.

نخستين اقدام: کشتن دکتر نجيب
صبح روز بعد، مردم با فريادهای جارچيانی از خواب بيدار شدند که آنان را به تماشای جسد آويخته دکتر نجيب الله، رييس جمهور سابق افغانستان در چهارراه آريانا فرا می خواندند.
به گفته شاهدان عيني، جسد دکتر نجيب الله در حالی که آثار ضرب و شتم پيش از کشتن در سر و صورتش مشاهده می شد و لباس محلی به تن داشت، از جايگاه پليس ترافيک در چهارراه آريانا آويخته شده بود.

از پايه ديگر جايگاه نيز، جسد شاهپور احمدزی برادر جوان تر دکتر نجيب الله آويخته شده بود که آثاری از شکنجه و ضرب و شتم نداشت.

طالبان در ميان انگشتان بی حرکت و خون آلود دکتر نجيب الله، پول و سيگار گذاشته و بدين ترتيب، جسد او را به تمسخر گرفته بودند.

چهارراه آريانا با ارگ رياست جمهوري، جايی که دکتر نجيب الله شش سال در آن حکومت می کرد و دفتر سازمان ملل متحد که رييس جمهور سابق افغانستان از زمان سقوط حکومتش در سال 1371 خورشيدي، به مدت پنج سال در آن به سر می برد، فاصله کمی دارد.

اين چهارراه اکنون، هشت سال پس از کشته شدن دکتر نجيب الله و سه سال پس از سقوط طالبان، بيشتر به يک منطقه نظامی شبيه است.

حصارهای امنيتی و سيمهای خاردار و سربازان تا دندان مسلح ائتلاف ضد تروريسم و کمک به امنيت، چهارراه آريانا را از مسير رفت و آمد مردم حذف کرده است.

مردم از دکتر نجيب الله می گويند

اما آيا مردم کابل اکنون و پس از سه سال، خاطره بامداد ششم ميزان را فراموش کرده اند؟ دکتر نجيب الله، اکنون بعد از هشت سال، چه جايگاهی در ميان مردم دارد؟


نظر برخی از شهروندان کابل را در اين مورد جويا شدم:
"وقتی طالبان کابل را گرفتند، توانستند دکتر نجيب را به شهادت برسانند، او را به خاطر خط ديوراند به شهادت رساندند، بايد بزرگان ما، همانگونه که احمدشاه مسعود را قهرمان ملی کردند، دکتر نجيب را هم بايد قهرمان کنند (بنامند)."

"جايگاه دکتر نجيب در ميان مردم همين است که او هيچ جايی برای خود نساخته است، در کابل يک خانه هم ندارد، خانواده اش در پاکستان و هند مهاجر هستند."

"من فکر می کنم که مانند هر کس ديگر، او هم بايد يک روزی جواب پس می داد و همان صحنه ای که ديديم (آويختن او در چهارراه آريانا)، در همان جا به جزای اعمال خود رسيد."

"دکتر نجيب الله، زمانی رييس خاد (اداره امنيت افغانستان) بود، همان اداره متهم به کشتن تعداد زيادی از مردم بيگناه افغانستان بود، اما اقدامات بعدی او، تقريباً کارهای اول او را از ذهن مردم پاک کرد."

دکتر نجيب الله در رياست خاد
بی ترديد، اينها نماينده تصوير ذهنی تمام مردم از شخصيت و عملکرد دکتر نجيب الله نيست، نام اين رييس جمهوری پيشين افغانستان، در مقطعی از تاريخ اين کشور، با سازمان خدمات امنيت دولتی (خاد) و عملکرد آن گره خورده است.

دکتر نجيب الله، در سالهای آغاز دهه شصت خورشيدي، رييس خاد بود که نام آن در ذهن برخی از مردم، شکنجه و کشتار جمعی مخالفان دولت را زنده می کند.

نصرالله استانکزی استاد دانشگاه در کابل، معتقد است که رياست دکتر نجيب بر اين سازمان، از زاويه های منفی شخصيت اوست که در ذهن مردم باقی مانده است.

علاقه به دکتر نجيب در واکنش به عملکرد ديگران

خيلی ها هم معتقدند که محبوبيت امروزی دکتر نجيب الله در ميان مردم، نوعی محبوبيت واکنشي، با توجه عملکرد حکومتهای پس از وی بود.

به نظر می رسد پيشبينی های دکتر نجيب الله از وضعيتی که پس از حکومت وی به وجود آمد نيز به اين محبوبيت افزوده است.

اما علت کشتن دکتر نجيب الله چه بود؟ چرا طالبان در نخستين ساعات تصرف کابل، اقدام به اين کار کردند؟

توطئه خارجی يا اختلافات حزبی
نصرالله استانکزی استاد دانشگاه، اين احتمال مطرح شده توسط شهروندان را که دکتر نجيب الله، قربانی تاکيد خود بر حل مناقشه مرزی با پاکستان شد تاييد می کند.

اما وحيد مژده نويسنده کتاب "افغانستان و پنج سال سلطه طالبان" در زمان حاکميت اين گروه، کارمند بلندپايه ای در وزارت خارجه افغانستان بوده است.

آقای مژده که از نزديک با سرکردگان طالبان در تماس بوده، احتمال اختلافات و تصفيه حسابهای درونی حزب دموکراتيک خلق افغانستان را که دکتر نجيب الله عضو آن بود، پر رنگ تر از نقش خارجی در کشته شدن او می داند.

او می گويد که طالبان در ابتدا با کابل آشنايی نداشتند، بنابراين، پيدا کردن دفتر سازمان ملل و شناسايی دکتر نجيب الله، کار مخالفان او در حزب خلق بوده است.

دولت مجاهدين برای دکتر نجيب چه کرد؟
دکتر نجيب الله پس از سقوط دولتش در بهار سال 1371 خورشيدی به بعد، همواره در دفتر سازمان ملل متحد در کابل به سر می برد.

برخی از سران و رهبران مجاهدين، بعد از کشته شدن دکتر نجيب الله به دست طالبان، ادعا کرده بودند که قصد داشتند او را نيز با خود به خارج از کابل منتقل کنند تا از آسيب طالبان در امان باشد، اما خود او نپذيرفته بود.

به هر صورت، پس از هشت سال، دکتر نجيب الله رييس جمهور پيشين افغانستان، برای برخی از مردم اين کشور يک شخصيت ملی است که از او به عنوان شهيد نام می برند و عکسها و فيلمهايش، در بازارها به فروش می رسد، همچنان که برخی از مردم، همچنان او را قصاب کابل و حکومتش را ادامه حکومت کودتا می دانند.

از شهيد تا قصاب
صرف نظر از حرفهايی که در مورد دخالتهای خارجی در کشته شدن دکتر نجيب الله وجود دارد، اگر بپذيريم که طالبان تصور می کردند با کشتن وي، دل مردم را به دست خواهند آورد، تصويری که امروز از دکتر نجيب در ذهن بيشتر مردم وجود دارد، نشان می دهد طالبان به هدف خود نرسيدند.

رژيم طالبان، در سال 1380 خورشيدي، با پشت سرگذاشتن پنج سال حاکميت سختگيرانه بر بخشی زيادی از افغانستان، به جرم پناه دادن به گروههای متهم به اعمال تروريستي، با حمله ائتلاف بين المللی ضد تروريسم به رهبری آمريکا، سقوط کرد.

< برگشت >

صفحهً اصلی    |    در بارهً کانون    |    اساسنامهً کانون    |    برنامه های کانون    |    آدرسهای مفيد

Links     |     Programme     |     Statut     |     Über uns     |     Home

تماس با کانون :      kanun@andischeh.com